تبليغاتX
گناباد شناسی
معرفی ملامظفر گنابادی

 

نام اصلی اش محمد قاسم بوده و نام پدرش ملامظفر(گاهنامه سال1307)در گناباد متولد شده و معاصر شاه عباس بزرگ صفوی و از مشاهیر و دانشمندان مشهور علم ریاضی،نجوم و حکمت قدیم بود.وی باشیخ بهایی معاصر بوده است با دو پسرش به نامهای محمد تقی و میرزا شفیع و هم چنین ملا جلال الدین محمد یزدی از منجمان دربار شاه عباس اول بوده اند.در سیاحت نامه شاردن آمده است که

:((همه اختر شماران و منجمین ایرانی دست کم بزرگ آنان از ایالات خراسان از بلده کوچک گناباد ازیک خانواده مشهوری که اختر شماران بزرگی از آن برخاسته اند، بودند دانشمندان فلکی ایران طی شش هفت قرن اخیر همگی ازسرزمین خراسان بوده اند. و شاه جزء اختر شمارانی که در گناباد زاییده و پرورش یافته باشند کسی دیگر را به خدمت نمی پذیرند.در بلده ی مزبور یک مدرسه هیئت و نجوم وجود دارد.(این مدرسه با نام مدرسه نجومیه هم اکنون در جنب مسجد جامع شهر وجود دارد.و در زمره ی آثار میراث فرهنگی است.)

استادان علوم فلکی فرزندان خود را از تمام اکناف و اطراف ایران برای آموزش به آنجا اعزام میدارند و مدعی هستند که موجبات توسعه،ترقّی علوم فلکی در خراسان همان صفای زیاد و خشکی بیش از حد آن سامان است.دانشوران خراسان تاریخ وفاتش را سال(1071ﻫ ق)ذکر کرده و درسال 1030ﻫ ق ملا مظفر از احوال کواکب و ضعف حال مشتری و بودن مریخ دربرج عقرب استنباط کرد که یکی از علمای بزرگ زمان خواهد مرد و شکستی بر مذهب وارد خواهد شد و خبر مرگ شیخ بهاءالدین عاملی داد و اتفاقاً همان طور هم شد و این پیشگویی را از کتاب تنبیهات او نقل کرده اند.))

کاروان هند به نقل ازتقی اوجدی نوشته است که:((مظفر خیل پاک نهادی،منصور سپاه رندی و نامرادی مظفر گنابادی ، در بیشه ی معانی غضنفر و بر سپاه بیان مظفر است. در این ازمنه(حدود1024ﻫ ق)در آگره هند او را دیدم که از دیانت خان مستفیض شده و به وطن مراجعت می نمودند مثنوی فرهاد و شیرینی گفته که بیتها و معنی های خوب دارد .خوشمزه گویی های بسیار می کند.))

چون شاه عباس به عقاید منجمین و طالع بینان و اخباری که از آنان می شنید اعتقاد تام داشت از این رو در بیشتر کارهای مهم با آنان مشورت می کرد از جمله در چندین مورد از نظریات ملامظفر پیروی نمود.که چند نمونه به طور خلاصه از کتاب زندگی نامه شاه عباس مجلد2 ذکر می شود

هنگامی ک شاه عباس در سال 1027ﻫ ق در آذربایجان با خلیل پاشا سردار عثمانی در جنگ بود چون در برابر یکصد و پنجاه هزار نفر سوار ترک بیش از چهل سوار نداشت.به سرداران خود دستور دادکه از جنگ احتراز و از دشمن عقب نشینی نکنند.حتی چون خبر رسید که سردار ترک می خواهد بر قوای ایران شبیخون زده به طرف اردبیل پیش آید،شاه عباس دستور داد که حرم و بار و بنه را به مازندران بفرستد و اردبیل را خالی کنند.

ولی جمعی از ندیمان و وزیرانش اورا از این کار به مدت نه ماه  باز داشتند.

در همان حال ملا مظفر جنابذی و پسرش محمد شفیع ، که هر دو از منجمان مخصوص شاه بودند،به او مژده دادند که احوال ستارگان حاکی ازپیروزی شاه قزلباش است.سپاه نیز باور کرد و آن دو را به اردوی قرجفای خان سپه سالار ایران فرستاد .تا در آنجا ساعت مناسب جنگ را با اسطرلاب معین کنند و سردار را فقط در آن ساعت اجازه جنگ دهند. و تا ساعت محقق نگردد سربازان را از محاربه باز دارند.و اتفاقاً سپاه ایران بر سربازان پیروز شدند.))

پیش گویی ملا مظفر به نقل جلد دوم زندگی نامه شاه عباس این است که((در سال1034ﻫ ق چون قرآن نخستین در برج جدی واقع شد و این دلالت دارد که بر حاکم و عامل آن شهرهایی که به این برج منسوب است آسیبی خواهد رسید ملا مظفر نهانی در سفر به آذربایجان به شاه اطلاع داد که نورالدین محمد جهانگیر(شاه سلیم)پادشاه هند در آن سال خواهد مرد،پس از اندک زمانی خبر مرگ وی به ایران رسید)).

تألیفات ملامظفر

1-تنبیهات المنجمین:مشتمل بر یک مقدمه و شش باب و خاتمه است.در دهم صفر سال1024ﻫ ق خاتمه یافت در احکام نجومی برای شاه تألبف کرده و در سال 1284ﻫ ق چاپ سنگی شده است.( و اعیان الشیعه و ریحانة الادب)این کتاب به صورت خطی در کتابخانه ملا محمد علی خوانساری در نجف موجود است.(الذریعه).

2-شرح بیست باب،نظام الدین عبدالعلی بن محمد بیرجندی(مستوفی924ﻫ ق) که حکیم و منجم معروف قرن خود بوده است این کتاب از مهمترین کتب نجومی درباره ی تقویم رقمی و علم نجومی است که برتبحّر مؤلّف آن دلالت می کند برای شاه عباس تدوین نموده و شیخ بهایی در پشت کاب تفریضی مشتمل بر تمجید از شرح و شارع در سال1023ﻫ ق نوشته است و در سال 1298ﻫ ق در قمک چاپ سنگی شده است و به بیست باب ملامظفر معروف است.

3-منتخب التنبیهات،که خلاصه تنبیهات منجّمین می باشد در اول این کتاب نام و نسب خود را ذکر نموده موجود است.(الذریعه)

این کتاب در کتابخانه ی حاج علی نجف آبادی که وقف حسینیه ی تستریه نجف اشرف نموده است.

4-حاتمیّه،در بیان خطّ نصف النّهار و معرفت سمت قبله و به همین جهت آن را قبله الافاق گویند و آن را به نام خواجه ناصر الدولۀ والد حاتم بیک که از اکابر و ارکان دولت و وزیر شاه عباس بوده تألیف نموده است(ریحانة الادب،دایرة المعارف اسلامیه)

5-اختیارات النّجوم،بخشی از مقدمه کتاب تنبیهات المنجمین:

((سپاس و ستایش مالک الملکی را سزاست که نظریه شفقت و مرحمت سیّاحان عالم خاک را به سیّاحان محیط افلاک آشنا و مربوط ساخت و انتقادات اجرام علوی را باعث امتزاجاتِ اجسام سفلی کرد))

