تبليغاتX
گناباد شناسی
بیاد مادرم مرحومه مغفوره فاطمه شریف

چی می مونه توی دنیا، غیر یه بدی یه خوبی

دو تا گلدون، یه گلاب پاش، یه کتاب رو رحل چوبی

مشت یاسی که می ریزی روی جا نماز مادر

گل مریمی که روزی، روی سنگی می شه پر پر

توی آئینه نیگا کن، می گه فرصتی نمونده

می گه خوش بحال اونکه، آیه های عشق و خونده

می گه می شه این بیابون پر شه از گل محبت

بدی رو می شه رها کرد، می شه خوبی بشه عادت

می شه بارون شد و بارید روی خوشه های گندم

می شه خورشید شد و تابید، تو شبای سرد مردم

پاشو کوله بارو وردار، روبروت باغ بهشته

نکنه یه وقت بمونی، بگی حکم سرنوشته

خوب من چشمات و وا کن، روبروت آبی دریاست

روبروت غرق ستارست، شهر خورشیدی فرداست



ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 0:13
معدن فلوريت گناباد

اين كانساركه در محدوده سه كانسار كائولن قرارداد داراي مشاهدات زير است.1-     در سه كانسار قبلي (معادن كائولن ) لايه بندي مشاهده نمي شد در صورتي كه در اين معدن لايه بندي و چين خوردگي هايي مشاهده مي شود.2-     لايه بندي در تشكيلات مويد وجود سنگ هاي رسوبي در منطقه مي باشد.3-     سنگ هاي رسوبي اين منطقه در حد شيل تا سيلتستون مي باشد.4-     اين سنگ ها ( سيلتسون و شيل ) به لحاظ سختي بيشتري كه پيدا كرده اند احتمالا تحت تاثير عوامل دگرگوني قرار گرفته اند.5-     كاني مهم اين معدن كه استخراج آن سود آور است فلوريت مي باشد.6-     در بعضي موارد در داخل فلوريت رگچه هايي از گالن نيز مشاهده مي شود كه به همراه باريت مواد معدني اين معدن را تشكيل مي دهند.7-     در سطح اين كانسار بر خلاف سه معدن قبلي نشانه هايي از آلتراسيون ديده نمي شود يا كمتر ديده مي شود

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:36
معدن كائولن گناباد

در خصوص اين معدن مي توان به موارد زير اشاره كرد.1- cap يا كلاهك سيليسي آن نسبت به معدن كائولن قبلي در افق پايين تري قرار دارد . اين كلاهك كاملا سيليسي شده و با چكش نمي توان آنرا شكست . لازم به ذكر است كه اين كلاهك ظاهرا شبيه كوارتزيت است و حدود 90% كوارتز دارد.2- بعد از افق بالا در بخش هايي از ناحيه سطح زمين توسط خاكهايي پوشيده شده است كه اين خاكها در واقع رسوبات عهد حاضر مي باشند و ارتفاع آن به 2 الي 3 متر مي رسد.3- بعد از رسوبات عهد حاضر به خاكهايي مي رسيم كه داراي رنگ قهوه اي يا بنفش هستند و دليل رنگي بودن اين خاكها هم آغشتگي آنها به عناصر مختلف از جمله آهن است.4- در عمق حدود 5 متر خاكهاي سفيد رنگي مشاهده مي شود كه اين خاكها در حقيقت ذخيره اصلي معدن كائولن را تشكيل مي دهند و پس از حفاري افق هاي بالا به اين خاك رسيده اند و ماده معدني آن در حال استخراج است .5- كلاهك سيليسي كه معمولا قسمت فوقاني اكثر معادن كائولن را تشكيل مي دهند در اين معدن برداشته شده است .6- از نظر استاد مربوطه (جناب آقاي مهندس سعادت ) شيوه استخراجي اين معدن نيز به شكل غلط است و بر مبناي روش هاي علمي نمي باشد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:33
معدن كائولن باغ سياه

اين معدن در حوالی گناباد قرار داشته و سابقا در دست دولت بوده و هم اكنون به بخش خصوصي واگذار شده است. در حال حاضر شركت سيليكات شرق بهره برداري از اين معدن را در اختيار دارد.به طور كلي كائولن نمونه اي از خاك صنعتي است كه در اين معدن به خوبي نمايان است و بخش هاي مختلف ماده معدني به رنگ هاي مختلف در اين كانسار ديده مي شود كه طبعاً از نظر كيفيت تفاوتهاي ويژه اي با يكديگر دارند.مشاهده معدن چند نكته را در ذهن تداعي مي كند كه عبارتند از :1- يكي از عوامل اكتشاف اين معدن بيرون زدگيهاي كوچكي از مواد مصرفي آن مي باشد كه تغيير رنگ آن با سطح زمين تا حدودي مشخص است. تا قبل از مرحله اكتشاف و باطله برداري از اين معدن  تقريبا تمام قسمتهاي معدن با قسمت هاي ديگر سطح زمين هم رنگ بوده است و بوته هاي خار تمام سطح زمين را مي پوشاند بنابراين وجه تمايز زيادي بين معدن و ديگر قسمتها در گذشته وجود نداشت و همانطور كه گفته شد فقط بيرون زدگيهايي كه به صورت سينه كال در منطقه وجود داشت باعث اكتشاف اين معدن شد.در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه در زمين شناسي اقتصادي و اكتشاف معدن آن چيزي كه در سطح مي بينيم ملاك عمل نيست بلكه بايستي به يك سري شواهد زير سطحي نيز توجه داشته باشيم. در اين حالت ناچاريم چاله ، چاه يا ترانشه اي را حفر كنيم تا به ماده معدني برسيم.2- بخش عمده ماده معدني مفيد استخراج شده است و در حال حاضر براي قسمتهاي ديگر باطله برداري مي شود.3- در سينه كالها آلودگي اكسيد آهن بالاست و همچنين بعضي از بخش ها معدن سيليس بالايي دارند.4- به طور كلي در سينه كالها مي توان موارد زير را مشاهده كرد :الف) قسمت تحتاني كه به رنگ جگري يا شكلاتي رنگ ديده مي شود و حاوي اكسيد آهن است.ب) قسمت فوقاني كه داراي درصد سيليس بسيار بالاست و دليل بر افراشته بودن اين قسمت نيز به خاطر مقاوم بودن سيلس در برابر عوامل فرسايشي است.همانطور كه مي دانيم زون آرژيليك مهمترين زون اكتشافي كاني كائولن مي باشد و از آنجا كه در اين زون فرآيند آزاد شدن سيليس را داريم لذا مي توانيم وجود اين زون را با توجه به درصد بالاي سيليسي كه در قسمت فوقاني معدن يافت مي شود توجيه كرد. به اين صورت كه با حركت سيليس در خلل و فرج و شكستگي موجود در سنگ به سمت بالا يك cap يا كلاهك سيليسي به جاي مي ماند و وجود همين cap سيليسي باعث شده است كه قسمت فوقاني معدن مقاوم شده و به صورت قله مرتفع خود را از دشت جدا كند.با توجه به مطالب فوق الذكر مي توان نتيجه گرفت كه كلاهك سيليسي كه بيانگر زون آرژيليك در منقطه مي باشد مي تواند يكي از نشانه هاي شاخص براي اكتشاف معدن كائولن باشد .با توجه به توضيحاتي كه در مورد سيليس در سطرهاي بالا داده شد مي توان اينطور استنباط كرد كه سيليسفايد شدن سنگ ها در معدن كائولن نشان دهنده اين است كه اين سيليس مي بايست از محلي آمده باشد يا به عبارت ديگر منشائي داشته باشد . بنابراين منطقه منشاء احتمالا از سيليس تخليه شده و جاي آن كاني ديگري جايگزين شده است و اين كاني جايگزين شده مي تواند از كانيهاي مفيد باشد يعني اين فرضيه را ايجاد مي كند كه در عمق به جاي سيليس ، كانيهاي مفيد مي تواند تشكيل شود و اين مسئله باعث اين مي شود كه كاوشگر به كار حفاري و فعاليت هاي اكتشافي افق هاي پايين تر منطقه بپردازد و نهايتا با نمونه برداريهايي كه انجام مي دهد به نتيجه ممكنه برسد.5- منشاء سيليس در منطقه به دليل بالا بودن آن در افق هاي پايين تر خاك و حمل آن توسط محلول هاي گرمابي بالارونده اوليه كه خود حاوي سيلس بوده اند مي باشد.6- بطور كلي يك سري گسل هاي كوچك و بزرگ در منطقه ديده مي شود كه جهت شيب بعضي از آنها به سمت شمال مي باشد و آغشتگي به اكسيد آهن در محل شكستگي هاي قديمي تر اين گسل ها به خوبي نمايان است. همچنين در كنتاكت گسل ها سنگ هاي برش گسلي يافت مي شوند.7- سنگ مادر اين معدن كه در افق هاي پايين تر قرار دارد در حد آندزيت تا داسيت است.8- با توجه به توضيحات داده شده توالي سنگهاي اين معدن از بالا به پايين به ترتيب شامل موارد زير است :الف) كلاهك سيليسي در بالاب) بخش كائولينيزه شده كه قسمت اصلي معدن را تشكيل مي دهد و حاصل آلتراسيون بخش پاييني خود است.ج) سنگ مادر غير آلتره شده9- با توجه به عدم  مسائل ايمني در منطقه ، سنگ هاي بعضي از قسمتهاي معدن كه داراي شكستگيهاي بسيار زيادي هم مي باشند با توجه به لرزش هايي كه بر اثر كار دستگاهها در اين معدن موجود است ريزش كرده اند كه مي تواند باعث خطراتي براي پرسنل و كارگران اين معدن رو باز باشد. از جمله مسائل ايمني رعايت نشده در منطقه نبود سطح ايمني و شيب مناسب براي جلوگيري از ريزش مواد معدني مي باشد.10- با توجه به حجم زياد باطله هايي كه بر روي مواد معدني قرار دارند در بعضي قسمت هاي معدن تونل هاي كوچكي براي ارزيابي ذخاير معدني و كيفيت آنها حفر شده است و نمونه برداريهايي از آن قسمت ها صورت گرفته است كه در صورت اقتصادي بودن ذخاير باطله ها را برداشته و كل ذخاير معدن را استخراج مي كنند اما در صورتي كه اين كار (باطله برداري) مقرون به صرفه نباشد مواد معدني مفيد را از داخل همان تونل ها به بيرون مي آورند.11- همانطور كه در قبل گفته شد اين معدن داراي دپوهايي با عيارهاي متفاوت است كه هر يك از درجه خلوص ها مي تواند براي مصرف هاي خاصي مفيد باشد ضمن اينكه مي توان براي فرستادن اين مواد معدني به كارخانه دپوهاي مختلف را با يكديگر مخلوط كرده و در مجموع سنگ معدن را كه متوسط عيار دپوهاي مختلف است به كارخانه تحويل داد.12- از ديد استاد مربوطه (جناب آقاي مهندس سعادت ) كار استخراج و بهره برداري از اين معدن به خوبي انجام نمي شود زيرا باطله ها و غير باطله ها با يكديگر مخلوط شده اند، پله‏ها، پله هاي ردست استخراجي نيستند و همچنين مشكل ايمني در معدن وجود دارد.اين معدن از جمله معادن قديمي است كه در آن افراد زيادي كار مي كرده اند و يا حتي بعضي افراد در اين معدن بازنشست شده اند و يا در شرف بازنشستگي هستند.لازم به ذكر است كه كارگران اين معدن بسيار با تجربه هستند و مي توانند ميزان خلوص ماده معدني را با چشم تخمين بزنند بطوريكه بررسي هاي آزمايشگاهي كه بر روي سنگ انجام گرفته است و با حدسي كه كارگران معدن نسبت به درجه خلوص سنگ زده اند 10% هم خطا نداشته باشد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 21:51
تاسیس اولین دبیرستان تیز هوشان پسرانه درشهرستان گناباد

   هدف ازتاسیس اولین دبیرستان تیز هوشان پسرانه درشهرستان گناباد  بالا بردن سطح آموزشی و پژوهشی و رقابتی سالم بین دانش آموزان نمونه و نخبه شهرستان است.  هدف دیگر از ساخت این دبیرستان  جلوگیری از مهاجرت خانواده ها به مشهد مقدس برای تحصیل فرزندان با استعداد عنوان شده است .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 0:11
روستای گیسور

روستای گیسور از توابع بخش مرکزی شهرستان گناباد واقع در منتهی الیه ضلع شرقی دهستان پسکلوت با فاصله 72 کیلومتری از مرکز شهرستان با جاده ارتباطی آسفالته قرار دارد.

این روستا در طول جغرافیایی ۱۶/۵۹شرقی و عرض جغرافیایی ۱۶/۳۴ شمالی و در ارتفاع ۹۳۲متری از سطح آبهای آزاد جهان قرار دارد

آب و هوای گیسور گرم و خشک ، میانگین بارندگی 150 میلیمتر و متوسط درجه حرارت سالیانه آن 7/14میباشد .

تعداد جمعییت  401 خانوار ــــ غالبا جوان و مــــــهاجر پذیر

مساحت : روستای گیسور دارای بیش از 34000هکتار اراضی ملی و مستثنیات میباشد 

 همسایگان: درسمت شمال روستای نوده پشنگ ـ در غرب روستای آسو و در جنوب روستاهای رحمت آباد ، چاه نمک و چاه میغانی از توابع گناباد و روستاهای باغ بخشی ، قطار گز، چاه گچی و چاه مسیله از توابع شهرستان خواف قرار دارند.

منابع اصلی درآمد اهالی عبارتست از : زراعت ، دامداری و خدماتی ــ 87% در بخش دامداری و کشاورزی 10% در بخش خدمات و 3% به کار قالی بافی اشتغال دارند .

سطح زیر کشت:روستا دارای 900 هکتار سطح زیر کشت جو گندم و پنبه که تماما از نوع آبی میباشد و همچنین بیش از 100 هکتار به محصول پسته اختصاص یافته است .

منابع تامین آب روستا عبارتست از 23 حلقه چاه عمیق با دبی حدود 4 تا 8 اینچ و دو رشته قنات دایر بنام اسکندریه و خارسوزان که از جنوب و جنوب غربی روستا سرچشمه میگیرند و اراضی و باغات متصل به روستا را آبیاری میکنند.

دامداری روستا با حدود 14 هزار راس دام سبک انجام میشود .

آب رسانی روستا در سال 1365و برق رسانی در سال 1375 انجام شد ، دیگر امکانات  موجود روستا شامل مدارس راهنمایی و ابتدایی پسرانه و دخترانه ـ روستا مهد ـ پاسگاه انتظامی ـ  پایگاه بسیج ـ خانه بهداشت ( طرح احداث مرکز درمانی روستا در سال گذشته تصویب و جهت شروع آن مبلغ 110000000تومان اعتبار در نظر گرفته شده است ) حمام عمومی ـ مخابرات و تلفن منازل ـ انتن موبایل ـ شرکت تعاونی روستایی  ـ شرکت تعاونی کشاورزی ـ واحد اعتباری ـ پست و پست بانک ـ مسجد جامع ـ حسینیه و آشپزخانه ـ مجتمع فرهنگی ورزشی اجتماعی ولیعصر میباشد .

در حال حاضر مسیر ارتباطی روستا با روستاهای چاه نمک و رحمت اباد در جنوب و منطقه کیبر کوه و مرز دوغارون در سمت شرق در حال زیر سازی و اسفالت میباشد.

http://gisoor.blogfa.com                     

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:18
گناباد در آیینه شعر

                                                        گناباد
شميمی آيدم از سوی صحرا                                شميمی چون دم عيسی مصفا
شفق آنجا به رنگ ارغوان است                             سپهر آنجا زمين را سايه بان است
نسيمی را دو صد ديده نثار است                          که از خاک گنابادش گذار است
ديار مردمان پاک طينت                                    صميمی، آشنا، نيکو سريرت
زمينش مهد عشق و مهربانی                               ز ايمان و خرد دارد نشانی
ز سوز شمع دانش آورانش                                  دبيران و اساتيد بنامش
درخت علم پر بار و ثمر شد                                وطن را ماية فخر و گهر شد
ز پروينش بگويم مرد آداب                                 فضيلت از مقامش می خورد آب
و يا بهلول، الگوی ديانت                                    همان اسطورة تقوا و همت
حکيم شهر حق ملا مظفر                                  فضای مدرسه از او معطر
در و ديوار شهرم يادگار است                              پر از نقشينه های ماندگار است
به کاه و گل برآوردند ديوار                                 مساجد را و گنبدهای بسيار
به فصل آشنای برگ ريزان                                 برآيد زعفران گل صد هزاران
زمين را ارغوانی فرش کرده                                به آتش اين همه گل نقش کرده
براکوهش سراسر باغ و گلشن                              زمرد فرش او گسترده دامن
بياسايند تن ها در کنارش                                  فرح بخش و مصفا سايه سارش
نگينش گنبد سلطان محمد(ع)                            پناه مؤمنان دين احمد (ص)
به پايين دشت روشناوند و گيسور                         پشنگ يل ، بيمرغ سلحشور
بجستانش چه نيکو مردمانند                               انيس و ياور آزادگانند
زن و مردش نجيب و سخت کوشند                       مسلمانان پاک و حق نيوشند
انارش خمرة ياقوت احمر                                    و زردآلو زشيرينی چو شکر
ولی اين مهد علم و دانش و دين                          گناباد بزرگ و مهر آيين
همين خاک شهيد بسيار داده                              همين ملک پر از آبادی و ده
بسا محروميت ديده و دارد                                  سخن بسيار در آيينه دارد
اگر فرزند اين خاک و دياری                                اگر عشق وطن در سينه داری
تلاش و همت تو چاره ساز است                            در لطف خدا همواره باز است
تو نيکی می کن و طرحی درانداز                          شميم لطف حق باشد سبب ساز
ديارت را دو ثروت در ميان است                           بقا و رونقش مرهون آن است
يکی سعی و تلاش و همت ما                               دگر خير دعای امت ما
 
                                                                        دکتر سيدرضا افتخاری
       

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 13:57
شهرک صنعتی گناباد

ازشهرک های مصوب سال 1368هیئت محترم وزیران به مساحت93 هکتارودرکیلومتر 5 جاده
 گناباد-مشهدواقع شده است.دراین شهرک تعداد61فقره قرارداد درزمینه های مختلف کانی
غیرفلزی ،شیمیایی  برق والکترونیک،غذایی منعقدشده است که ازاین تعداد 25واحد به

 بهره برداری رسیده و6واحددرحال ساخت وسازمی باشد که از
مهمترین واحدهای فعال میتوان به شرکت دیرگدازایران تولیدکنندهآجرهای نسوز،واحدچینی تقدیس تولیدکننده ظروف چینی ،کاشی سنگ امیدتولیدکننده کاشی سنگی ،طوس خاک تولیدکننده بنتونیت،
مروارید وش تولیدکننده پنبه محلوج وروغن کشی شرکت تعاونی


گاوداران تولیدکننده خوراک دام وشرکت تعاونی آذرکویر  درزمینه تولیدانواع حلب بهداشتی میتوان نام برد.


امکانات شهرک درحال حاضرداشتن سندتفکیکی برای تمام قطعات ،2حلقه چاه بادبی 12لیتردرثانیه ،احداث منبع زمینی وهوایی،اجرایشبکه آب شرب ازگنابادبه شهرک واجرای شبکه داخلی آب شرب
شهرک ،کابل200زوج تلفن ،فضای سبزمناسب ،ساختمان اداری،اجرای شبکه 20کیلوولت وروشنایی معابروبلواراصلی شهرک ،آسفالت معابراصلی وفرعی شهرک که دردست اقدام می باشد.طراحی شبکه


گازداخلی شهرک که درمرحله انتخاب پیمانکار می باشد.

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 9:7
روستای 1000 ساله ریاب

بناهاى رياب  برخلاف عمارت هاى يزد و اطراف آن باشکوه نيستند اما زيبايى خاص خود را 

دارند. اين بناها تمامى نيازهاى ساکنان خود را برآورده مى کنند. در اغلب کوچه هاى 

 اين محله ، ساباط  يا سقف هايى براى ايجاد سايه ساخته شده اند و تمامى خانه ها داراى  

سردابه ، حوضخانه وبادگير هستند. جهت خانه ها نيز به گونه اى است که وزش بادهاى 

 کويرى ، ساکنان منازل را در گرماى طاقت فرساى روزهاى بلند تابستان خنک کند.  

حضور خوانين و افراد متمول در اين منطقه موجب شده است معمارى و تزيينات منحصر 

 به فردى در منطقه گناباد به وجود آيد. معمارى کويرى خانه هاى بافت تاريخى رياب 

 به سبک معمارى خانه هاى يزدى شباهت دارد. کارشناسان براى اولين بار در اين  

منطقه با بادگيرهايى مواجه شدند که مانند بادگيرهاى يزد ، با دريچه اى مستقيما به  

سردابه متصل مى شوند. ديگر تزيينات اين خانه ها نيز بسيار قابل توجه است.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:32
نوروز در گناباد

نوروز و...

چهارشنبه سوری یکی از رسوم مردم است که در چهار شنبه آخر سال رگزار می شود  که در گذشته حالت خاصی داشته است مردم در غروب فتاب آتش روشن می کنند  واز روی  آن می پرند وشعر  می خوانند می گوند: زردی من از تو سرخی تو از من ومنظور  این است سرخ رویی شان سلامتی وشادي است را به دست آورند  وزردرویی راکه  نشان غم  وبیماری است از دست بدهند . بر بالاي بام مي رفتند و طبل مي زدند  شعر  مي خواندند و شادمان بودند.