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 17:27
محمد پروین گنابادی

استاد در سال 1282 هجری شمسی در کاخک گناباد از شهرهای استان خراسان زاده شد. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین روحانی و اهل علم بود. استاد پس از طی ایام کودکی و خاطرات شیرین آن، تحصیلات مکتب خانه ای را در همان کاخک نزد پدر و دو مکتب دار دیگر فرا گرفت. انس و الفت وی به معیار اسلامی و زبان و ادب فارسی حاصل همین ایام بواسطه فراگیری قرآن، صد کلمه دیوان حافظ، نصاب و حساب و جامع المقدمات و ... بود.
از آن پس در مدرسه حبیبه فردوس (تون) و یک سال نیز در قاین برای تحصیل اقامت نمود، اما این مقدار عطش وی را فرو نمی نشاند. 15 ساله بود که به مشهد مقدس و جوار ملکوتی حضرت امام رضا (ع) راه یافت و در مدرسه فاضل خان سکنی گزید. شرح قطر، سیوطی و جامی را نزد مدرسان همان مدرسه و شرح نظام مغنی، مطول ومقامات حریری، معلقات سبع و عروض را در حلقه ی ادیب نیشابوری، در مدرسه ی نواب فرا گرفت و چون علاقه ی وافر به درس و بحث محضر استاد از خود نشان می داد، در زمره ی شاگردان خصوصی وی درآمد و به اشارت وی، تخلص «پروین» را برگزید.
فلسفه و حکمت قدیم را از حاج فاضل و آقا بزرگ حکیم آموخت. در همین ایام تحصیل بود که فرصتی دست داد تا با شاعر نامدار و شیرین سخن، ایرج میرزا آشنا شد. در 20 سالگی و در اوج بهره وری از محضر اساتید و دانشمندان، به دنبال ضعف و شکستگی پدر و تنگی معیشت و نیز به جهت تأمین بخشی از هزینه های زندگی، به کسوت معلمی درآمد و ب تعلیم نو آموزان پرداخت و تا سال 1342 که بازنشسته شد به مدت 40 سال متوالی در مقاطع و دارس مختلف چون دبستان احمدی، دبیرستان شاه رضا، مدرسه ی ارامنه، دبیرستان ابن یمین، دبیرستان دخترانه شاهرخ مشهد و دبیرستان البرز تهران تا دانشکده زبان های خارجی و دانشکده ادبیات تهران، مدرسه ی عالی آمار و پژوهشکده ی فرهنگ ایران ( دوره فوق لیسانس و ... ) تدریس می نمود. در واقع آخرین شغل استاد، ریاست دانشسرای عالی دختران مشهد بود و در همین اوان روزنامه ای هم منتشر کرد.
در سال 1322 از سوی مردم سبزوار به مجلس شورای ملی راه یافت و ساکن تهذان شد. پس از سپری شدن ایم وکالت، مدتی سرگرم مطالعه و تحقیق بود تا آنکه در سال 1328به پایمردی استاد مدرس رضوی، با علامه دهخدا آشنا شد و همین آشنایی بود که شخصیت حقیقی علمی، اخلاقی و تربیتی استاد را ساخت و عمده تألیفات و مقالات وی در خلال همین همکاری مداوم با علامه در لغت نامه صورت پذیرفت.
پس از آغاز به کار در لغت نامه علامه دهخدا برای آشنایی با نوع کار وی 8 حرف منتهی الارب را برای فیش کردن بدو سپرد. استاد پس از مدتی کار متوجه غلط های فاحش متنی و ترجمه ای در منتهی الارب شد. چون وقت تحویل فیش ها رسید نزد علامه دهخدا رفت. خود در این باره می گوید: «من تمام فیش هایی را که کار خارق العاده به نظر می رسید، نزد ایشان گذاشتم. استاد در شگفت شد که این همه کار (شاید بیش از 200-300 هزار فیش) را چگونه انجام داده ام؟ و باز به حکم داشتن سوء ظن، بی درنگ به بررسی آنها پراختم. زیرا می پنداشتند این همه کار با بی دقتی توأم بوده است!
پس از بازرسی به ایشا عرض کردم جناب استاد! این متن، غلط های بسیاری دارد. از این جمله سخت برآشفته شد و گفتند: غلط چاپی؟ گفتم: خیر قربان! غلط متن، غلط ترجمه. از این کلمات بیشتر برآشفتند و گفتند نمی شود آقا! این متن بهترین کتاب عربی به فارسی است و من به دوستان گفته ام چشم بسته و بی مراجعه، فیش های منتهی الارب را بنویسند.
من یکباره دسته ای بزرگ از فیش های غلط را با مقاله هر یک از متن های معتبر همچون: تاح العروس، قاموس، لسان العرب، اقرب الموارد خدمت ایشان گذاشتم.
مرحوم دهخدا پس از خواندن چند فیش غلط سخت در شگفت شدند... به من بی اندازه ابراز محبت و لطف کردند و گفتند: تو باید در اتاق خود من و نزد خودم کار کنی. می دانم روزگاری طلبه بوده ای و از روی زمین نشستن بدت نمی آید. (علامه دهخدا در محل کار بر روی زمین می نشست)
از همین جا بود که به علت ممتاز بودن شیوه ی کار ، وی مورد توجه مرحوم علامه دهخدا واقع شد. طی دو سال یک میلیون فیش از متنهای مهمی چون منتهی الارب و کلیات سعدی، همسه نظامی، تاریخ قم، فارس نامه ابن بلخی، تاریخ بخارا، محاسن اصفهان، مثنوی، شاهنامه،انیس الطالبین بخاری، لغات محلی شوشتر (نسخه خطی) استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت های خود بر این گنجینه افزود. علاوه بر تنظیم حرف (ذ) با همکاری علامه دهخدا و تدوین (ط) و چندین جلد از حرف (الف) ویرایش اخبار عده ای از تنظیم کنندگان را بر عهده داشت. در خلال همکاری در لغت نامه، کار بررسی کتاب های اداره کل نگارش وزارت آموزش و پرورش و تصحیح متون دانشگاهی رشته های علوم فنی و علوم و... را نیز به مدت 12 سال بر عهده داشت.
با مجلات وزین آن دوره چون راهنمای کتاب، یغما، دانش، خصوصاً ماهنامه آموزش و پرورش همکاری داشت.
بخشی از مقالات وی به عنوان گزینه ی مقاله ها به وسیله انتشارات فرانکلین چاپ شده و برخی دیگر آن در ضمیمه این مقاله فهرست شده است.
چندین سال نیز در موسسه فرانکلین با استاد مجتبی مینوی در امر فیش کردن متن های فارسی همکاری نمود و ار آن پس اداره کار به بنیاد فرهنگ سپرده شد. در این مدت بیش از 14 متن کهن فارسی با دستان توانای وی فیش شد.
همچنین در تصحیح ترجمه لارو س مناژه با دکتر هشترودی همکاری صمیمی و نزدیکی داشت. ترجمه مقدمه ابن خلدون در دو جلد به همت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، اقبال فراوان جامعه علمی ایران را به دنبال داشت.
تکمیل و تنظیم تاریخ بلعمی، تنظیم چند متن تاریخی و ادبی دیگر از خدمات ارزنده وی بود. اما سرانجام مرگ اشارتی ست به حیات دیگر.
چند سالی بود که در منزل مسکونی خود واقع در اختیاریه در بستر بیماری افتاده بود. وی هرگز از ادامه ی کار و تحقیق، لحظه ای فروگذار نبود. وقتی که ضعف و ناتوانی بر وجود استاد مستولی گشت، در روز چهارشنبه اول شهریور ماه سال 1357 هجری شمسی (1398 هجری قمری) پس از 75 سال زندگی مفید درگذشت.
در تمام طول زندگی چند ساله اش مردی بود وارسته و سختکوش که به مشکلات تربیتی نسل جوان کاملاً آگاه بود و دارای حس هوشمند، سخنی رسا و ذهنی کمیاب بود. به میراث کهن و فرهنگی ایران سخت دل بسته بود و چون خدمتگزاری صدیق زبان و ادب فارسی، چنان که اکنون او را خدمتگزار صدیق زبان و ادب پارسی می نامیم.
یادش گرامی و روحش شاد باد.
 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 16:20
علامه بهلول بیلندی

از زبان علامه

سال يكهزار و سيصد و سى

دو كمتر سال, مهتابى نه شمسى

به روز هشت ماه جيم(1) ثانى   

مرا شد جا در اين دنياى فانى

 به سال هشتمين از فضل يزدان 

 به مكتب حفظ كردم كل قرآن

 از آن ساعت الى ده سال تكميل  

مرا بوده است, شغل و كار, تحصيل

 وز آن پس مدت ده سال ديگر     

 بدم از واعظان و اهل منبر

 پس از آن از قضاى چرخ مائل   

 شدم با فتنه سختى مقابل

  به مشهد گشت بر پا آتش جنگ 

زمين ها گشت از خون, ارغوان رنگ

از اشعار علامه بهلول


علامه حاج شيخ محمد تقي بهلول گنابادي در سال 1279 شمسي در روستاي بيلند -شهرستان گناباد پا به عرصه حيات گذاشت. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد و هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن شد. وي خواندن و نوشتن را در مكتب نزد پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت و دوره سطح را به پايان برد و اكثر تحصيلاتش از قبيل شرح لمعه- مطول- معالم- سيوطي، حاشيه و... را نزد پدر فراگرفت و از 7 تا 14سالگي به كار وعظ و روضه خواني مشغول بود. شيخ بهلول در سن 27سالگي به مشهد رفت و چون در آن زمان مسئله بي حجابي مطرح بود، رهبري مردم را براي حركت و قيام عليه دولت رضاخان برعهده گرفت. اولين مبارزه وي با رضاخان در برچيدن جشن و سروري بود كه در اول محرم در باغ ملي سبزوار به منظور آمدن همسر شاه مخلوع همراه با امان الله خان پادشاه افغانستان به سبزوار برگزارشده بود و بعد از اين واقعه چون تحت تعقيب قرار گرفت، پياده عازم قم شد. از ديگر مبارزات او به قيام مسجد گوهرشاد مي توان اشاره كرد كه بعد از آن به افغانستان تبعيد شد و مدت 30 سال را در افغانستان گذراند و در اين مدت كودكان بي سرپرست زيادي را سرپرستي كرد. از ويژگي ها و خصوصيات اخلاقي اين شيخ بزرگ كه زبانزد نزديكان وي بود، ذوق و ادب او بود؛ به طوريكه او بيش از 200 هزار بيت شعر سروده است و 50 هزار بيت شعر از ديگر شاعران را از حفظ داشت. وي مجتهدو مسلط به ادبيات عرب و سراينده اشعار، متون نغز و خواندني به زبان عربي و مسلط به تاريخ انبياي اسلام و شاهدي زنده بر تاريخ يكصدساله اخير ايران و جهان بود. همچنين وي به فقه اهل سنت مسلط بوده و سابقه تدريس در دانشگاه الازهر مصر را داشته و همچنين داراي فعاليت علمي و فرهنگي در راديو الشرق الاوسط مصر و راديو بغداد ، در پايان دوران تبعيد مي باشد.
 

چرا بهلول ؟

بهلول: عاقل مجنون نما و يا بهلول: عاقل با مسلکي خاص

نادره هايي در روزگار ديده مي شوند که افعال و حرکاتشان شيوه خاص دارد و موجب توجه و جذب ديگران مي گردند ؛ گاه با داشتن زيرکي وافر و هوشياري کامل خود را مجنون وانمود مي کنند و با اين شيوه به مقاصد مهم خود زودتر از عاقلان ميرسند و احيانا با تغيير مسلک زندگي و انتخاب شيوه اي غير متعارف ؛ مايه هاي نهفته در جانشان را آشکار مي سازند و در مردم اثري ژرف مي گزارند ؛ اينان نزد مردم به عنوان بهلول شناخته مي شوند. که نمونه آن فردي زيرک وبا جلال بود که در دوران هارون الرشيد به نام بهلول مجنون مي زيست. و اما علامه شيخ محمد تقي بهلول بيلندي : ايشان بهلول گرانقدري در ميان ماست که از دير زمان آوازه اش ميان مردم پيچيده و از قسم دوم است يعني بهلول با شيوه خاص ؛ زندگي ساده ؛ خوراک ساده ؛ پوشش ساده ؛ حرکت و جنبش فراوان ؛ پياده روي در راههاي دور با سن بسيار بالا ؛ حضور ذهن فوق العاده ؛ حفظ قرآن ؛ حفظ اشعار فراوان ؛ شوخ ؛ مزّاح ؛ جواب هاي کوبنده ؛ علاقه به اهل بيت ؛ تحمل مشقات طاقت فرسا در راه دين؛ شکيبايي و پذيرش سي سال زندان. برگرفته شده از (مقدمه اي از حضرت آيت الله شيخ ابوالقاسم خزعلي بر کتاب اعجوبه عصر بهلول قرن جهاردهم) علامه شيخ محمد تقي بهلول بيلندي مي فرمودند: در سنين کودکي براي زن ها منبر مي رفتم و بعد از منبر و درس اوقات فراقت خود را مشغول به بازي با حيوانات مي شدم زن هاي محل نيز مي گفتند: نه به اين منبر و روضه و درس و نه به اين بازي، او مثل بهلول امام صادق (ع) ديوانه است ، بنا بر اين از آن به بعد مشهور به بهلول شدم. در زمان رضاشاه نيز که قرار بود تذکره(شناسنامه) بدهند شهرت مرا بهلول بيلندي گرفتند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 18:15
قاليبافی در گناباد