 
يك كار ديگر اين است كه در كوزه اي آب مي ريزند و مقداري جو هم به آن


مي افزايند   و بر بام مي روند و در چهار گوشه ي خانه مقداري آب كوزه را

مي ريزند وسپس  كوزه را به با لاي سر در خانه   مي برند و به پايين

مي اندازند و كوزه را مي شكند.  يا هر چه شیشه وسفال درخانه

داشتند از پشت بام ها به پایین می انداختند ومی شکستند   تا سال نو 

سفال ها وشیشه ها ی نوی داشته باشند.  در مراسم نوروز مردم قبل

 از شروع  سال به جنب وجوش می افتند ومقدمات سال نو را فراهم

 می کنند همه به فکر تهیه لباس نومی افتند چند هفته قبل از نوروز

خانه هارا مرتب و تمیز  می کنند و قالی ها و فرش هاوشیشه ی

اتاق ها را می شویند. شیرینی های نوروزی می پزند  از جمله

کلمبه(کلوچه)، روورکرده (رو وا كرده)، قتاب وبعضی شیرینی ها

وکیک های دیگر   تهیه می کنند وهمچنین سمنو می پزند . قبل از نوروز

هرچه خوراکی از جمله آش خشک وبلغور   اگر داشته باشند مصرف

 می کنند تا برای سال آینده نماند ودوباره کیسه ها را از گندم و برنج

 پر می کنند. گندم یا عدس یا مجوك يا جو در گلدان می کارند و به عنوان

سبزه یا به اصطلاح   کاکُل برای عید پرورش  می دهند.

                                                                 

                           الفه

 

  پیش روز نوروز ، روز الفه نامیده می شود(عيد اول) ومردم به الفگی

می روند.  در مسجد برای کسانی که در طول سال کهنه مرده اند

مجلس بزرگداشت و یادبودی برگزار می شود و مردم  برای رفتگان

طلب آمرزش می کنند. مردها به مسجد می روند ومجالس زنانه در

منزل تازه درگذشتگان یا در مهدیه برگزار  می شود. وهمچنین عده ای

به مزار  شهدا وقبرستان می روند واخلاص و فاتحه می خوانند 

 روز قبل از عید و سال تحویل به حمام می روند وپا و سر خود را حنا

می بندند. لحظه ی سال  تحویل عده ای به مسجد می روند تا دعا

بخوانند  و از برکت آن دعا در تمام مدت سال از خطرات  مصون بمانند

 و زندگیشان پر برکت و غرق در نعمت گردد . گروهی نیز در خانه

می مانند وعقیده  دارند نباید در این لحظه از خانه به دور بود. شب

عید هم پلو می پزند . چند لحظه قبل از سال  تحویل اندکی آرد خمیر

می کنند و در گوشه ای   می گذارند تا وربیاید . سماور را آتش می کنند

 و سفره هفت سین را می چینند و لباس های نو می پو شند و اسفند

دود می کنند در هر اتاق چراغ یا شمعی روشن می کنند آنگاه سفره ی

سفیدی وسط آن پهن می کنند جلو قرآن یک آینه قرار می دهند جلو آینه

چند  دانه گندم می پاشند وروی آینه هم یک تخم مرغ می گذارند تا در

موقع  سال تحویل تخم مرغ روی آینه بچرخد سینی هفت سین را در

وسط سفره در جای مناسبی می گذارند (سمنو،سکه،،سرکه، سیر ،

سنجد،سماق وسیب) وسبزه ای که رویانده اند در کنار  آن ها در گوشه ای

قرار  می دهند و روی آب چند ساقه سبزه می اندازند و تنگ ماهی هم

 به آن می افزایند و انواع آجیل مثل استك شور(هسته زردالو)،بادام ، تخمه

روزگردان ،  نخود برشته ،كنو،و شیرینی های سنتی و كيك  درسفره قرار

می دهند وقتی لحظه ی سال تحویل فرا می رسد اعضای خانواده دور

سفره  می نشینند ودعا یا قرآن می خوانند و بعد از سال  تحویل به هم

تبریک می گویند وروبوسی می کنند. شب اول سال نو پلو  می خورند و

بعدأ از  خمیری که قبل از سال گردش آماده کرده اند، جوش پره درست

می کنند ودر وقت مناسبی که همه دور هم جمع شده اند می خورند

وشنبه اول سال هم آش می پزند اگر نوروز به   شنبه افتاد آن را مبارک تر

می دانند و بیشتر شادی می کنند. دختران دم بخت به سبزه زار ها
 
  می روند، برای گشودن بخت خود روبه قبله می نشینند و سبزه گره

می زنند، زنان بی فرزند   لب آب می نشینند و کلوخ در آب می اندازندو

دعا می روز نوروز به دید وبازدید اقوام وهمسایه ها می روند وتبریک

می گویند واز شیرینی ها ی   نوروزی به هم تعارف می کنند همچنین

 به قبرستان می روند ویک سبزه روی قبر عزیزان  از دست رفته خود

می گذارند وفاتحه می خوانند، روز چهارشنبه اول سال معتقدند که پای

  خود را به سبزه ها باید بزنند واین کار خوش یمن و مبارک می دانند وبه

 ا ین خاطر  به صحرا وسبزه زار ها می روند. روز سیزده بدر به خارج از شهر

وبه باغ وبستان  می روند  واز فضای طبیعت استفاده می کنند.
 

منبع: وبلاگ کوترا
ز

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 و ساعت 22:33
معرفی روستای سنو

«سنو»؛ ديار آسيابهاي آبي


روستاي سنو از روستاهاي براكوه شهرستان گناباد مي باشد كه در عرض جغرافيايي 34 درجه و 18 دقيقه و طول جغرافيايي 58 درجه و 26 دقيقه قرار گرفته است.
اين روستا در غرب گناباد و در ارتفاع هزار و 445 متر از سطح دريا و در شرق رشته كوه بين فردوس و گناباد قرار دارد. فاصله آن از مركز شهرستان 25 كيلومتر مي باشد.
پيشينه تاريخي
آثار و بناهاي تاريخي به جا مانده از قديم و همچنين حكايتهاي تاريخي پيرامون اين روستا قدمت آن را به بيش از 1500 سال قبل مي رساند. آنچه كه در طول تاريخ اين روستا را متمايز از ساير نقاط تاريخي كشور كرده است آب فراوان و چشمه معروف آن مي باشد. حكايتهاي تاريخي پيرامون آب سنو دليل بر شهرت و اهميت آن در گذشته تا به امروز بوده است، به طوري كه وقتي طاهر آب شناس از اين منطقه عبور مي كرده است به همراهان گفته است، زودتر از اين جا برويم و او در جواب علت آن گفته است كه اگر گناباد خراب شود يا به وسيله باد خواهد بود يا با طغيان آب چشمه سنو.
وجه تسميه و سابقه تاريخي
«سنو» يك كلمه فارسي است كه تلفظ آن به كسر سين و ضم نون مي باشد. در اصل كلمه عربي بوده (صنو يا ثنو) كه به فارسي برگشته است.
عده اي معتقدند كه سه برادر به اين منطقه وارد شده و به خاطر آب زياد سكنا گزيده اند و آب به هدر رفته اي را كه تا نزديكي گناباد مي رفته، كم كم به كنترل درآورده و مصرف كرده اند و اين سه نفر چون هنگام ورود به اين محل سه عدد نان همراه داشته اند اين محل را سنو گفته اند.
آثار تاريخي
در روستاي سنو تاكنون 20 اثر تاريخي شناسايي شده است كه تنها هفت آسياب آبي سر آسياب سنو در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
مهمترين آثار تاريخي موجود در روستا منازل تاريخي آن شامل منزل محمدحسن قهرماني، منزل قهرماني، ايوان منزل ميرزا احمدحسيني، برج تاريخي حصارده، قلعه سر آسياب، آب انبارها و حمام قديمي روستا مي باشد. مساجد اين روستا نيز داراي قدمت زياد و معماري منحصر به فردي بوده كه طي سالهاي گذشته تخريب گرديده است.
مراكز تفرجگاهي و جاذبه هاي گردشگري
قرارگيري روستا در پايكوههاي رشته كوه كمرزرد باعث شده است كه محيطي طبيعي بكر و دست نخورده بسيار زيبايي به وجود آيد، به طوري كه در جنوب غرب روستا منطقه خوش آب و هوايي به نام كيس آب وجود دارد كه علاوه بر اهالي روستاي سنو و روستاهاي همجوار، از شهر گناباد نيز جهت گذران اوقات فراغت به اين منطقه مراجعه مي نمايند.


 از ديگر مناطق تفريحي و ييلاقي سنو كه در دل خود چشمه هاي فراواني دارد مي توان از روستاي سر آسياب، دره نخو، تنگل سنو، سبقي و... نام برد.
بعضي از كارشناسان معتقدند، آب چشمه سنو از يك درياچه و غار درون كوههاي زرد سرچشمه مي گيرد. غار سنو چيزي شبيه به غار علي صدر همدان و شايد عظيم تر از آن باشد كه تاكنون مورد كاوش قرار نگرفته است. مساحت اين سفره آب زيرزميني 12 ميليون مترمربع است.
كار صنايع دستي در روستاي سنو بيشتر توسط زنان انجام مي گيرد كه كمك خوبي به اقتصاد خانوار مي كند. صنايع دستي در روستاي سنو شامل قاليبافي، پارچه بافي، پلاس بافي، دوخت لباسهاي سنتي و... بوده است كه امروزه تقريباً به فراموشي سپرده شده است.
آداب و رسوم
مردم روستاي سنو نيز از قديم رسوم مختلفي در نوروز، مراسم عروسي، محرم و... داشته اند كه البته امروزه بخش زيادي از آن به فراموشي سپرده شده است، اما آنچه در اين بين متمايز است آيينهاي مرتبط با چشمه سنو مي باشد كه به دليل قداست ويژه اي كه آب نزد ايرانيان و مسلمانان دارد، هنوز در بين مردم وجود دارد.هم اكنون هر ساله در ارديبهشت ماه مراسم بلغورپزان در محل چشمه سنو برگزار مي شود.
در اين مراسم آييني همه مردم روستا در محل چشمه سنو كه آرامگاه يكي از بزرگان روستا مي باشد با ذبح گوسفند و پختن بلغور و توزيع بين اهالي مراسم دعا و نيايش به خاطر اين نعمت بزرگ برگزار مي كنند.يكي ديگر از آيينها مراسم روشن نمودن چراغ عصا مي باشد. در اين مراسم افرادي كه نذر و نيازي دارند در محل عبور آب چشمه، جمع مي شوند و به تعداد نذرهايي كه دارند پنبه روشن مي كنند و محصولات خود مانند بادام، كشمش و... را به عنوان مشكل گشا در بين مردم پخش مي كنند.بازيهاي محلي نيز اهميت خاصي در بين مردم دارند و از مهمترين اين بازيها مي توان به گال بازي، كبدي، كلاه حصوبك، قلعه بازي و... نام برد.

منبع:وبلاگ آقای مهدی ذوالفقاری


  

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 11:30
گناباد در سال 1400( اتحاد و انسجام)

به نظر میر سد پراکندگی جمعیت در گناباد نسبتا زیاد است جمعی از مردم  در کاخک؛ و

 

جمعی در بیدخت؛ نوغاب ؛ بیلندو.... بسر می برندپیش بینی می شود در سال 1400 اثری

 

از ضرب المثلهای  فرسوده و تفرقه انگیز باقی نماند . وجو د این ضرب المثلها ناشی از

 

تفکرات واعتقادات نابخردانه ای است که تاکنون در بسیاری از موارد مانعی بزرگ برای

 

پیشرفت همه جانبه گناباد بوده اند.

  

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 21:4
مسجد جامع گناباد

مسجد جامع گناباد بر طبق تاریخ کتیبه کوفی آن در سا ل609 هجری قمری احداث شده است این مسجد ار لحاظ دارا بودن کتبه کوفی و آجر کاری های ظریف حائز اهمیت

 

است.این مسجد که ایوانهای رفیع در جنوب و شمال و اطراف محوطه صحن دارد و در زمره مساجد مهم  تاریخی یه شمار می روداز لحاظ هنر آجر کاری ( در ایوان جنوبی) و ساختمان محراب و منظره بدیع سقف دارای اهمیت بسیاری است این مسحد تحت شماره 325 در شمار آثار تاریخی به ثبت رسیده است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 19:47
شركت صنايع چيني تقديس ( سهامي خاص )

شركت صنايع چيني تقديس ( سهامي خاص ) در سال 1384در زميني به مساحت52000 متر مربع فاز اول افتتاح و آماده بهره برداري گرديد و فاز دوم  هم  در مراحلاداري است.

مجموعه ماشين آلات وتجهيزات نصب شده خطوط توليد توسط شركت DORST آلمانتامين  گرديده و عمليات نصب و راه اندازي با همكاري كاركنان شركت و پيمانكاران داخلي به انجام رسيده است . ....

چيني تقديس در حال حاضر از امكانات و ماشين آلات مدرن روز برخوردار است مانند :

پرس هاي ايزواستاتيك و در قسمت هاي پرداخت روبوت هاي ABB - پرشر كستينگ - فرمينگ – فنجان زن اتوماتيك - اسپري دراير -كوره هاي پخت سريع ( زير لعابي ) – لعاب زن هاي اتوماتيك – ماشين هاي خط زن – ماشين ساب – و دستگاه شيرينگ اتوماتيك و .. . . . . . . .

چيني تقديس برخوردار از 24000 مترمربع سالن هاي توليد و 2800 مترساختمان هاي اداري و پشتيباني و 1500متر مربع ساختمان هاي فني و تاسيسات مي باشد .


چيني تقديس در فاصله اندكي كه از آغاز فعاليتش مي گذرد توانسته با جذب و بكار گيري مديران ، كارشناسان و پرسنل مجرب و متخصص به مرز توليد اسمي خود و با حفظ كيفيت تعهد شده نائل گردد و در رديف معدود كارخانه هايي قرار گرفته كه توانايي توليد چيني زير لعابي را دارامي باشد .
 
هم اكنون چيني تقديس توانسته با بهره برداري مناسب و حرفه اي از تكنولوژي پيشرفته و پخت سريع توليدات خود تنوع ببخشد .

اين شركت با در اختيار داشتن حدود 420 نفر پرسنل و با وجود قسمت هاي اجرايي نظيرآزمايشگاههاي چيني – كنترل كيفيت – تحقيق و توسعه در واحد هاي ستادي نظير تضمينكيفيت – كميته ارتباط با مشتري
 
 
– كميته هاي طراحي و توسعه ...توانسته  بخشها ي مهمي از بازار داخل تاثير مهمي برجاي گذارد .

منبع: وب سایت خبرگزاری گناباد

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 20:2
صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود

صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود

 دی ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دی و روزهای هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزی که نام ماه و نام روز يکی بود. 

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دی ماه، يا شب يلدا، را جشن می گيرند.  يعنی آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدی و درازترين شب سال. 

واژه يلدا سريانی و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعنی روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند. 

بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمنی و نامبارکش می دانستند ( و می دانند )، تاريکی شکست می خورد، روشنايی پيروز و خورشيد زاده می شود و روزها رو به بلندی می نهد،

زايش خورشيد و آغاز دی را، (واژه روز "day" انگلیسی از همین روز ریشه گرفته است) آيين ها و فرهنگ های بسياری از سرزمين های کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزی که خورشيد از چنگ شب های اهريمنی نجات می يافت و روزی مقدس برای مهر پرستان بود. 

در سدهً چهارم ميلادی بر اثر اشتباهی که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جای روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايی نيز به اين تقارن است :

 به صاحب دولتی پيوند، اگر نامی همی جويی        که از پيوند با عيسی چنان معروف شد يلدا

بنا بر اين نوئل اروپايی(سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نوئل واقعی، يعنی انقلاب شتوی در سی آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.

انگيزه های پايدار ماندن اين جشن را مي توان، اینگونه برشمرد :

 1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهای ديني کهن.

 2 - بلند ترين شب سال، يعنی طولانی ترين تاريکی است، نشانهً اهريمنی شبی شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهی می گرايد.

 3 - پايان برداشت محصول صيفی و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزی است. همهً قشرها و گروههايی که از فراورده های کشاورزی و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دی ماه و برداشت محصول، در شگون و شادی کشاورزان شرکت می کنند.    

«و در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست می کرد و در يک سفره با ايشان غذا می خورد، و می گفتک قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »  

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار می شود. 

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايی خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد می آيند. به بياني ديگر در سرمای آغازين زمستان، دور کرسی نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگی های شب يلدا است.  

براي شب يلدا، خوراک ويژاه ای نمی شناسم، و تهيه شام بستگی به وضع اقتصادی و روند تغذيه خانواده دارد. خوردنی های ويژه شب يلدا ميوه های فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايی که می بايستي در اين شب تمامی آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزی برای فردا، يعنی فردای زمستان باقی نماند. ميوه هايی را که شب يلدا بر آن می گذشت نمی خوردند.   

آجيل و شب چره که شامل دانه هايی چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياری از شب نشينی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولي در شب يلدا می بايست ( و می بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني های شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا.

همه رسم ها و آيين های شب يلدا را ( بجز دور کرسی نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسی بنشاند ) در همهً شهرها و آبادی ها سراغ داريم.  

باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز می باشد، با وجود اشاعه و دگرگونی های فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه ای از نمودهای فرهنگی و قومی و تاريخی اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همهً شب های غم آبستن روز طرب است                        يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد

                                                  

                                                                                                     

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 8:16
بیدخت

آناهیتا الهه آب،همواره در تاریخ ایران باستان،از تقدس و احترامی خاص برخوردار بوده

 است.و از آنجا كه آب را مظهر پاكی و حیات خود میدانستند برای پاسداری آن، فرشته

نگهبانی بنام آناهیتا قرار دادند كه این فرشته مورد احترام و تقدس آحاد مردم بوده و برای او

معابد و تندیس های بسیاری ساخته اند.

در جنوب خراسان و در نزدیکی شهر گناباد شهر کوچکی بنام بیدخت وجود دارد. عربها در

روزگار باستان آناهیتا را بغدخت می نامیده اند که علت ان تاکنون برای پژوهشگران معلوم

نشده است واژه بیدخت در واقع  تحریف شده همان لغت بغدخت است

منبع:  وب سایت آفتاب

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 و ساعت 23:40
عید سعیدفطر مبارکباد

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 11:37
پروژه های شاخص سازمان جهاد کشاورزی خراسان رضوی در شهرستان گناباد

 ـ طرح افزايش راندمان آبیاري

 

2 ـ طرح آبخيزداري حوزه شهری ـ گناباد ، بیدخت  و حوزه شهري بجستان

 

3 ـ طرح مطالعه و اجراي تجهيز و نوسازي اراضي

 

4 ـ احياء  ، مرمت  و لايروبي قنوات

 

طرح افزايش راندمان آبياري :

 

يكي از مشكلات اساسي بخش كشاورزي شهرستان پايين بودن راندمان آبياري است . با توجه به

 

ارزش بسيار بالاي آب و خشك بودن منطقه متاسفانه راندمان آبياري 35 درصد ميباشد كه نشان

 

دهنده هدر رفتن بسيار زياد آب است كه در صورت  محقق شدن ، سطح زير كشت محصولات

 

افزايش خواهد يافت و يكي از راههاي افزايش راندمان آبياري ،  پوشش انهار سنتي است كه با

 

استقبال زياد كشاورزان روبرو شده است .  با اجراي هركيلو متر پوشش انهار و يا لوله گذاري

 

  ۵۰۰۰متر مكعب آب در سال صرفه جويي مي شود . 

 

هم اكنون در شهرستان گناباد 1700كيلومتر انهار سنتي داريم كه در صورت پوشش يافتن

 

آن ها و يا استفاده از لوله براي انتقال 85000000  متر مكعب آب صرفه جويي خواهد

 

شد .ميزان اعتبار و تسهيلات جهت انجام اين طرح به شرح ذيل مي باشد :

 

1-    اعتبار ات دولتي 142800ميليون ريال

 

2-    تسهيلات بابهره پايين 61200ميليون ريال

 

اين طرح در مدت چهار سال به بهره برداري رسيده و هرسال 425كيلومتر از انهار سنتي

 

پوشش خواهد شد . 

محل اجراي طرح در مناطق ذيل مي باشد :

 

1-    بخش مركزي 700كيلومتر

 

2-    بخش بجستان 600كيلومتر

 

3-    بخش كاخك 400كيلومتر

 

طرح آبخیزداری حوزه شهری ـ گناباد و بیدخت و حوزه شهري بجستان :

 

اهداف :

 1- جلوگيري از فرسايش خاك

 

در مناطق کوهستانی محدوده طرح ، تخریب مراتع و درختچه ها موجب تسریع فرسایش آبی

 

 گردیده و این فرسایش حالت شدید و خطرناکی پیدا کرده است .

 

2- بهبود وضعيت پوشش گياهي و تامين علوفه دام

 

 

در مناطق کوهپایه ای و دشتی نیز چرای بیش از حد دام باعث نابودی مراتع گردیده و بازگشت

 

به حالت کلیماکس را در حالت فعلي غیر ممکن ساخته است .

 

3-    كنترل و بهره برداري از سيلاب

 

 

در پایین دست حوزه نیز به لحاظ عدم کنترل سیلابهای بالادست و ورود آن به کویر ، توسعه و

 

پیشروی کویر نمک به سوی روستاهای حاشیه ای و هجوم آب های شور به سمت آب های

 

شیرین باعث شور شودن آب های زیرزمینی حاشیه کویر شده است .

 

4- پايداري سفره هاي منابع آب

 

 

به علت  پايين آمدن فرصت نفوذ آبهای سطحی در بالا دست ، سطح آب های زیر زمینی مناطق

 

دشتی هر روز از بین رفته و دبی اکثر منابع رو به کاهش شدید می باشد.

 

شهرستان گناباد جزء مناطق خشک و نیمه خشک می باشد و بارانهای جوی به صورت فصلی و

 

اکثراً  رگبارهای شدید نازل گردیده و همه ساله باعث حرکت سیلابهای مخرب شده و خسارات

 

سنگینی  به تأسیسات و امکانات کشاورزی و مناطق مسکونی وارد می نماید و از طرفی

 

خشکسالیهای پی در پی سالهای اخیر موجب کاهش شدید منابع آبی و از جمله قنوات هوابین

 

گردیده است .