 می توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالی در خراسان منظور نمود كه سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ دوم جهانی (1318) باز می گردد. احتمالا" در يك يا دو دهه قبل از شروع سدهء1300 هجری شمسی نيز قاليبافی به سبك و روش امروز قاليهای خراسان و با اسلوب جديد رايج بوده است. اگرچه امروزه قاليبافی در گناباد از هر حيث قابل مقايسه با ديگر شهرهای استان نيست و كاهش كيفيت در بافته های آنها تا حدودی خودنمايی می نمايد اما منابع موجود و مستند حكايت از فعاليت چشمگير اين ناحيه در سالهای دور گذشته دارد. امروز با نگاهی در خيابانهای كوچك و محدود گناباد به جز چند مغازه انگشت شمار نمی توان مكان قابل توجهی برای مشاهده دستبافهای اين ناحيه پيدا نمود. به عبارتی عليرغم وجود عوامل لازم و تامين مواد اوليه به ويژه در سالهای اخير، گرايش قابل توجهی از سوی مردم جهت بهبود كمی و بالاخص كيفی در اين بخش از اقتصاد منطقه ای و به عبارتی در اين بخش از فعاليت اقتصادی مردم مشاهده نمی گردد و عليرغم افزايش تعداد دارهای قاليبافی در سطح منطقه، تحول و جنبشی در جهت بهبود اين صنعت وجود نداشته و لذا در سطح فرشبافی استان، نام گناباد كمتر خود می نماياند. اما آنچه كه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده ای به صنعت قاليبافی در اين ناحيه می گردد، تنوع و كيفيت توليدات سالهای اخير بلكه قدمت و سابقه خاص گناباد در اين زمينه می باشد. سابقه ای كه نشان از توجه خاص متنفذين و و بزرگان اين ناحيه به قالی و قاليبافی می باشد و اين خود می تواند نشان از ريشه دار بودن قاليبافی در حومه گناباد، روستاهای بیلند وباغ آسیاو همچنين روستاهای رهن و ورياب در دهستان حومه و همچنين  نوغاب از قديمی ترين مناطق قاليبافی گناباد هستند كه تاريخ فرشبافی در آنها احتمالا" به سالهای اوليه شروع اين صنعت در گناباد باز می گردد و بنا به ادعا و گواه بسياری، روستای باغ آسياكه در ميان اهالی به باغ سياه شهره گشته، اولين منطقه در شروع قاليبافی گناباد می باشد. ارتباط دو كمپانی خارجی وابسته به كشور های آلمان و انگليس در سالهای قبل از 1317 با توليدكنندگان فرش گناباد به ويژه در باغ آسيا يكی از دلايل اصلی قدمت و اهميت قاليبافی در گناباد به ويژه روستای مذكور می باشد. احمد باغ آسيابی از معروفترين و شناخته شده ترين توليدكنندگان فرش دستباف گناباد بوده است كه بخش مهمی از توليدات وی بر اساس طرحهای سفارش داده شده از طرف كمپانيهای خارجی بوده است. به طور همزمان با با احمد باغ آسيایی، قوام ناصری در روستای رياب و معين الاشراف در روستای نوغاب واقع در 3 كيلومتری جنوب گناباد كه از ثروتمندين و متنفذين آن دوران بودند نيز به عنوان ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در منطقه گناباد فعاليت داشتند كه به عقيده بسياری از نظر قدمت و سابقه فعاليت در اين زمينه نسبت به مرتضی احمد باغ آسيایی دارای سوابق بيشتری هستند. ليكن توليدات مرتضی احمد بنا به اظهار تجار و دست اندركاران از كيفيت و برتری خاصی برخورداربوده است. در مورد قوام ناصری و فعاليت های وی هيچگونه اطلاعی در دست نيست ليكن پس از مرگ معين الاشرف پسر وی به نام حاج آقا معاوت، كار پدر را ادامه داد. توليدات وی تماما" با نام معاون التجاره عرضه می گشت. تاريخ فوت اين دو قبل از ميرزا احمد باغ آسيایی می باشد. در حال حاضر برخی از موقوفات معين الاشرف باغ آسيایی مانند سنگهای آسياب وقفی كه نام وی بر روی آنها حك شده در روستای نوغاب موجود است. از ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در گناباد، سيد حسن صالحعليشاه می باشد. صالحعليشاه پسر ملانور عليشاه از مجتهدين روزگار خود بود . صالحعليشاه اگرچه خودتبحری در بافت و اصول فرشبافی نداشت، ولی به دستور او فرشهای نفيسی در بيدخت گناباد تهيه گرديد كه همگی جهت مفروش نمودن زيارتگاه پدرش مرحوم نورعليشاه بود كه بر اساس نقل قول يكی از تجار و بافندگان قديم گناباد كه خود در حدود 30سال قبل تعدادی از بافته های كهنه و باارزش آنها را خريداری نموده بود، در بالای فرش و در قسمت حاشيه تمامی اين فرشها عبارت ((هو121)) به چشم می خورد. تمامی اين فرشها تجار و خريداران گناباد، مشهد و تهران خريداری و در حاضر هيچ نمونه ای از آنها موجود نيست. علی جان محمود زاده و حاج عباسعلی بيلندی از ديگر توليدكنندگان فرش در روستای جويمند گناباد بوده است.
به طور كلی شايد بتوان مطابق با اطلاعات موجود، فرشبافی در گناباد را به 2 دورهء نسبتا" متمايز تقسيم نمود كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهای مورد استفاده می باشد.
1- دوره اول: از زمان شروع قاليبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (1318). دراين زمان استفاده از طرحهای سفارش شده توسط كمپاتيهای آلمانی و انگليسی بخشی خاص از طرحهای فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تاثير ويژه ای در نقوش ديگر فرشها برجای گذاشته است.
2- دوره دوم: دورهء پس از جنگ و گرايش به طرحهای اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پايين، ويژگی فرشهای اين دوره می باشد كه در دهه های اخير با توجه به حفظ اين نقشه ها و عدم تحرك و جنبش در دگرگونی نقشها و صرفا" افزايش رجشمار فرشها تا حداكثر30و 35 بيانگر حفظ شيوه های بافت و عدم اشتياق به تحول در طی 50 سال می باشد.


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 18:40
سفالگری در گناباد

سفالگری در گناباد حداقل پیشینه‌ای پنج هزار ساله دارد که با مراکز تمدنی هم عصر خود از شیو ه‌ای یکسان پیروی می‌‌کرده اما « سفال مند » با مصالح و تزیینات متفاوت به عنوان پدیده‌ای نوظهور از اواخر قرن یازدهم هجری در « مند » رایج شده و با سفالهای میبد یزد، اصطبهان فارس و شهرضای اصفهان شباهت تام داشته و اگرچه در طول زمان تا حدودی از محیط نیز تأثیر پذیرفته و عواملی مانند ذائقه مصرف کننده و اعمال سلیقه سازنده به آن رنگ و بوی خاص داده است، با وجود این استفاده غالب از نقش مایه‌های سنتی و رنگهای گرم و شاد سفال « مند» را جذاب و قابل طرح در مجامع هنری نگاه داشته است .سفال مند از لحاظ نوع مواد تشکیل دهند به دو گروه جسمی و چینی تقسیم می‌‌شود. ماده اولیه سفال جسمی خاک رس است که از رسوبات سیلابهای وارد شده به بندهای اطراف گناباد برداشت می‌‌شود. این نوع خاک اندکی قرمز رنگ و نرم است که برای پیشگیری از ترک خوردگی باید کمی ماسه بادی به آن افزوده شود. گل رس به خوبی ورز داده می‌‌شود و پس از طی مراحلی برای ساخت و پرداخت انواع ظروف مورد استفاده قرار می‌‌گیرد .

سفال جسمی مند بدون لعاب قرمز اخرایی است و با پوشش لعابی به رنگهای مختلف عرضه می‌‌شود استحکام این نوع سفال زیاد است به همین جهت ظرفهای بزرگ و پر اصطکاک مثل قاب، قدح های بزرگ، خم و کشک ساب از سفال جسمی ساخته می‌‌شود .

 

 مواد تشکیل دهنده سفال چینی ترکیبی از پودر سنگ سفید و گل سرشور است گل سفید رنگی که از این دو عنصر حاصل می‌‌شود در فرهنگ سفالگری مند به چینی شهرت دارد. جمع آوری، کوبیدن و به عمل آوردن گل چینی با تحمل زحمت و صرف وقت و هزینه نسبتاً زیاد توام است به همین دلیل سفالگر ترجیح می‌‌دهد ظرفهای کوچک و ظریف و تجملی را با آن گل بسازد.

بدنه ظرفهای ساخته شده از گل چینی قبل از لعاب، سفید متمایل به کاهی است و جهت زمینه سازی برای تزیین بدنه پوشش سفید رنگی مرکب از کائولن و گل گیوه معروف به لایه بر روی ظرف کشیده می‌‌شود.

سفال مند معمولاً لعابدار است. لعاب یک رنگ را برای تزیین و انسداد منافذ ریز بدنه مورد استفاده قرار می‌‌دهند که در این صورت ظروف به رنگ دلخواه و یکدست عرضه می‌‌شوند و لعاب شیشه‌ای یابی رنگ به عنوان حفظ نقشها و درخشندگی بدنه ظرف کاربرد دارد.

مهم‌ترین مشخصه سفال مند عناصر تزیینی بر گرفته از طبیعت است. این عناصر که در چهار گروه انسانی، حیوانی، گیاهی و هندسی جای می‌‌گیرند، به ظاهر نقشها و خطوط ساده و آشنایی هستند اما وقتی آن نقشها و خطوط مورد مطالعه و ارزیابی دقیق قرار می‌‌گیرند بر حضور آیینها و باورهای کهن ایرانی در خاستگاه اولیه آن نگاره ها گواهی می‌‌دهند. از جمله نقش ماهی که بدنه اکثر ظرفهای مند از زینت داده و جایگاه والایی در روایات اسطوره‌ای دارد. ماهی در بیش از اعتقادی ایرانیان از سویی سرور آفریدگان آبی و از سوی دیگر بزرگ‌ترین آفریدگان اورمزد در مقابل وزغ بزرگ‌ترین آفریدگان اهریمنی است. به عبارت دیگر ماهی مظهر موجودات آبی. ژرف نگری و تیزبینی است. او نگهبان « هوم سپید » نماد گیاهان است .