 

بر این اساس با اجرای طرح های پیشنهای آبخیزداری حوزه شهری گناباد ـ بیدخت به وسعت

 

 ۱۷۴۹کیلومتر مربع و حوزه شهری بجستان به وسعت 248 کیلومتر مربع باعث خواهد شد

 

که :اولاً : جمعیت چهار نقطه شهری ( گناباد ـ بجستان ـ کاخک ـ بیدخت) و 91 نقطه

 

روستائی با جمعیتی بالغ بر 78615 نفر از خسارات و خطرات سیل در امان بمانند .

 

ثانیاً : با تغذیه مصنوعی منابع آبی مناطق تحت پوشش 680 رشته قنات ، 314 حلقه چاه عمیق

 

و نیمه عمیق و 175 دهنه چشمه تقویت و با دبی خوب و مستمر سطح زیر کشت 2/17822

 

هکتار را آبیاری نموده و در سطح 2/5306  هکتار زراعت دیم و سیلابی کشت خواهد شد.

 

ثالثاً : با بهبود پوشش گیاهی مراتع و تولید علوفه دامی نیاز 168583 رأس دام سبک و سنگین

 

تأمین خواهد شد .  با بررسیهای انجام شده اعتبار مورد نیاز حوزه شهری گناباد ـ بیدخت و

 

بجستان طی یک دوره 15 ساله بر مبنای قیمت های سال 1384 ـ 5/165586 میلیون ریال

 

برآورد شده است .

 

طرح مطالعه و اجراي تجهيز و نوسازي اراضي

 

با توجه به شرايط اقليمي شهرستان ، وجود آب و خاك نسبتاٌ  شور كه شوري آب و خاك روز

 

به روز افزايش مي يابد .همچنين خرده مالكي و اراضي كوچك كه توليد در آن ها غير

 

اقتصادي مي باشد . از طرفي اراضي غير يك پارچه و نامسطح و عدم جاده بين مزارع که

 

باعث اتلاف محصول و كاهش عملكرد تولید محصولات زراعي مي شود .

 

با مطالعه دقيق و اجراي طرح تجهيز و نوسازي اراضي شركت هاي تعاوني توليد كه شامل

 

اجراي لوله گذاري و كانال بتني مسير آب و همچنين تسطيح و يك پارچه سازي اراضي ، ايجاد

 

جاده هاي بين مزارع و ... مي توان شاهد افزايش سطح زير كشت،افزايش توليد در واحد سطح

 

جلو گيري از شور شدن  بيش از حد اراضي ، جلوگيري از هدر رفتن محصول توليدي

 

كشاورزان و بسياري موارد ديگر بود .

 

لذا پيشنهاد مي گردد  با عنايت به اين كه بيش از 70  درصد اراضي كشاورزي شهرستان تحت

 

پوشش تعاوني هاي توليد مي باشند طرح تجهيز و نوسازي اراضي در حوزه شركت ها مطالعه و

 

اجرا گردد . 

 

جهت مطالعه شش مورد از این شرکتها همراه با نقشه توپوگرافی و خاک شناسی

( شامل : شرکتهای تعاونی عابد 2 ـ 7 ـ 4 ـ 6 ـ 3 و 9) با حجم عملیات 16500 هکتار

 

اعتباری بالغ بر 23100 میلیون ریال نیاز بوده که در صورت تصویب به هر میزان تعدادی از

 

شرکتهای مذکور مطالعه و اجرا خواهد شد.

 

طرح لايروبي ، مرمت و احياء قنوات

 

قنات به عنوان سازه سنتي ـ هيدروليكي تأمين آب ، سازگارترين و پايدارترين سازه آبي بحران

 

آب در مناطق با بارندگي كمتر از 150 ميليمتر در سال بوده كه توسط جريان ثقل ، آب را به

 

سطح زمين هدايت مي كند . قنات يك شاهكار مهندسي و يك ابداع هنرمندانه در جهان قديم و

 

معاصر است قنوات شهرستان گناباد به لحاظ منبع آبدهي و تغييرات آن به دو دسته عمده زير

 

تقسيم بندي مي شود .

 

الف : قنوات مناطق كوهستاني

ب : قنوات مناطق دشت

   

 

از جمله ويژگيهاي قنوات مناطق كوهستاني اينكه داراي چاههاي كم عمق ، طول كوره كم و دبي

 

متغيير مي باشد كه به قنوات هوابين نيز معروف است . اما قنوات مناطق دشت داراي ميله

 

چاههايي با عمق زياد ، دبي ثابت و طول زياد كوره ها مي باشد .

  

 آمار قنوات شهرستان 1115 رشته مي باشد كه داراي دبي مختلف حتي تا 300 ليتر بر ثانيه

 

( قنات قصبه شهرستان ) آبدهي دارند . اين قنوات در طول ساليان زيادي كه حفر شده اند

 

همواره در معرض حوادثي همچون سيل ، زلزله و خشكسالي بوده و در حال حاضر تعداد

 

زيادي از آنها دچار افت شديد آبدهي بر اثر ريزش كوره و ميله چاهها شده اند . لذا به منظور

 

استفاده بهينه از اين منبع و شاهرگ حياتي منطقه و استحصال آبهاي ذخيره شده نياز به

 

لايروبي و مرمت بيش از 400 كيلومتر از مسيرقنوات شهرستان مي باشد كه جهت انجام

 

اين مهم مبلغ 100 ميلياردريال اعتباربرآورد شده است . اميداست با تأمين اين اعتبار و

 

اجراي اين طرحها شاهد شكوفائي بيش از پيش بخش كشاورزي شهرستان باشيم

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه هفدهم مهر 1386 و ساعت 1:13
گناباد در سال 1400 (جشنواره زعفران)

گناباد یکی از مناطقی می باشد که سالیان متمادی است در قسمت و سیعی از زمینهای کشاورزی

 ان زعفران کشت می شود.

هر ساله درفصل برداشت زعفران جشنواره ای موسوم به جشنواره زعفران برگزار می شود.

در این جشنواره که با حضور گردشگران زیادی از اقصی نقاط ایران برگزار می شود موارد زیر

 به چشم می خورد:

۱- مسابقه گل پر کنی: در این مسابقه که مخصوص خانمها می باشد یک کیلو گل زعفران به هر یک از

 شرکت کنندگان داده می شود با اعلام داور مسابقه تمامی شرکت کنندگان شروع به پر کردن گلهای داده

شده می نمایند هر یک از شرکت کنندگان که بتواند در مدت زمان کمتری انها را پر نماید در مسابقه برنده

 می شود. ضمنا گلهای پرشده و ریشه های تحویل داده شده در انتها وزن می شود تا مجموع انها برابر

یک کیلو باشد در پایان مسابقه به نفرات اول تا سوم جوایزی از سوی مسئولین شهر اعطا می گردد

۲- در گوشه ای از نمایشگاه غذا هاو شیر ینی هایی  طبخ می شود که یکی از چاشنی های ان زعفران

می باشد

۳-  اجرای نمایشنامه:  جوانان هنرمند شهرستان نمایشنامه ای که گاه همراه با ظنز می باشد پیرامون

وقایع و رویدادهایی که در مراحل کاشت و داشت و برداشت و پر کردن زعفران برای مردم روی میدهد

اجرا می نمایند 

۴-اداره کشاورزی شهر ستان اخرین اطلاعات و اخبار مربوط به زعفران را بصورت مجله ای در اختیار

 باز دید کنندگان قرار میدهد

منبع: نویسنده وبلاگ

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه بیستم شهریور 1386 و ساعت 13:56
لزوم توجه به زلزله خیز بودن گناباد

لرزه خیزی منطقه گناباد

با عنایت به اینکه پهنه استان خراسان رضوی از نقطه نظر ساختاری دارای وضعیت کاملاً پیچیده بوده و در محل برخورد ورقه ایران مرکزی با ورقه توران در شمال و همچنین زیر پهنه بلوک لوت با زیر پهنه طبس در جنوب باختری و بلوک افغان در جنوب خاوری قرار دارد و دارای پتانسیل بالایی از لرزه خیزی است بطوری که در طی سده بیستم چندین زمین‌لرزه مخرب در این پهنه روی داده است که می توان از زلزله 25 شهریور 1357 طبس که بزرگترین زلزله رویداده در پهنه ایران زمین با بزرگی 7/7= Ms نام برد که باعث کشتار دست کم 20000 نفر و ویرانی حدود 90 روستا به همراه شهر طبس شد نام برد. این زمین‌لرزه در ناحیه ای که حدود 1100 سال بدون لرزه بود به وقوع پیوست و نشان داد که داده‌های پراکنده زمین‌لرزه‌های تاریخی در یک ناحیه نمی تواند به تنهایی لایه مناسبی برای ارزیابی خطر زمین‌لرزه به حساب اید. با توجه به این مسئله منطقه نیازمند یک کار سخت جهت جمع آوری داده‌های دستگاهی مناسب در طی زمان می باشد که باید مدنظر قرار گیرد.
پهنه استان خراسان رضوی با توجه به وجود مراکز مهم صنعتی، اجتماعی و مذهبی و تراکم جمعیت زیاد بخصوص در بخش شمالی دارای حسسایت ویژه ای می باشد و با عنایت به تاریخچه لرزه خیزی استان که همواره در طی تاریخ شاهد رویدادهای لرزه ای بس مخرب و وحشتناکی بوده است لذا باید توجه خاصی به بحث لرزه خیزی و شناخت بهتر سازوکار ساختاری پهنه استان نمود. برای نمونه وضعیت احتمال رخداد زمین‌لرزه در پهنه استان با توجه به مطالعات آماری و نتایج حاصل از مطالعات نظری در مورد شتاب و اطلاعات شدت نسبی سطح کشور به دو حوضه شدت نسبی تقسیم شده است که احتمال رخداد زمین‌لرزه‌هایی با شدت نسبی 8 مرکالی و بیشتر وجود دارد و ضریب زلزله خیزی« یک» در این حوزه پیشنهاد شده که شهرهای پرجمعیت مانند مشهد، گناباد در این دسته بندی قرار می گیرند.

زمین‌لرزه‌های تاریخی در گناباد

·  زمین لرزه1238میلادی-گناباددر حدود سال 635 قمری رویداد زمین‌لرزه با بزرگای 3/5=Ms در گناباد روی داد که منجر به ویرانی کلی در منطقه گردید.

  •  
  • زمین لرزه1678میلادی گنابادزمین‌لرزه ویرانگری در خراسان روستاهای بسیاری را از بین برد. شهر گناباد بواسطه این رویداد لرزه ای که بزرگای برابر 5/6=Ms را دارا بود بطور کامل تخریب گردید و تلفات بسیار زیادی حاصل شد. تنها مسجد جامع قدیمی پس از زمین‌لرزه بر پا ماند و تنها یک نفر جان سالم بدر برد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:24
گناباد در سال 1400

  گناباد در سال ۱۴۰۰( قنات)

چنین پیش بینی می شود که در سال ۱۴۰۰ هجری شمسی گردشگران زیادی از سرتاسر جهان برای

دیدن طویل ترین قنات دنیا به گناباد سفر نمایند.