بر اساس روایتی در بندهش :

« اورمزد هوم سپید را در دریای فراخکرت رویاند و اهریمن در عمق آب وزغی آفرید که هوم را تباه کند. اورمزد برای دفع آن وزغ ده ماهی آفرید که همواره پیرامون آن هوم را بپاید و همیشه یکی از ماهیان سرش به پایین و در جستجوی وزغ است. »

جالب و قابل تأمل است که بر بدنه برخی ظرفهای استوانه‌ای مند گیاهی در میان دو ماهی نقش بسته که یکی از آنها وارونه و سر در خاک دارد و گویی در جوار گیاه چیزی را جستجو می‌‌کند .

نقوش دیگر زینت بخش سفال مند که هر یک به مقتضای حضور آن در قلمرو اسطوره و فرهنگ کهن ایران قابل تعبیر و تفسیر می‌‌باشند عبارت‌اند از : خورشید، پرنده، پروانه، بته جقه، گل و مرغ، گلو پروانه، گل و برگ، گل کدو، کتیبه، ابر و گل، گنجی، اسلیمی، گل گرد، خونه کشی و محرمات. این نقوش به ظور یکسان سفال جسمی و سفال چینی مند را زینت می‌‌دهند. تهیه، ساخت و پرداخت سفال مند از دیدگاه زمین‌شناسی در شناخت عناصر معدنی و کاربرد علم شیمی در ساخت رنگ و لعاب، کاربرد علم فیزیک در امر ایجاد کوره و حرارت و میتولوژی در شناخت باورها و اعتقادات کهن بسیار مهم و قابل مطالعه است.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 18:5
تاريخچه دانشكده علوم پزشكي گناباد

در سال 1365فعاليت دانشكده با پذيرش 42دانشجوي رشته كارداني پرستاري و زير نظر دانشگاه علوم پزشكي مشهد آغاز گرديده است و در سال 66 اين دوره به سطح كارشناسي پرستاري ارتقاء يافته است.در سالهاي بعد با تلاش هاي بسيار و اخرموافقت تاسيس رشته هاي جديد دانشكده پرستاري و مامائي گسترش يافته است.بطوريكه در حال حاضر در 8 رشته روزانه(پرستاري-مامائي-هوشبري-اتاق عمل-بهداشت خانواده و مبارزه با بيماريها بهداشت محيط و حرفه اي و 2 رشته شبانه(پرستاري و مامائي)فعاليتهاي علمي و آموزشي خود را ارائه مي نمايد.
دانشكده در سال 1374 از دانشگاه علوم پزشكي مشهد منفك و بعنوان يكي از چهل دانشگاه و دانشكده علوم پزشكي مستقل كشور زير نظر وزارت بهداشت-درمان و آموزش پزشكي تحت عنوان دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي-درماني فعاليت خود را در ابعاد بهداشت-درمان و آموزش عالي ادامه مي دهد.
دانشكده پزشكي:
همزمان با تاسيس دانشكده پرستاري در سال 1365طرح احداث دانشكده پزشكي با نظر مساعد و تصويب مسئولين ذيربط و كمكهاي افراد خير با زيربناي 21930متر مربع در زميني به مساحت 240هزار متر مربع بوسيله وزارت مسكن و شهرسازي شروع مي شود و مجوز اوليه پذيرش 35 دانشجو در رشته پزشكي از طرف شوراي گسترش صادر مي گردد.اما بدليل تاخير در ساخت و اتمام پروژه ساختماني و سپس در سالهاي بعد بدليل سياستهاي انقباضي وزارت متبوع در مورد كاهش ظرفيت پذيرش در رشته پزشكي راه اندازي دانشكده پزشكي تاكنون ميسر نگرديده است و عليرغم تنگناهاي موجود در فضاي فيزيكي مورد نياز بخش آموزش براي رشته هاي فعلي متاسفانه اقدامات لازم در جهت رفع اين مشكل و تكميل دانشكده مزبور براي رشته هاي پرستاري و مامائي و گروه بهداشت در طول 6 سال گذشته بعمل نيامده است،اما خوشبختانه با نظر مساعد مقام محترم وزارت از سال 1380دانشكده علوم پزشكي گناباد در قالب طرح ساماندهي كالبدي دانشگاههاي علوم پزشكي قرار گرفت و مطالعات آن در خرداد ماه 1381به اتمام رسيده و طرح جامع آماده ارائه به سازمان مديريت مي باشد.
منطقه تحت پوشش دانشكده:
دانشكده علوم پزشكي در حال حاضر فقط شهرستان گناباد را تحت پوشش دارد،اما در سطح بندي خدمات درماني بعنوان مركز بلوك براي شهرهاي قاين و فردوس نيز انتخاب گرديده كه در صورت اجراي طرح،جمعيتي بالغ بر350هزار نفر را از نظر خدمات بستري و تخصصي پوشش خواهد داد.


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 17:16
امامزاده سلطان محمد عابد

بناي امامزاده سلطان محمد عابددرسال ‪ ۹۶۰‬هجري‌قمري در زمان شاه طهماسب صفوي ساخته شده و كاشي كاري آن در زمان شاه اسماعيل دوم انجام گرفته است و داراي تزئينات داخلي و گچبري زيبا و منحصر به فردي است. اين بقعه در 24 كيلومتري جنوب شهر گناباد مشرف بر كاخك بر فراز مدفن سلطان محمد بن موسي الكاظم ايجاد شده است. قرائن تاريخي اين شخصيت را برادر حضرت رضا (ع) معرفي نموده اند . كه بعد شهادت آن حضرت و به قصد مبارزه با مامون با ياران خود وارد خراسان مي شود و سرانجام توسط ماموران عباسي در قصبه كاخك به شهادت مي رسد. بنا بر اقوال گوناگون در اواخر دوره سلجوقي بنايي به اهتمام( امير عبدالله توني ) در مزار وي ساخته شد . ساختمان فعلي آرامگاه متعلق به زمان شاه تهماسب صفوي است بقعه سلطان محمد عابد مشتمل بر تالاري وسيع در ميان بنا و در فضاي ديگر در طرفين است . گنبد زيبا و كاشي كاري مزين به قلم شيوه اي عليرضا عباسي نيز بر فراز چهار طاقي مقبره قرار گرفته است اين بنا در زمين لرزه سال 1347 آسيب فراواني ديد اما در سالهاي اخير مجموعه مرمت و ساماندهي شده است .

مختصري از شرح حال محمد بن موسي‌بن جعفر: محمد بن موسي و برادرش زيد در عراق با جمعي از علويون خروج كردند و مآمون قشوني را براي دفع علويون فرستاد و محمد شكست خورده و اسير شد كه او را به مرو آوردند و حبس كردند قبل از قيام روزي محمد بن موسي وزيد برادرش به حضور حضرت رضا عليه‌السلام رسيدند و حضرت ضمن ملاقات با ايشان خبر شهادت آنها را دادند پس از شهادت امام رضا (ع) آن دو برادر شيعيان را از ظلم مأمون خبر داده و دعوت به گرفتن انتقام كردند خبر به مأمون رسيد دستور داد هر دو بردار را گرفته حبس نمودند و بند گران افكندند ولي‌ آنها پاسي از شب گذشته گريختند و تصميم به رفتن به بصره را گرفتند شيعيان از حركتشان مطلع شده فوراً سلاح تهيه كرده و خود را به ايشان رسانيدند مأمون از قضيه آگاه شد عده‌اي را در تعقيب آنان فرستاد و دوستان اهل بيت نيز از نقاط مختلف خود را به محمد بن زيد رسانيده و جنگ بين آنها و قشون مأمون مجدداً شروع شد و جمع بسياري از شيعيان كشته شدند و شيعيان مجبور به عقب‌نشيني كرده و به اطراف كاشمر و سپس به كوههاي گناباد رسيدند و بر عقبه‌اي كه بين كاخك و دشت بياض واقع است بالا رفتند و قشون مأمون نيز آنان را دنبال كردند و محمد در بالاي عقبه شمشير بر دشمن گذاشت و جنگ كرد تا بر اثر زخم و جراحت بسيار از پاي درآمد و شربت شهادت نوشيد و زيد از شهادت برادر خشمگين شد و بر دشمنان حمله برد تا با جنگ و گريز به محدوده دشت بياض رسيد و از آنجا به دشت افريز رفت و توسط مأموران مأمون و والي قاينات به شهادت رسيد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 20:26
زعفران گناباد