انها از طریق پلکان مخصوصی که برای ورود به دهلیز قنات تعبیه شده وارد قنات می شوند وبا سوار

 شدن   بر قایق های مخصوص قسمت حفاظت شده ای از قنات را مورد بازدید قرار می دهند.

در قسمت حفا ظت شده با عمیق تر نمودن بستر قنات عمق آب به گونه ای تنظیم شده  که 

برای حرکت قایق ها ی باریک مناسب است 

درسقف قنات نورافکنهای زیبائی نصب شده است که فضا را برای بازدید گردشگران روشن می کند

عواید حاصل از فروش بلیط نیز صرف توسعه بنا های اطراف دهلیز قنات می شود که برای پذیرائی از

گردشگران بنا شده اند. انشاالله

منبع: نویسنده وبلاگ 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 23:19
معادن گناباد

     

 

 

گرانيت

7,000

 

 


 

 

 

53ك  شمال غرب بجستان

گرانيت احمد آباد

گرانيت

4,000


 

 

 

 

22ك جنوب گناباد

گرانيت بيدخت

سنگ چيني

20,000

 

 


 

 

 

50ك  شرق گناباد

اسو 1

سنگ چيني

20,000

 

 

 

 

47ك  شرق گناباد

 اسو 2

سنگ چيني

8,000

 

 

 

 

47ك  شرق گناباد

 اسو3

مرمريت

30,000

 

 

 

 

21ك  شمال غرب بجستان

مرمريت حوض بلوچ

مرمريت

15,000

 

 

23ك شمال بجستان

 

 

مرمريت الوان بجستان

مرمريت

10,000

 

 

31ك شمال شرق بجستان

 

 

مرمريت الوان كوه گلي

مرمريت

10,000

 

 

27شمال شرق بجستان

 

 

مرمريت رحمتي

مرمريت

30,000


 

 

 

 

ك شمال غرب بجستان

مرمريت كوه نور

مرمريت

7,000


 

 

 

 

23ك شمال غرب بجستان

مرمريت مير مست

مرمريت

15,000

 

 

 

 

38ك جنوب شرق گناباد

مرمريت كبوتر گناباد

مرمريت

10,000

 

 

 

 

38 شمال غرب بجستان

مرمررت مارانديز

مرمريت

7,000

 

 


 

 

 

25ك  غرب بجستان

مرمريت مهدي

مرمريت

11,000

 

 

25ك  شمال غرب بجستان

مرمريت حوض بلوچ شمالي

مرمريت

7,000

 

 

23ك شمال غرب بجستان

مرمريت شرق حوض بلوچ

مرمريت

12,000


 

 

 

 

22ك شمال شرق بجستان

مرمريت فخرآباد

مرمريت

12,000


 

 

 

 

29ك شمال غرب بجستان

مرمريت چاه پاليز

مرمريت

10,000

 

 

 

 

29ك جنوب غرب بجستان

مرمريت نيان

مرمريت

7,000

 

 


 

 

 

33ك شمال شرق گناباد

مرمريت الوان چاه شيرين

مرمريت

10,000

 

 

 

 

29ك شمال شرق گناباد

مرمريت الوان حرا

مرمريت

7,000


 

 

 

 

23ك شمال بجستان

مرمريت حوض بلوچ غربي

مرمريت

12,000

 


 

 

 

23ك شمال شرق بجستان

مرمريت چاه پاليز شرقي

مرمريت

7,000

 

 

20ك شمال غرب بجستان

مرمريت گلنار

مرمريت

5000(سال اول)

 

 

28 كيلومتري شمال شرق گناباد

مرمريت الوان چاه شيرين 1

مرمريت

1000-4000-11500

 

 

 

 

70 كيلومتري شمال غرب گناباد

مرمريت كاوشگران فخر اباد

مرمر

3,000

 

 

44ك غرب بجستان

مرمر هزار و يك

باريت

2200

 

 

33 ك غرب گناباد

باريت تلخابوند

مرمريت

1000

 

 

24 ك شمال غرب بجستان

مرمريت فخر اباد جنوبي



منبع: مجله خبری گناباد              

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:47
روستای تاریخی عمرانی

روستاي عمراني يكي از الگوهاي واقعي و بي‌نظير معماري سنتي منطقه كويري خراسان رضوي است.

 اين مجموعه با در نظر گرفتن عناصر و فضاهاي مناسب براي سازگاري با اقليم گرم و كويري ساخته شده و قابليت تبديل شدن به شهرك سينمايي را نيز دارد.

 بافت قديمي و تاريخي اين بنا كاملا حفظ شده و از دور دست به صورت يك مجموعه عظيم معماري محصور در برج و بارو مشاهده مي‌شود.

اين روستا تا سه دهه قبل مسكوني بوده است .بادگيرهاي منحصربفرد و تاسيسات دفاعي اين روستا همچنان سالم مانده است 

 اين مجموعه داراي مسجد، حمام سنتي و دو آب انبار بزرگ مربوط به دوران صفوي است كه به لحاظ ساخت و ساز الگوي سنتي مناطق كويري مي‌باشد.

 اين مجموعه تاريخي در حاشيه جاده اصلي استانهاي شرقي كشور در ‪ ۲۰‬كيلومتري شمال گناباد واقع شده است

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:20
رضا عطاران(هنرمند گنا بادی)

 

 

 رضا عطاران  متولد 20 اردیبهشت 1347در یکی از شهرهای جنوب خراسان رضوی به نام کاخک به دنیا آمده است . دیپلم خود را در رشته اقتصاد در مشهد گرفت و برای ادامه تحصیل در رشته طراحی صنعتی به تهران آمد ، با این که رشته اش را دوست داشت ، امَا به علت نداشتن موقعیت خوب در ایران آن را رها کرد و به کار هنری ( بازیگری ، نویسندگی و کارگردانی ) پرداخت و از همین راه کسب در آمد دارد . در سال 1372 با بازی در مجموعه طنز [ پرواز 57 ] همراه با گروه مهران مدیری به تلویزیون آمد و با مجموعه ساعت خوش  به شهرت رسید . در سال 1373 ازدواج کرد و به دلیل عدم تمایل به داشتن فرزند ، فرزندی ندارد . در اواسط سال 1377 به همراه مجید صالحی و یوسف تیموری در گروه کودک و نوجوان شبکه اول سیما مجموعه  مجید دلبندم  را عرضه کرد . و در سال 1379 مجموعه  قطار ابدی  را تقدیم مردم ایران کرد . بخشی دیگر از کارهای او از سال 74 تا 80  سیب خنده - ستاره ها - کوچه اقاقیا در سال 1383 پای در عرصه تولید سریال های مناسبتی ماه مبارک رمضان گذاشت و  خانه به دوش  را آماده پخش کرد . بعد از آن در سال 1384 مجموعه  متهم گریخت  را به نویسندگی سعید آقاخانی ، کارگردانی کرد . او با بازی در فیلم سینمایی [ هوو ] ساخته علیرضا داود نژاد ، کاری متفاوت از خود را به نمایش گذاشت . بعد از آن در فیلمی دیگر از همین کارگردان به نام [ تیغ زن ] بازی کرد و بزودی فیلم سینمایی [ کلاهی برای باران ] از مسعود نوابی را بر روی پرده سینماها به نمایش خواهد گذاشت . و اکنون مشغول ساخت مجموعه جدیدش به نام [ ترش و شیرین ] است که برای نوروز 86 از شبکه سوم سیما پخش خواهد شد .

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 19:31
آب انبار

آب‌انبار حوض و یا استخر سرپوشیده‌ای است که برای ذخیره آب معمولاً در زیر

 زمین ساخته می‌شود. در مناطق کم‌آب و کویری آب انبار را از آب باران و یا

 جویبارهای فصلی پر می‌کنند. آب معمولاً در زمستان ذخیره شده و در تابستان

به کار می‌رود. آب انبارها از جمله تأسیسات وابسته به قنات هستند.

نحوه ساخت آب انبار، تصفیه و عایق بندی آن با اصول مهندسی و علمی مطابقت

 دارد. برای تصفیه از روش‌های فیزیکی و شیمیایی استفاده می‌شود. ته نشین شدن

 مواد زاید، اضافه کردن حجم مشخصی از نمک به منظور تجزیه آن و میکروب

 کشی توسط کلر آزاد شده، استفاده از ترکیبات آهکی جهت گندزدایی و استفاده از کیسه‌های زغال به منظور بو گیری از جمله این روش‌ها است.

 در شهر گناباد آب انبارهای عظیمی وجود داشته است که حداقل سه مورد

 آنها در توسعه شهری تخریب شده است. آب انبار مرکز گناباد در خیابان شوریده

 تا سال 1363 فعال و مورد بهره برداری مردم بود.در زمستان آب برف و

 یخ را روانه این آب انبار می‌کردند و در تابستان آب سرد و خنک می‌نوشیدند به

این آب انبار یخچال خانه هم می‌گفتند

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 13:52
بادگیر

     

  بادگير، يک روش ابداعي ايراني براي ايجاد هواي خنک و دلپذير

 
در داخل منازل گرم کويري است. اين دستگاه تهويه مطبوع، ساليان

 درازي  از روزگاران دور، تنها با بهره گرفتن از شرايط طبيعي

 محيط، فضاي زندگي  مردم ايران را قابل تحمل كرده است.بادگيرها

 به صورت كولرهاي آبي امروز كار مي‏كرده‏اند، بطوري كه با گذشتن

 باد از روي آب در فضاي حوضخانه، هواي  خنک و مطبوعي را وارد

 ساختمان و اتاق ها مي کرده اند.

بادگیر ازمظاهر و سمبلهای تمدن ایرانی است دقیقا معلوم نیست اولین بادگیر

 در کدام شهر ایران ساخته شده ولی سفرنامه نویسان قرون وسطی بیشتر از

 بادگیرهای شهرهای کویری و گرم و خشک مانند یزد و گناباد و طبس نام

 برده اند کاریز و بادگیر و خانه های گنبدی بدون تردید از نمادهای تمدن

 ایرانی است هر سه کلمه بصورت معرب به زبان عربی نیز راه یافته

 قنات- بادجیر و بادکیر و قبه و قبعه معرب های فارسی کلمات فوق هستند.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه ششم فروردین 1386 و ساعت 13:1
سال نومبارک

آغاز سال ۱۳۸۶ بر تمامی ایرانیان به خصوص گنا بادیهای عزیز مبارکباد

  

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه دوم فروردین 1386 و ساعت 9:44
زیبد

زیبد

زیبد مرکز دهستان زیبد در شهرستان گناباد استان خراسان رضوی ایران است.

درامد اصلی مردم از کشاورزی و بویژه زعفران - گندم - پنبه - انگور - کشمش و خشکبار است . زیبد در مسیر جاده ابریشم واز نقاط باستانی ایران است و قلعه‌ای تاریخی از دوران اشکانیان در آن باقی مانده است. نام زیبد در داستان 12 رخ شاهنامه بارها گفته شده است و محل جنگ 12 رخ بنام سرپیوند در پای دژ زیبد بوده است سپاه ایران به رهبری گودرز در مسیر خود بسوی مرو از زابلستان به این محل آمدندو مدت در این محل خیمه وخرگاه برپا کردند و گودرز در قلعه زیبد زندگی کرد. سردار ایرانی از این قلعه فرستاده‌ای رابا نامه‌ای دوستانه و دلبرانه به مرو و جیحون نزد افراسیاب فرستاد که از تجاوز به ایران خودداری نماید و راه صلح و دوستی پیشه نماید او منتظر پاسخ فرمانده توران در زیبد ماند اما افراسیاب پیام دوستانه و دلبرانه را با جنگ افروزی پاسخ داد و گفت ما جز به جنگ راه چاره‌ای بر نگزینیم و برای نبرد بسویت لشکر فرستم. پس سپاه توران به این رزمگاه آمد در فاصله 1500 متری قله زیبد مکانی بنام رزمگاه یا رزگاه وجود دارد که با داستان شاهنامه مطابقت می‌‌کند. در این رزمگاه ایرانیان بر سپاه توران پیروز شدند. ابتدا 12 تن از پهلوانان جنگ تن به تن کردند به این دلیل این جنگ را جنگ 12 رخ گفته‌اند سپس سرداران ایرانی، تورانی‌ها رااز طریق دشت گناباد بسوی مرو و رود جیهون دنبال کردند. در تپه مشرف به قلعه زیبد در سال 1354 گورستانی کشف شده که دهها گور و اشیا سفالینه از آنها بدست آمده است. در همان نزدیک در کلاته شهاب- خاتما- و تشله رستم و تنگل کمچنار نیز چندین گورستان دیگر توسط قاچاقچیان غارت شده است. اهمال کاری که در مورد غارت تمدن هلیل رود و جیرفت و سایر مکانها نیز اتفاق افتاده است. یک کارشناس ارشد باستان‌شناسی در مطالعه‌ای آزاد از این مکان تمدن این روستا را هم‌زمان با تمدن شهر سوخته و جیرفت دانسته است. در کوههای زرد (رزو) زیبد همچنین تابوت بزرگ سنگی مربوط به دفن مردگان گبر برجای مانده است آثار گورستان زرتشتیان در کلاته شهاب و تنگل خاتمه در محلی به نام تشله رستم در سالهای 1350-54 به غارت رفته است اما کوزهای سفالی بزرگی از این گورستان نزد اهالی وجود دارد. شخصیت‌های علمی و سیاسی زیادی از این روستا هستند. آخوند زیبدی صاحب کتاب شعری به لهجه محلی 1850 -علی عجم نماینده دور اول پارلمان - محمد عجم نویسنده و پژوهشگر - حجه الاسلام صادقی امام جمعه گناباد- دکتر زیبدی پزشک متخصص نامدار از آن جمله اند.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 0:31
روستای استاد (Ostad)

روستای استاد (Ostad) اولین روستای منطقه محسوب می شود که از سال ۱۳۴۸ دارای خدمات برق٬ آب بهداشتی لوله کشی٬ حمام مناسب ٬بلوار و جدول بندی معابر و ساختمانهای مناسب مهندسی ساز بوده و اصول شهر سازی در آن رعایت شده است.

برق روستا در سالیان گذشته (از سال ۱۳۴۸) توسط نیروگاه برق کوچکی که در زمان بازسازی روستا احداث گردیده تامین می شده است.هم اکنون برق روستا به شبکه سراسری متصل است.

نوع خانه ها بنا به جمعیت خانواده ها از یک خوابه تا چهار خوابه متفاوت است.

ذیلا مطالب مبسوطی در مورد موقعیت و تاریخچه روستای استاد می توانید مشاهده کنید:

 

الف) موقعیت جغرافیایی روستا

روستای استاد در جنوب شرقی شهرستان گناباد (جنوب استان خراسان رضوی) و در فاصله تقریبی ۳۶ کیلومتری از این شهرستان (۱۴ کیلومتری  شرق شهر کاخک ) و بین عرضهای جغرافیایی ۳۴ درجه و ۵ دقیقه و ۱۵ ثانیه و ۳۴درجه و ۱۰ دقیقه و ۴۸ ثانیه شمالی و طولهای ۵۸ درجه و ۴۴ دقیقه و ۲۲ ثانیه و ۵۸ درجه و ۵۳ دقیقه و ۲۳ ثانیه شرقی واقع است.

فاصله این روستا از جاده آسفالته گناباد به قاین حدود ۴ کیلومتر می باشد.

 - موقعیت استاد در تصاویر هوایی:(ماخذ عکسهای هوایی ostadcity)

                                            

                   بزرگتر                     بزرگتر                     بزرگتر                          بزرگتر                 

 - موقعیت استاد بر روی نقشه جغرافیایی:

                                     

               بزرگتر                       بزرگتر                       بزرگتر                       بزرگتر

 

ب) تاریخچه روستا

بنا بر پاره ای نقل قولها و شواهد قدمت سکونت در این منطقه به زمان اشکانیان بر می گردد. در آن زمان عده ای در این محل برای سالیان زندگی کرده اند اما بنا به دلایل نامعلومی از بین رفته یا مجبور به ترک محل شده اند. شواهد محکمتری دلالت بر این دارد که در حدود چهار قرن پیش تعدادی دامدار از مناطق طبس ٬ کاخک ٬نوغاب و بیناباج دوباره این محل را برای اقامت بر گزیده اند. مردم آن زمان جهت تامین آب مورد نیاز خود به حفر قناتهایی در منطقه پرداختند و بتدریج جمعیت ساکن در روستا رو به افزایش نهاد.

حمله یاغی ها و راهزنان به مردم این منطقه  که هنوز نیز داستانهای آن از زبان ریش سفیدان محل شنیدنی است موجب شد که آنان به فکر  آسایش و تامین جان خود بر آمده و به ساخت مامنی به نام قلعه  همراه با دهلیزها ی زیر زمینی و حوض انبار و برج و بارو اقدام کنند .

 اهالی  روستای استاد به تبحر در تیر اندازی و همچنین غیرت و رشادت در بین مردم منطقه معروف بوده اند و به همین دلیل  قلعه ای که بنا گردید  موجب هراس بیشتر یاغیان شد و این قلعه در بین مردم منطقه  بنام قلعه سرگدار معروف گردید. مردم  ساکن روستا به خاطر آسایش و حفاظت بیشتر از  ناموس و جان و مال خود اقدام به ساخت قلعه ای دیگر نیز کرده اند که به قلعه دوغ آباد معروف می باشد. هم اکنون خرابه های قلعه سر گدار در ده قدیم و خرابه های قلعه دوغ آباد در آبادی دوغ آباد موجود می باشد.

                                              نمایی از قلعه معروف به قلعه سرگدار

                                   

                                                                بزرگتر

وجود دو دالان بسيار  قديمي در محل روستا  كه هم اكنون دربهاي ورودي آنها در اثر ريزش آوار و خاك  بسته شده است نيز احتمالا به جهت فرار از دست راهزنان بوده است . متاسفانه در حال حاضر اطلاعات چنداني  از قدمت و چگونگي اين دالانها كه گفته مي شود طول زيادي نيز داشته اند در دسترس نيست

 افزایش تدریجی جمعیت  و کاهش نا امنی ها در منطقه  موجب شد ساخت خانه های گلی توسط مردم ساکن  روستا  در محدوده های دورتری از قلعه نیز آغاز شود . گفته می شود به دلیل اینکه افرادی از اهالی  روستا  در ساخت  این خانه ها  مهارت خاصی داشته اند این منطقه بنام استاد نامیده شده است. همچنین  پاره ای نقل قولها حاکی است نام بسیار قدیم استاد اشتاد  بوده است.

 در دوران  حکومت رضاخان با توجه به جمعیت وموقعیت  روستا ی استاد در بین روستا های همجوار٬ این روستا  به عنوان ده مرکز روستاهای اطراف تعیین شد که در آن زمان همه ساله یک نفر در روستا به عنوان کدخدا  انتخاب می گردید و  وظیفه دهیار را انجام می داد.

شغل اصلی مردم روستا در آن زمان دامداری و کشاورزی بوده که در بعضی  سالهای کم آبی و خشک٬ مردم جهت چرای دامهای خود  به شهرهایی مانند  کوهسرخ کاشمر ٬ نیشابور  و... کوچ می کرده اند.

وجود حمامي نسبتا مجهز و بهداشتي در آن زمان ؛  بيانگر اهميت و توجه مردم روستا از دير باز به نظافت و  بهداشت  مي باشد.اين حمام كه گفته مي شود قدمتي بيش از 100 سال دارد در نوع  خود داري ساختماني مناسب بوده كه جهت ثابت ماندن حرارات پايين تر از سطح زمين بنا شده است و  در آن آب به وسيله  2 دو ظرف بسيار بزرگ( ديگ مسي) كه در كف خزينه قرار داشته اند گرم مي شده است.

اين حمام در سال1384  در فهرست آثار باستاني ايران به ثبت رسيد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 13:51
بجستان

بجستان شهري است در استان خراسان رضوي و هم مرز با شهرستانهاي گناباد- فردوس- مه ولات- کاشمر- و بردسکن. داراي جمعيتي حدودا 50 هزار نفر و متشکل از يک شهر حدودا 8-7 هزار نفري به نام يونسي و يک دهستان حدودا چهار هزار نفري به نام مرنديز و روستاها و دهات بسياري که حداکثر جمعيت در انها حدودا 2 هزار نفر و حداقل ان 50 نفر و کمتر مي باشد.
از محصولات بجستان - انار - شهرتي جهاني دارد. و قابل رقابت با انار ساوه و حتي ابدارتر و بهتر از ان است.
زعفران و زيره بجستان نيز داراي کيفيت بالايي از لحاظ استاندار مي باشد.
بجستان داراي مردماني خونگرم و مهمان نواز است . و تعداد افراد تحصيلکرده اين شهر حتي تا رسيدن به اخرين درجات علمي- تحصيلي(پرفسوري در حوزه دانشگاه- و اجتهاد در حوزه علميه)نشان دهنده فرهنگ بالاي اين خطه ي کويري است.
 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه پنجم اسفند 1385 و ساعت 13:29
بیلند

 

‌‌‌  ‌‌‌‌‌‌‌‌بیلند       

روستای بیلند در عرض جغرافیایی 34 درجه و 21دقیقه شمالی و طول جغرافیایی 58درجه و 42 دقیقه شرقی در ارتفاع 1100متری از سطح دریا قرار دارد مساحت آن 1507کیلومتر می باشد که با فاصله 4 کیلومتری از شهرستان گناباد جمعیتی بالغ بر 5 هزار نفر دارد.بیلند آنچنان که در کتاب جغرافیای گناباد آمده است به معنی سرزمین روحانیت است و در جایی دیگر خصوصیات مردم بیلند این طور توصیف شده است مردم بیلند اغلب ساده و بی پیرانه اند و از لاف و گزاف بدورند . از این رو با کسر باء گفته شده است و معنی پسر خوب  می دهد.