زعفران چيست ؟

زعفران با نام عمومي saffron  و نام علمي  crocus sativus  گرانبها ترين گياه زراعي موجود در روي كره زمين است و تنها گياهي است كه واحد خريد و فروش آن به جاي تن و كيلو مثقال و گرم است .
 زعفران از خانواده زنبق و در منطقه آب و هوايي مديترانه و غرب آسيا از عرض جغرافيايي 30 الي 50 درجه شمالي و طول جغرافيايي 10 در جه غربي تا 80 درجه شرقي در مناطق بسيار كم باران ايران - توران كه داراي زمستان سرد و تابستان گرم بدون داشتن بارش در اوايل فصل پاييز باشد گسترش دارد از ويژگيهاي بارز اين گياه ظهور گل آن قبل از هر اندام رويشي ديگر است . شروع رشد آن در پاييز . انتهاي رشد در بهار . عدم توليد بذر بارور با وجود توليد گل كامل فراوان و ضرورت برداشت گل آن در صبح زود قبل از گرم شدن هوا مي باشد . تكثير زعفران منحصرا توسط غده زير زميني بنه ( كورم ) متداول است . برداشت محصول شامل چيدن گلها و جدا كردن كلاله از ساير قسمتهاي گل و در نهايت خشك كردن كلاله ها است . متوسط عملكرد زعفران در صورت رعايت كامل اصول زراعي حدود 10 كيلو زعفران خشك در هر هكتار از نوع زعفران دسته اي مي باشد . طول عمر گلها حدود 3 تا 4 روز بوده كه به طور متوسط هر كيلو گل زعفران معادل 2170 عدد گل است و از هر 78 كيلو گل به طور معمول 1 كيلو زعفران دسته اي ( كلاله همراه با خامه ) حاصل مي شود براي تهيه 1 كيلو زعفران سرگل نياز به حدود 105 كيلو گل و براي تهيه 1 كيلو زعفران پوشالي ممتاز ( حداكثر طول خامه باقيمانده و متصل به كلاله كمتر از 3 ميلي متر ) نياز به حدود 103 كيلو گل زعفران است پس از برداشت گل و جدا سازي كلاله ها مهمترين پارامتر در مورد كيفيت زعفران نحوه خشك كردن كلاله آن است كه مي بايست در محيط تميز و در زمان كوتاه ( حدود 2 الي 3 ساعت ) و در دماي حدود 50 تا 60 درجه سانتيگراد در اون الكتريكي انجام مي گيرد . روش خشك كردن اسپانيايي ( الك - هيتري ) در مرتبه بعدي است و پس از آن روش خشك كردن با مايكروويو مي باشد .
در حال حاضر كليه مراحل برداشت گل و جداده سازي كلاله ها و فن آوري زعفران با دست صورت مي گيرد .
كلاله سه شاخه زعفران مهمترين بخش تجاري آن است اين بخش از گل حاوي مواد چرب . املاح معدني و موسيلاژ است . عطر و بوي زعفران به علت وجود اسانس بيرنگ تروپن دار و يك تركيب اكسيژن دار همراه با سينئول به نام سافرا نال مي باشد . و ظعم زعفران مربوط به هتروزيد تلخ پيكرو كروسين است . ماده رنگين زعفران مربوط به وجود ماده اي به نام كروسين مي باشد .
بهترين راه جدا سازي مواد موجود در زعفران جهت مصارف غذايي خانگي حل كردن كوبيده زعفران در مخلوط آب گرم و روغن مايع است ( با نسبت يك قسمت روغن و بيست قسمت آب به صورت دم كرده براي مدت نيم ساعت ) .
مقدار مصرف براي هر نفر به طور معمول حدود 15/1 گرم در هر وعده غذايي مي باشد .
براي نگهداري زعفران محيط ايده آل جاي خشك و خنك و به دور از نور مي باشد .

 

مصارف خوراکی :
با آنكه از گذشته هاي دور از زعفران بدليل رنگ زيبا و عطر و طعم استثنايي استفاده مي شده است، در ساليان اخير به دليل گرايش به مصرف افزودنيهاي طبيعي، به جاي انواع شيميايي و سنتزي در مواد غذايي، استفاده از زعفران رو به فزوني گذاشته است.

امروزه استفاده از زعفران در تكنولوژي و صنعت بسيار متداول شده است. كارخانجات مختلف صنايع غذايي، از زعفران در تهيه انواع سوسيس و مارگارين استفاده مي كنند. كارخانجات لبني، در تهيه انواع كره، پنير و ساير محصولات توليدي خود از آن استفاده مي نمايند. در برخي از كارخانجات، زعفران در تهيه انواع پودرهاي كيك و در انواع دسرها به كار مي رود. همچنين كارخانجات مشروب سازي، از زعفران استفاده فراواني مي كنند. از زعفران به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده طبيعي و سالم در برخي نوشابه ها، ژله، بستني، شكلات، نبات و آبنبات، كيك و كلوچه، پودرهاي سوخاري و ... استفاده مي شود. زعفران بخش ضروري دستورالعملهاي غذايي برخي سوپها، غذاهاي دريايي، انواع برنج و مرغ بوده و همچنين در تهيه دسر و نوشيدنيها مورد استفاده قرار مي گيرد.

در بسياري از فرهنگها، زعفران، ادويه اي ارزشمند مي باشد كه بسياري از افراد طعم آن را دوست دارند و عطر و رنگ آن را هم مي پسندند.

در منازل اكثر ايرانيها،بسياري از انواع غذاها و شيريني ها به همراه زعفران تهيه مي شود. دسرهايي نظير سوهان و انواع كيكهاي زعفراني را مي توان نام برد.

هنديها و عربها از بزرگترين مصرف كنندگان زعفران مي باشند. عربها از زعفران غذاهاي مختلف و همچنين چاي مخصوصي تهيه مي كنند. قهوه عربي حتما بايد داراي زعفران و هل باشد. هنديها هم غذايي به نام بريوني دارند كه معمولاً در آن زعفران به كار مي رود. در شمال ايتاليا و جنوب سوئيس زعفران، براي تهيه برنج زعفراني معروف آنها يعني ريزوتو(Risotto) مصرف زيادي دارد. فرانسويها نيز زعفران را به خوبي مي شناسند و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي كنند. در اسپانيا غذايي به نام پائیا (Paella)، تهيه مي شود كه زعفران در آن نقش مهمي دارد. در آلمان و انگليس نيز از زعفران در تهيه كيك زعفراني استفاده مي شود.

پزشکی و دارویی :
از زمانهاي قديم براي زعفران نيز همچون ساير ادويه جات، خواص درماني مختلفي در نظر مي گرفتند. امروزه بر مبناي تحقيقات علمي كه در ادامه استفاده فراگير از زعفران در طب سنتي و گياهي انجام شده، خواص متعدد زعفران و اثربخشي تركيبات مؤثره آن توجه بسيار زياد محققين، شركتهاي داروسازي و دست اندركاران علم پزشكي را به خود جلب نموده است. نتايج نشان مي دهد كه در آينده اي نزديك، زعفران يكي از مهمترين جايگزين هاي داروهاي شيميايي خواهد بود.

از جمله اين موارد مي توان به كاربردهاي زير اشاره كرد:

كمك به هضم طبيعي غذا، تقويت كننده معده، ضد نفخ

محرك و تقويت كننده تمايلات جنس

مسكن، بويژه در درمان دردهاي لثه و قلنج

ضد تومور، جمع كننده راديكالهاي آزاد (خاصيت ضد سرطاني زعفران)

شادي بخش، درمان دردهاي عصبي، آرامبخش، درمان كم خوابي، تقويت كننده حافظه، افزايش دهنده تمركز، ضد تشنج، افسردگي، اسپاسم، آلزايمر و پاركينسون

درمان فشار خون، كاهش كلسترول، درمان كم خوني ناشي از كمبود آهن در دختران، كاهش درصد احتمال بروز بيماريهاي قلبي، تصلب شرائين و افزايش سلامت قلب (بدليل وجود تيامين، ريبوفلاوين و مواد معدني)

درمان بيماريهاي تنفسي نظير آسم، سرما‎خوردگي، سرفه

افزايش جريان خون در شبكيه، درمان اختلالات لكه زرد شبكيه در اثر پيري، بهبود علايم مربوط به رتينوپاتي ايسكميك

درمان كوفتگي و رماتيسم بصورت استعمال خارجي

درمان بيماريهايي نظير اسهال خوني، سرخك، بزرگ شدن كبد و طحال و عفونت دستگاه ادراري

همچنين تحقيقات فراوان انجام شده نشان مي دهد كه تركيبات موجود در زعفران در درمان برخي از انواع سرطانها در حيوانات آزمايشگاهي تاثير داشته است.

بنابراين مشاهده مي كنيم كه بدليل ويژگيها و خواص منحصر بفرد زعفران، امروزه از آن در صنايع غذايي، دارويي، بهداشتي، آرايشي و عطرسازي استفاده قابل توجهي مي شود.
 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 21:5
ارزيابي پتانسيل توليد آرتميا در بخشي از آبهاي شور منطقه گناباد:

در اين تحقيق که در منطقه گناباد انجام شد، ذخاير آرتميا در منطقه با

 نمونه برداريهاي فيزيکي و شيميايي آب و تعيين فراواني فيتوپلانکتونهاي

 مناسب جهت تغذيه آرتميا و نيز دانسيته آرتميا در طول يکسال (1380

تا1381) تقريباً هر فصل دو بار و از دو ايستگاه مورد مطالعه قرار گرفت

و فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي آب اندازه گيري شد. نمونه برداري

پلانکتوني توسط تور پلانکتوني با چشمه 20 ميکرون صورت گرفت.

 در بررسيهاي فيتوپلانکتوني بيشترين گونه شناسايي شده

 Nitzschia بود که در تمام طول سال وجود داشت. اين جلبک از

 عمده ترين غذاهاي مصرفي آرتميا محسوب مي شود. به طور کل در

فصول بهار و اوايل پاييز فراواني جمعيت فيتوپلانکتونها در منطقه بيشتر

از فصول ديگر سال بود. تغييرات تراکم آرتميا نيز در طول سال مشاهده

گرديد. با در نظر داشتن فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي مؤثر در توليد

 (دما 8.5 تا 22 درجه سانتيگراد، شوري ppt70.27 تا 155.8،

اکسيژن محلول 2.1 تا 4.6 ميلي گرم در ليتر،pH7.5 تا 9 و به رغم

 کم بودن پتانسيل توليد آرتميا از اواخر ارديبهشت ماه تا آبان ماه در ناحيه

 کالشور مي باشد. بنابراين از نتايج اين تحقيقات مي توان دربرنامه ريزي

 آبزي پروري آرتميا استفاده کرده و جهت افزايش اشتغال، ارزآوري و

 توسعه روستايي مورد استفاده قرار داد.

منبع

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 1:2
سنت حسنه ازدواج در کلات ( یکی از روستاهای گناباد)

 

یکی از سفارشات موکد دین مبین اسلام انجام سنت حسنه

ازدواج است که دراین خصوص احادیث وروایات زیادی از ائمه اطهار

 نقل گردیده است .تا جایی که می فرمایند با ازدواج دین فرد کامل

 می شود .در روستای کلات به دلیل تعصبات دینی این مهم مورد

 توجه والدین بوده وبه محض رسیدن فرزندان به سن مناسب

 (در حال حاضر حدود 20تا25سال ) دست به کار می شوند

واین امر مقدس محقق می شود .

·       مرحله انتخاب

دراین مرحله خانواده داماد به قصد انتخاب همسر مناسب

 برای فرزند شان پرسوجو می کنند .بیشتر تحقیق به دلیل شناخت

 مردم از همدیگر انجام شده است وسعی در شناخت اخلاق ورفتار است

 که یکی از روشها مشاهده وتوجه اعضاء خانواده پسر به سلوک

 ورفتار دختر وخانواده اش در جلسات ومراسم عمومی است .

پرس وجویی هم از فامیل می شود .بعد از انتخاب اولیه مراتب

 توسط یکی از اعضاء مسن تر فامیل پسر به اطلاع خانواده دختر

می رسد وآنان نیز تحقیقات خود رادر مورد پسر به همان روش قبلی

 آغاز می کنند ودر صورت تایید اولیه به خانواده پسر اجازه می دهند

 برای گفتگوی مقدماتی به خانه اشان بروند .در اولین جلسه بیشتر

 صحبت بر سر مهریه وکار وانتظارات کلی دوطرف از همدیگر است

 ودر صورت توافق جلسه بعدی با حضور پسر ودختر انجام می شود

که در این جلسه ضمن طرح مسائل به صورت جزیی تر به دختر وپسر

 اجازه داده می شود برای مدت کوتاهی در مورد انتظارات واخلاق با

همدیگر صحبت کنند . معمولا بیشتر صحبتها در مورد کار وشغل اینده

 ومحل زندگی واخلاق ورفتار بزرگترها وانتظارات از انان است .

توافق این جلسه منجر به برنامه ریزی برای مراسم نامزدی می شود  .

·        مراسم نامزدی

پس از توافق دوخانواده قول وقرار مراسم نامزدی گذاشته می شود

وتقریبا فامیل دو طرف که تا این  مرحله اطلاع چندانی نداشتند با خبر

 شده وحرف وحدیثها شروع می شود .برای مراسم نامزدی خانواده

 پسر انگشتری ولباسی  به تناسب وسع مالی برای دختر خریده وبه

همراه اقلام دیگری چون قند (بصورت کله ) برنج وروغن و...در چند

 سینی چیده وبه همراه بزرگان قوم به خانه دختر می روند .قبل از

 هر صحبتی یکی از افراد مسن تر دست نوشته ای که به امضاءپدر

 داماد وداماد رسیده در آن میزان مهریه به توافق رسیده قید شده

 است راتقدیم پدرعروس خانم کرده ورسما از دختر خواستگاری

می کنند وسپس جشن کوچکی گرفته می شود وحلقه نامزدی توسط

 یکی از افراد خانواده پسر که معمولا مادر داماد است در دست دختر

 می شود .به این ترتیب رفت امد ها بین دوخانواده رسمی شده تا

شناخت بیشتری از همدیگر پیدا کنند . دراین مراسم خانواده عروس

 برای کسانی که سینی را حمل می کرده اند هدیه ای در نظر گرفته و

به آنان تقدیم می کند .بعد از مدتی کوتاه حدودا دوتاسه ماه مراسم

عقد انجام می شود .

·       مراسم عقد

برای انجام این مراسم مقدماتی فراهم می شود .از جمله خرید

 وانجام ازمایشات قانونی و.... در مراسم خرید که باحضور خانواده

 دوطرف وبرادرها وخواهرها انجام می شود خرید های مفصلی برای

 دوطرف انجام می شود .از جمله برای عروس طلا وساعت ولباس

 وبرای پدر عروس کفش وپیراهن وبرای فامیل درجه یک انان کفش

 یا چادر توسط خانواده داماد خریده شده همچنین برای داماد کت

 وشلوار وپیراهن وساعت وبرای پدر ومادرش کفش وپیراهن وبرای

 سایر فامیل درجه یک نیز کفش یاچادر توسط خانواده عروس خریده

 می شود .  هر کس اقلام خریداری شده را خود می برد ودر مراسم

 عقد در سر سفر می چینندو در مراسم بعد از عقد طی مراسمی

اعلام می شود که از کیست .هر یک از اعضاء فامیل هدیه ای که

معمولا طلا است در این مراسم به عروس خانم تقدیم می کنند. 

 جلسه عقد با دعوت از تقریبا همه مردم روستا در عصر انجام

می شود وعاقد به جلسه دعوت شده ودر همانجا پس ازقرائت صیقه

 انرا وارد دفترکرده امضاهای لازم را از زوجین می گیرد .

مهریه نیز که تقریبا به تناسب بضاعت مالی از پنج میلیون شروع و

تا ...بالا می رود در دفتر قید شده ودر کنار این مبلغ مقداری ملک

شامل آب وزمین ومنزل و...در کاغذی بصورت عادی نوشته شده و

به امضاء داماد وپدرش گردیده وپشتوانه مهریه است که عروس

خانم می تواند در زمان جدایی یکی را به دلخواه مطالبه کند .

بعد قرائت خطبه وپخش شیرینی مراسم مردان تا شام تمام است

وادامه مراسم در قسمت زنان است . به این صورت که رقص

وپایکوبی شروع شده ویکی از فامیل پسر داماد را به این جمع

 می برد ومراسم جشن در حضور اقا داماد البته با رعایت کامل

مسائل شرعی ادامه پیدامی کند .این مراسم مشهور به سرسرو است .

دراین جلسه هدایای عروس به اوداده شده ومراسم قند سائیدن انجام

 وتاشام مراسم تعطیل می شود .کلیه افرادی که در مراسم بوده اند

برای شام دعوت واز انان پذیرایی می شود ومراسم به این شکل

تمام می شود .در آخر شب نیز یکی از زنان نزدیک داماد اورا

 به خانه عروس برده ورسما به این شکل پای داماد به خانه عروس

 باز می شود .دوران عقد حدود یک سال طول می کشد ودر این

فاصله در اعیاد مختلف هدایایی از دوطرف برای عروس وداماد

برده می شود میهمانیهای دوطرفه انجام می شودودختر وپسر حق

دارند با هم معاشرت داشته وحتی به مسافرتهای کوتاه بروند وبه

این شکل فاصله ها بین دو خانواده کمتر می شود .

·       مراسم عروسی

مراسم عروسی با دعوت از مردم ومعمولا در مناسبتها وجشن های

مذهبی به مدت دوروزانجام می شود . دعوت از خانمها به این شکل

 است که دو نفر به نمایندگی از دوخانواده در روز قبل از مراسم با

در دست داشتن مقداری حنا به تک تک خانه ها مراجعه کرده وبادادن مقداری حنا انان را دعوت به عروسی می کنند. انان نیزباپذیرفتن

حنا به نشانه قبول دعوت  در مقابل هدیه ای که معمولا شیرینی و

خوراکی یااقلام شوینده است به انان می دهند که در پایان روز بین

 دو خانواده تقسیم می شود .البته کسانی هدیه می دهند که دعوت

 را قبول کرده باشند .به این عمل اصطلاحا شیا وبه ان دوخانم شیاگر

 وبه کسی که دعوت را قبول کرده است می گویند نشانده است یعنی

شیاگران را قبول کرده است ودر خانه اجازه نشستن به انان داده است .

  در روز قبل از مراسم  توسط فردی به نمایندگی از طرف پدر داماد

 مردان فامیل نیز حضوری دعوت می شوند .این دعوت برای دو

مراسم است .اول بردن داماد به حمام در شب قبل از مراسم ودوم حضور

 در مراسم دامادی در روز بعد . در مراسم حمام داماد چند نفر از

 دوستان وی رابه حمام عمومی روستا برده وپس از شتشن وی 

 در درب حمام جشن کوچکی که شامل شادی ورقص مردان است

انجام می شود وبه این شکل آیین مراسم عروسی شروع می شود .

همزمان با این مراسم مراسم حنابندان در خانه عروس انجام می شود .

به این شکل که توسط خانواده داماد مقداری حنا آماده می شود ودر

 سینی بزرگی تزئین می شود وباچیدن چند شمع روشن به اتفاق به

 خانه عروس برده می شود در آنجا جشن مفصلی توسط خانمها برگزار

 شده وهرکس خواست به دست پا وسر حنا می زند .پس از مراسم

حمام آقا داماد نیز به جمع حنا بندان می پیونددو طی مراسمی به

دست عروس حنا می زند که بانوشتن حرف اول اسم خودش برکف

 دست عروس آغاز می شود. همین کار را عروس خانم با داماد

انجام می دهدوبه این شکل مراسم حنابندان تما م می شود  .روز

بعد عصر فامیل داماد در خانه ایشان جمع شده وحدود دوساعت به

 غروب به سمت خانه عروس حرکت می کنند . به همین شکل فامیل

 عروس در خانه عروس جمع شده ووقتی داماد به درب خانه عروس

 رسید ند فامیل عروس بیرون امده وبه انان خوش آمد می گویند

وسپس همگی درداخل کوچه می نشینند .جهیزیه عروس توسط خانواده

 داماد بیرون اورده شده ودر محوطه باز کوچه پهن میگردد تا

همه ببینند.بعضی از خانواده ها لیست جهیزیه را به امضاء داماد

 می رسانند.رسم است درحین بیرون آوردن جهیزیه علاوه بر انچه

 به عنوان جهیزیه در نظر گرفته شده وسیله دیگری را از خانه

عروس بیرون می آورند واصطلاحا عقل عروس را می دزدند . در

 این فاصله از کلیه میهمانان با نوشیدنی پذیرایی می شود وداماد

هم به خانه عروس می رود ودرمراسم جشن خانمها شرکت می کند.

 مراسم خانمها از حدود ظهر آغاز می شود . سپس بیرون می آید

 وضمن دست دادن با همه از حضور آنان تشکر می کند . یکی از

مراسم جالب مراسم خداحافظی از عروس است که در همین فاصله

وقبل از بیرون آمدن عروس از خانه انجام می شود بطوری که

 اعضاء خانواده عروس به خانه رفته وبا عروس خداحافظی میکنند .

معمولا این مراسم با گریه وزاری همراه است . سپس داماد دست

عروس را گرفته واز خانه پدر بیرون می آورد .داماد در جلو و

عروس پشت سر او حرکت کرده وفامیل دامادنیز اورا همراهی

 می کند .پشت سر عروس یکی از مردان محرم به او که معمولا

 دایی یا عموی عرو س است به نشانه محافظت از او وی را

 همراهی می کند .در مسیر حرکت تا خانه داماد مراسم جالب و

دیدنی قبولات انجام می شود .به این شکل که یکی از اهالی محل

 افراد را گرفته وبه ظاهر به زور به جلو داماد می آورد .داماد

 بهانه ا ی به او می گیرد .مثلا چرا دیر امده ای  یا چراکمک

 نمی کنی و...سپس به این بهانه او را جریمه می کند واوهم

بااصرار داماد مبلغی را به او هدیه می دهد .مبالغ در دفتری نوشته

 شده وداماد اخلاقا موظف است در مراسم آنان شرکت کند وکم کم

 بدهی خود را بپردازد .این کا رباعث می شود در ابتدای زندگی

مبلغ قابل توجهی وجه نقد دست داماد را بگیرد وبخشی از مشکلات

 اولیه زندگی راحل کند . همچنین در مسیر رفت وآمد داماد چندنفر

 واعظ باخواندن آیاتی از قران واشعاری مناسب  فضا را معنوی

کرده که صلوات حاضرین نیز بر این معنویت می افزاید .در جلو

خانه داماد پدر ومادر داماد نیز قبولات می کنند که معمولا پدر

 ملکی ومادر نیز پتویی به عروس تقدیم می کند . قربانی کردن

گوسفند جلو درب خانه نیز از جمله کارهای خوب است .هنگام ورود

 به خانه نیز ظرفی را می آورند واناری داخل آن می گذارند  عروس

پایش را روی انار گذاشته وداماد پایش را روی پای عروس وانقدر

 فشار می دهد تا انار بشکند .به عروس توصیه می شود قبل از

 شکستن انار پایش را کشیده وداماد نیز بایستی دقت کند تا این کار

 انجام نشود وانار بشکند .خلاصه می گویند هرکدام موفق باشد

در طول زندگی بر دیگری حکومت خواهد کرد . انان وارد خانه شده

 وسایر میهمانان به خانه هایشان می روند .همه کسانی که قبولات

 کرده ا ند برای شام در خانه داماد دعوت می باشند .فامیل عروس

 نیز در خانه عروس دعوت می باشند وشام مفتی را می خورند .

البته بخش اعظم هزینه این پذیرای به وسیله خانواده داماد پر داخت

 می شود .به این شکل روز اول تمام می شود .روز دوم که بیشتر

مخصوص خانمهاست از حدود ظهر آغاز می شود ومشهور به

پاتختی است .به این شکل که کلیه خانمهایی که دعوت شیاگران

 رابا دادن هدیه پذیرفته بودند برای نهار دعوت هستند وپس از

 پذیرایی نها رعروس وداماد در کنار هم روی صندلی یا تختی قرار

 می گیرند وفامیل محرم برای آنان رقص وپایکوبی می کنند وبه

این شکل ابراز خوشحالی خودرا از این وصلت اعلام می دارند .

در پایان این مراسم که تقریبا تا غروب ادامه دارد چند نفر از

خانمهای دو فامیل به منزل مادر عروس رفته و بخاطر جای خالی

 دخترش اورامورد دلجویی قرارداده که اصطلاحا مراسم جاخالی

عروس  نام دارد  . 

برای چند روز عروس از خانه بیرون نمی آید .تاوقتی که مراسم

اصطلاحا پیو انجام شود .در این مراسم فامیل خانواده عروس که

 از طرف داماد برای انان در روز خرید هدیه ای خریده شده است

هدایایی را که بیشتر لوازم خانگی یاپول نقد است می گیرند وبه منزل

 داماد می برند در این مراسم که با حضور خانواده داماد نیز انجام

می شود از میهمانان برای شام پذیرایی می شود واولین دست پخت

عروس خانم را در کنار همدیگر صرف می کنند .به این شکل به

 این زوج جوان رسمیت می دهند وازان شب به بعد می توانند

 رفت وامد خودرا اغاز نمایند .(به  پای هم پیرشن و خدانگهدارشان)

منبع: وبلاگ کلات 

(اقای قامتی )

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 16:21
قنات گناباد

 خشکي و کم آبي از يک طرف و وضع کوهستاني، به خصوص شيب مناسب اغلب اراضي فلات ايران از طرف ديگر، موجب گرديد که حفر قنوات و استفاده از آبهاي زير زميني از قديمترين ايام تاريخي مورد توجه خاص ايرانيان قرار گيرد. اگر چه وسايل حفر قنات از هزاران سال پيش تا کنون تغييري نکرده است، مع ذالک ايرانيان با تحمل رنج فراوان موفق شده اند از ده قرن قبل از ميلاد مسيح مساحت زيادي از بيابانهاي بي آب و علف کشور را به مزارع و باغات سرسبز و خرم مبدل سازند و در روزگاري که هنوز تلمبه اختراع نشده بود، جمعيت زيادي از طريق حفر قنوات به کشاورزي مشغول شوند.

شاهان هخامنشي براي تشويق مردم به کشاورزي و آباد کردن اراضي باير و لم يزرع، مقرر داشته بودند که: هر کس زمينهاي بي حاصل را آبياري و آماده کند، تا پنج پشت از پرداخت ماليات و عوارض مقرر معاف خواهد بود. در عهد هخامنشيان ايرانيان فن فنايي را در کشورهاي مفتوحه معمول مي ساختند. چنانکه شبه جزيره عمان را به اين وسيله آباد کردند؛ و در بيابانهاي سوريه و شمال آسياي مرکزي به حفر قنوات پرداختند. فن قنايي به جهت عظمت و اهميتش از حدود مرزي ايران خارج شد و در کشورهاي دور دست تا دامنه کوههاي اطلس در آفريقاي شمالي نيز گسترش پيدا کرد.

در عهد اشکانيان و ساسانيان نيز که به امور کشاورزي توجه خاصي مبذول مي شد، احداث سد و نهر و حفر قنوات در درجه اول اهميت قرار داشت. ولي در زمان تسلط خلفاي عرب در ايران متدرجاً تأسيسات آبياري و آباديها تعمداً و يا بر اثر عدم توجه رو به ويراني گذاشت.

از سلسله هاي معروف ايران بعد از اسلام که در قسمت آبياري و حفر قنوات ابراز علاقه و فعاليت کرده اند، سلسله ديلميان بوده اند، که به عنوان نمونه قنات رکن آباد در شيراز و بندامير در مرودشت فارس است. اولي به فرمان رکن الدوله ديلمي حفر و به نام او تسميه گرديد و دومي را به دستور عضدالدوله بر روي رودخانه کر بستند. حاج ميرزا آقاسي صدراعظم محمد شاه قاجار هم تا آن اندازه به امور کشاورزي و حفر قنوات علاقه داشت که انتصاب حکام ايالات و ولايات را موکول و معلق به اين شرط کرده بود که در منطقه تحت الحکومه چند رشته قنات حفر نمايند. حاج ميرزا آقاسي شخصاً نيز چند رشته قنات احداث کرد؛ و مساحت زيادي از حومه و اطراف شهر تهران را آباد ساخت. بايد دانست آباديهاي که در اطراف و حتي داخل شهر تهران کنوني به نام عباس آباد هنوز باقي است از مستحدثات همين ميرزا عباس ايرواني، معروف به حاج ميرزا آقاسي است که به نام خودش تسميه و نامگذاري شده است. 

به طور کلي حفر قنوات و تونلهاي تحت الارضي به قدري اهميت داشته و دارد که در عصر حاضر با وجود اين همه امکانات و وسايل موجود، آن را از عجايب اختراعات بشمار آورده اند. زمين شناس آمريکايي به نام "تولمان" در کتابي که راجع به آبهاي زير زميني نوشته، قنات را بزرگترين اقدام مربوط به تهيه آب در روزگار باستان دانسته است. هرگاه سطح آب به زمين نزديک بوده، شيب آن هم کافي باشد، طول قنات از چند کيلومتر تجاوز نمي کند؛ ولي مسطح بودن زمين و شيب ملايم گاهي طول قنات را تا يک صد و بيست کيلومتر هم مي رساند. مانند قنوات يزد که از مسافات بعيده با تحمل مخارج گزاف به دست مي آيد. در بعضي از نقاط که سطح آب در عمق زيادي قرار دارد، چاهها مخصوصاً مادر چاه تا سيصد متر عمق دارند، مانند قنات گناباد. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.

قنات قصبه گناباد بعنوان يكي از پديده هاي شگفت انگيز دست ساخته انسان در طول تاريخ و نمادي از هم نوايي بشر با طبيعت توجه بسياري از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب كرده است . اين قنات از ميانه ارضي كوي شرقي گناباد از محلي معروف به    «  برج علي ضامن »  در داخل رسوب هاي ريزدانه آغاز شده و از هفت كانال متصل به هم شكل گرفته است . بر اساس آخرين مطالعات طول اين قنات 33113 متر و تعداد چاه هاي آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نيز حدوداً 280 تا 300 متر است . ناصر خسرو قبادياني نخستين كسي است كه در سفر نامه اش به توصيف اين قنات پرداخته و عمق چاه آن را هفتصد گز و طول آن چهار فرسنگ ذكر نموده و آن را نيز به كيخسرو نسبت داده است . ظاهرا وي از كنار طولاني ترين رشته انشعابي اين قنات به نام دولاب نو عبور نموده است . فضاي داخلي قنات داراي كانالها و طونلها اعجاب انگيزي است كه با بررسي هاي انجام يافته بر روي آن حفره هايي مشخص شده است . ظاهرا اين قسمتها براي قرار دادن چراغ و پيه سوز و وسايل روشنايي به كار مي رفته است در حال حاضر ميزان آبدهي اين قنات 150 ليتر در ثانيه است . قطعه سفالهاي پراكنده در اطراف دهانه چاه حاكي از اين است كه رشته قصبه در واقع كانال اوليه اصلي قنات گناباد بوده كه در زمان هخامنشيان حفر شده و در پي آن رشته هاي ديگر در مواقع خشكسالي ايجاد شده است. 

 با اين توصيف و با توجه به عمق چاهها و طول قنوات مي توان به مهارت و استادي ايرانيان چيره دست پي برد که چگونه از قرنها پيش قادر بودند به با وسايل خيل ساده و ابتدايي شيب آب زير زميني و طراز زمين را در عمق چند صد متري از زير زمين طوري حساب کنند که آب پس از طي کيلومترها در نقطه محاسبه شده به سطح زمين برسد و به قول مقني ها « آفتابي » شود. يعني از تاريکي خارج و در معرض آفتاب و روشنايي قرار گيرد.

براي آنکه عظمت کار ايرانيان قديم در امر آبياري و حفر قنوات معلوم گردد، همين قدر کافي است دانسته شود که انتشار کتاب "استخراج آبهاي پنهاني" تأليف کرجي که براي يکي از بزرگان گرگان و طبرستان به زبان عربي نوشته و خوشبختانه به فارسي ترجمه و چاپ شده است؛ آنچنان در ميان دانشمندان اروپا و آمريکا انعکاس وسيعي يافت که يکي از کارشناسان اين فن در يکي از مجلات مهم غربي نوشت:«علم هيدرولوژي در جستجوي پدر خود بود که ناگهان جد بزرگ خود را در ايران يافت».

طرز حفر قنات به اين ترتيب است:

قبلاً به وسيله مقني و افراد کارشناس، محل و موضع آب تحت الارضي را به وسيله  علايم و اماراتي که بر اثر تجربه و ممارست به دست آورده اند مشخص مي کنند. آنگاه حفر مادر چاه شروع مي شود. وقتي که مادر چاه به عمق مورد نظر و آب کافي رسيد و شتر گلوهاي متعدد براي کشش آبهاي اطراف و جوانب به سمت مادر چاه حفر گرديد، آنوقت از محل مادر چاه تا جايي را که بايد آب قنات «آفتابي» شود، يعني تا مظهر قنات را طراز بندي مي کنند؛ و در فواصل معين چاههاي متعدد به منظور تهويه و تنقيه قنات و همچنين جذب آبهاي مجاور حفر مي کنند. چون اين دو کار به انجام رسيد، مشکلترين کارهاي قنايي، يعني نقب زدن و ارتباط چاهها از زير زمين به يکديگر آغاز مي گردد.

نقب زدن قنات ظاهراً ساده به نظر مي رسد، ولي وقتي که در نظر بگيريم اين نقبها در عمق چند صد متر و در آن تاريکي مظلم و هواي خفقان آور بايد طوري زده شود که اولاً کمترين اشتباهي در جهت و مسير نقب رخ ندهد تا با چاه مقابل اتصال پيدا کند؛ ثانياً طراز بندي آن طوري حساب شود که آب قنات در مقصد نهايي و محل مورد نظر يعني مظهر قنات به سطح زمين برسد و آفتابي شود. آن وقت دانسته مي شود که اين عجيبترين اختراعات بشري با همان وسايل ساده و بدوي تا چه اندازه اشکال و دشواري دارد.

پس از آنکه قنات براي بهره برداري کاملاً آماده گرديد، به منظور آزمايش جريان آب قنات، در مبدأ يعني در مادر چاه بر روي آب " کاه " مي ريزند و پس از آنکه اين کاهها در مظهر قنات آفتابي و از قنات خارج شد، از اين طريق ميزان سرعت و حسن جريان آب قنات را مي سنجند و اگر عيب و نقصي مشاهده شود رفع مي کنند. با توجه به همين عمل " کاه ريختن " اهل تحقيق برآنند که واژه "کاريز" در اصل " کاه ريز " بوده و بر اثر کثرت استعمال مبدل به کاريز شده است. در هر صورت نکته اي که لازم است دانسته شود اين است که کاريز يا قنات يکي از اختراعات نبوع ايراني است و اگر در جاي ديگري از جهان اين طرز آبياري ديده شود، بدون شک اصل و منشأ آن از ايران است و به وسيله مقني هاي آزموده و خبره ايراني و به دستور فرماندهان ايراني معمول گرديده و رواج يافته است. ضمناً شرح زير از نوشته آقاي دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي نقل مي شود تا جوانان کشور از فنون و شاهکارهاي نبوغ ايراني در ازمنه و اعصار گذشته اطلاع و آگاهي بيشتر حاصل کنند.

«... امروز يک مقني در يزد و کرمان از روي رگه طبقات زمين و گاهي از نوع يکي دو گياه که بر رشته کوه يا ته دره کوهستان رسته است و حتي از بوي خاک، بدون هيچ وسيله اي تشخيص مي دهد و در مي يابد که رگه آب در اين زمين در چه عمقي است، و ميزان ذخيره آب چقدر است و مادر چاه را در کجا بايد بزند و چند پشته بايد حفر کند تا آب به روي زمين سوار شود.  شايد شما نمي دانستيد که براي حفر قنات اول بايد چاه گمانه را بزنند و بعد مادر چاه را بکنند و از رگه هاي جزيي آب با هزار زحمت (خالي کردن و بالا کشيدن با دلوها و چرخها) تند و سريع بگذرند تا به رشته اصلي برسند. آنگاه کف مادر چاه را طراز کرده از مظهر قنات شروع به بريدن رشته قنات بکنند و چنان هموار و با شيب ملايم و در خط مستقيم - زير زمين - پسته پشته پيش بيايند تا رابين به مادر چاه برسند و آب را در کانال جاري کنند که امروز ماشين هاي الکترونيکي و کامپيوتر و سونداژهاي علمي هم با آن همه دقت به زحمت از عهده بر مي آيند.»

اين نکته ناگفته نماند که آقاي هوشنگ ساعدلو، براي نماياندن اهميت قنوات از نظر کشاورزي اين طور محاسبه کرده است:

« به حساب اينکه آب حاصل از مجموع قنوات ممکلت چيزي در حدود هفتصد و پنجاه تا هزار متر معکب در ثانيه است، اگر قيمت کشاورزي آب را هر متر مکعب - به نرخ سال 1342 خورشيدي - فقط معادل 0،55 ريال - يعني ده شاهي - بدانيم؛ در اين صورت ارزش اين قنوات بيش از پنجاه ميليارد ريال خواهد بود که اگر نگوييم بزرگترين رقم ثروت ملي ماست؛ بدون شک بعد از نفت در درجه اول اهميت اقتصادي براي مملکت قرار دارد.»

ضمناً بايد دانست که در حال حاضر در زير زمين ايران چهل هزار رشته قنات وجود دارد که بر طبق مطالعات بنگاه آبياري، پنج هزار رشته از اين قنوات باير و بقيه داير مي باشد. چنانچه فرض کنيم که هر کدام از اين قنوات داراي بيست و پنج ليتر آبده در ثانيه باشد، نتيجه گرفته مي شود که در تمام مدت سال به اندازه آب رودخانه کارون از قنوات ايران آب در سطح زمين جاري مي شود؛ که متأسفانه در طول مدتي که احتياج به آبياري نيست، آب قنوات ايران به هدر مي رود.

اگر تدابيري اتخاذ شود که اين آبها به وسيله مسدود کردن دهانه قنوات و يا به وسيله پخش آب روي اراضي و تشکيل درياچه هاي مصنوعي - که اصطلاحاً به آن آب بندان مي گويند - ذخيره شود، دويست هزار هکتار بيشتر از ميزان فعلي مي توان آبياري و کشاورزي کرد.

مضافاً بي مناسبت نيست که چند رشته قنات ايران، که در دنيا بي نظير است ذيلاً معرفي شود:

1- در زمان ناصر خسرو قناتي در گناباد بوده است که چاه آن هفتصد گز زمان ناصر خسرو و بيش از سيصد متر امروز عمق داشته است. چاهي که به قول محقق معاصر دکتر باستاني پاريزي: "مي توان منار ايفل را دزديد و در آن پنهان کرد".

2- قنات يزد که يک صد و بيست کيلومتر - بيست فرسنگ - طول دارد.

3- قنات دولت آباد از عجايب فن که کيني است که پانصد در باغ و دو هزار جريب زمين را آبياري مي کرده و نه فرسنگ - پنجاه و چهار کيلومتر - طول داشت و آسيابي که از اين آب به گردش مي آمد روزي هزار من گندم آرد ميکرد. اين قنات پنج رشته داشت که هر رشته اش قرنها پيش از محمد تقي خان يزدي داير بوده است و از آنها را به هم پيوند کرد و از مهرجرد به يزد رسانيد و خود يزديها مي گفتند که از وفور آب و استعداد، پهلو به دجله بغداد ميزند.

4- قنات دو طبقه اردستان به نام " قنات مون " که از حيث عظمت و اعجاب مهندسي در جهان منحصر بفرد است. آقاي دکتر محمد علي احساني طباطبائي که خود اهل اردستان است راجع به قنات مزبور چنين مي نويسد:

«... همچنين قنات مون که راستي از حيث مهندسي و زمين شناسي معماران باستاني قابل ذکر است و هر مسافر يا سياحي که به اردستان بيايد و بخواهد از آثار عتيقه ديدن کند، حتماً بايد آن قنات را ببيند تا مهارت زمين شناسان و استادان ايران باستاني را به رأي العين ملاحضه کند. اين قنات دو رشته است در ته يک سلسله چاههايي که با فاصله يک قشر غير قابل نفوذ زيرورو در جريان است و شايد در دنيا قناتي منحصر بفرد باشد. 

ضمناً بد نيست بدانيم که به گفته يکي از همکاران فرنگي، قناتي در قزوين - بالاي آبيک - جريان دارد که آن را قنات قضاقورتکي مي نامند و در مظهر اين قنات علف مخصوصي مي رويد که خوراک و جوشنده آن براي بسياري از بيماريها سودمند است.

اين نکته هم براي اطلاع محققان و پژوهشگران ناگفته نماند که: آن قوم قويم  صاحب همتي که اين قناتهاي پنج شش هزار ساله را کنده اند و شايد در جنوب اندکي رنگ پوست آنها تيره بوده است، به همين دليل به زنگي معروف شده بودند.

شاهنامه اساطيري ما مي گويد که کيومرث با اينان جنگيد و به انتقام قتل پسرش:

ازيشان دو بهره به افسون ببست                          دگرشان به گرز گران کرد پست

جام طلاي حسنلو که اخيراً ضمن حفاري به دست آمده، گوياي حکومت همين قوم و مرد نجيب است که از ترس مهاجمان آريايي سوراخ به سوراخ گريخته اند و امروز از ايشان اثري نيست. »

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 21:30