    بيشينه تاريخي

در قرن چهارم هجری قمری صدر اعظم سلجوقیان یکی از بستگان خود را به نام قوام الدین جوینی به حکومت قهستان منصوب و اعزام داشته است او روستای بیلند را که از لحاظ آب و هوا و عمران و موقعیت سیاسی وضع ممتازی داشته جهت مرکز استان انتخاب نموده است که اکنون منزل حاکم و 3 قلعه مرکز سرباز خانه ، مدرسه نظامیه و مساجد و حسینیه و آب انبارها به صورت خرابه و نیمه خرابه موجود است پدر و مادر بهلول در بیلند مدفون و مزاراین عزیزان موجود می باشد .

    از علما و اطباء مشهور بیلند می توان به موارد زیر اشاره کرد.

1-شیخ نظام الدین پدر بهلول از علماء بر جسته زمان خود به طوری که می توان به حاج شیخ عباس قمی (ره) صاحب کتاب معروف مفاتیح الجنان به عنوان یکی از شاگردان او اشاره کرد.

2-ملا محمد جعفر بیلندی :معروف به مجد الاشراف از اطباء معروف گناباد

3-آخوند ملا عبد الصمد بیلندی:از اطباء معروف گناباد در سال1300

4-شیخ سلیمان حاکم گناباد عموی بهلول که به هفت زبان عربی-لاتین—انگلیسی-فرانسه-روسی-ترکی و فارسی تسلط کامل داشته.

5-شیخ محمد بیلندی:معروف به آقا شیخ محمد خراسانی ،استاد در مدرسه صدر اصفهان و مدفون در اصفهان

۶-مرحوم حاجیان:مهارت در طب قدیم به طوری که حتی از زیر زبان و پیشانی رگ زنی انجام می داد.

 

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385 و ساعت 21:54
گناباد در شاهنامه فردوسی

كيخسرو سرلشگر خود را گودرز را براي جنگ با تورانيان مي‌فرستد پس از رسيدن به زيبد

گودرز گيو را از ميان سپاه مي‌خواند و پيام شاه را به او مي‌رساند و از او مي‌خواهد به جانب

پيران برود و پيام را برساند گيو پيام را همان گونه كه گودرز از او خواسته به پيران مي‌رساند

پيرام با شنيدن پيام بر افروخته مي‌شود و به افراسياب گزارش مي‌دهد و پس از كسب ا

جازه از افراسياب پيامي به گيو مي‌دهد كه به پدرش گودرز خبر مي‌دهد كه حاضر به نبرد

است و چنين مي‌گويد:

مرا مرگ بهتر است از اين زندگي                                           كه سالار باشم كنم بندگي

بيامد چو پيش كنابد رسيد                                                   بدان دامن كوه لشكر كشيد

دو لشكر مطابق رسم آن زمان در برابر هم صف‌آرايي كردند

چو دانست كه گودرز آمد سپاه                                                بزد كوس آمد زريبد به راه

زكوه اندر آمد به هامون گذشت                                            كشيدند لشكر به آن پهن دشت

چو پيران سپه از كنابد براند                                                     به روز اندرون روشنايي نماند

زريبد زمين تا كنابد سپاه در و دشت از ايشان كبود سياه

اين جنگ حدود 5 شبانه روز ادامه داشت تا اينكه هومان برادر پيران به كمك پيران مي‌آيد و

بالاخره به دست بيژن كشته مي‌شود سپس گودرز از خسرو كمك مي‌طلبد و به پيران از

افراسياب و جنگ مهيبي بين دو طرف در مي‌گيرد در وسط جنگ اسب گيو بر زمين مي‌افتد

و بعد از محاربه قرار مي‌شود جنگ تن به تن انجام دهد و با همديگر مبارزه كنند كه شاهنامه

به جنگ 11 رخ اشاره مي‌كند

دو سالار هر دو زكينه به درد                                همه روي بر گاشته از نبرد

يكي سوي كوه كنابد برفت                                  يكي سوي ريبد خراميد تفت

همانطور كه اشاره شد 11 تن از هر سپاه در مقابل هم قرار مي‌گيرند تا نتيجه جنگ

مشخص گردد كه اين جنگ‌هاي تن به تن عبارتند از :

فريبرز ايراني و گلباد توراني، گيو با گروي‌زره، گرازه با سيامك، رهام با رمان، فروهل با

زنگله، بيژن با رويين، هجير با سپهرم، زنگه شاوران با اوخاست، گرگين با اندريمان، برته با

كهرم و سرانجام گودرز با پيران ويسه كه در همه اين نبردها پهلوانان ايراني پيروز مي‌شوند

پس از مبارزه گودرز با پيران كه پيران كشته مي‌شود گودرز او را تعقيب مي‌كند و پس از

ديدن جسد خون‌آلود او به نزد لشگر برمي‌گردد نگهبانان ايران توران شكست پيران را

مي‌فهمند و لهاك و فرشيدور دليران لشكر پيران را توران را در پيش مي‌گيرند بعد از آن

كيخسرو به زيبد مي‌آيد و فرمان دفن پيران را مي‌دهد. يادآور مي‌شود قبل پيران ويسه در

درب صوفه كه يكي از روستاهاي گناباد واقع است

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه نهم بهمن 1385 و ساعت 10:11
GONABAD

 

 

ّ                                                    Gonabad (گناباد in Persian )

 is a city in the south of Khorasan Iran  . It is also one of the most important producers of saffron in the country.

 The main cities are Bajestan, Kakhk, Beedoukht, and the main villages are Zeebad (Zeabad), Kalat, Seno, Belond, and Desfan. The famous ancient war of 12 rokh had happened between Iran and Turan (west China) in this city on the castle of Zeebad.


                                            

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385 و ساعت 18:34
معرفی ملامظفر گنابادی

 

نام اصلی اش محمد قاسم بوده و نام پدرش ملامظفر(گاهنامه سال1307)در گناباد متولد شده و معاصر شاه عباس بزرگ صفوی و از مشاهیر و دانشمندان مشهور علم ریاضی،نجوم و حکمت قدیم بود.وی باشیخ بهایی معاصر بوده است با دو پسرش به نامهای محمد تقی و میرزا شفیع و هم چنین ملا جلال الدین محمد یزدی از منجمان دربار شاه عباس اول بوده اند.در سیاحت نامه شاردن آمده است که

:((همه اختر شماران و منجمین ایرانی دست کم بزرگ آنان از ایالات خراسان از بلده کوچک گناباد ازیک خانواده مشهوری که اختر شماران بزرگی از آن برخاسته اند، بودند دانشمندان فلکی ایران طی شش هفت قرن اخیر همگی ازسرزمین خراسان بوده اند. و شاه جزء اختر شمارانی که در گناباد زاییده و پرورش یافته باشند کسی دیگر را به خدمت نمی پذیرند.در بلده ی مزبور یک مدرسه هیئت و نجوم وجود دارد.(این مدرسه با نام مدرسه نجومیه هم اکنون در جنب مسجد جامع شهر وجود دارد.و در زمره ی آثار میراث فرهنگی است.)

استادان علوم فلکی فرزندان خود را از تمام اکناف و اطراف ایران برای آموزش به آنجا اعزام میدارند و مدعی هستند که موجبات توسعه،ترقّی علوم فلکی در خراسان همان صفای زیاد و خشکی بیش از حد آن سامان است.دانشوران خراسان تاریخ وفاتش را سال(1071ﻫ ق)ذکر کرده و درسال 1030ﻫ ق ملا مظفر از احوال کواکب و ضعف حال مشتری و بودن مریخ دربرج عقرب استنباط کرد که یکی از علمای بزرگ زمان خواهد مرد و شکستی بر مذهب وارد خواهد شد و خبر مرگ شیخ بهاءالدین عاملی داد و اتفاقاً همان طور هم شد و این پیشگویی را از کتاب تنبیهات او نقل کرده اند.))

کاروان هند به نقل ازتقی اوجدی نوشته است که:((مظفر خیل پاک نهادی،منصور سپاه رندی و نامرادی مظفر گنابادی ، در بیشه ی معانی غضنفر و بر سپاه بیان مظفر است. در این ازمنه(حدود1024ﻫ ق)در آگره هند او را دیدم که از دیانت خان مستفیض شده و به وطن مراجعت می نمودند مثنوی فرهاد و شیرینی گفته که بیتها و معنی های خوب دارد .خوشمزه گویی های بسیار می کند.))

چون شاه عباس به عقاید منجمین و طالع بینان و اخباری که از آنان می شنید اعتقاد تام داشت از این رو در بیشتر کارهای مهم با آنان مشورت می کرد از جمله در چندین مورد از نظریات ملامظفر پیروی نمود.که چند نمونه به طور خلاصه از کتاب زندگی نامه شاه عباس مجلد2 ذکر می شود

هنگامی ک شاه عباس در سال 1027ﻫ ق در آذربایجان با خلیل پاشا سردار عثمانی در جنگ بود چون در برابر یکصد و پنجاه هزار نفر سوار ترک بیش از چهل سوار نداشت.به سرداران خود دستور دادکه از جنگ احتراز و از دشمن عقب نشینی نکنند.حتی چون خبر رسید که سردار ترک می خواهد بر قوای ایران شبیخون زده به طرف اردبیل پیش آید،شاه عباس دستور داد که حرم و بار و بنه را به مازندران بفرستد و اردبیل را خالی کنند.

ولی جمعی از ندیمان و وزیرانش اورا از این کار به مدت نه ماه  باز داشتند.

در همان حال ملا مظفر جنابذی و پسرش محمد شفیع ، که هر دو از منجمان مخصوص شاه بودند،به او مژده دادند که احوال ستارگان حاکی ازپیروزی شاه قزلباش است.سپاه نیز باور کرد و آن دو را به اردوی قرجفای خان سپه سالار ایران فرستاد .تا در آنجا ساعت مناسب جنگ را با اسطرلاب معین کنند و سردار را فقط در آن ساعت اجازه جنگ دهند. و تا ساعت محقق نگردد سربازان را از محاربه باز دارند.و اتفاقاً سپاه ایران بر سربازان پیروز شدند.))

پیش گویی ملا مظفر به نقل جلد دوم زندگی نامه شاه عباس این است که((در سال1034ﻫ ق چون قرآن نخستین در برج جدی واقع شد و این دلالت دارد که بر حاکم و عامل آن شهرهایی که به این برج منسوب است آسیبی خواهد رسید ملا مظفر نهانی در سفر به آذربایجان به شاه اطلاع داد که نورالدین محمد جهانگیر(شاه سلیم)پادشاه هند در آن سال خواهد مرد،پس از اندک زمانی خبر مرگ وی به ایران رسید)).

تألیفات ملامظفر

1-تنبیهات المنجمین:مشتمل بر یک مقدمه و شش باب و خاتمه است.در دهم صفر سال1024ﻫ ق خاتمه یافت در احکام نجومی برای شاه تألبف کرده و در سال 1284ﻫ ق چاپ سنگی شده است.( و اعیان الشیعه و ریحانة الادب)این کتاب به صورت خطی در کتابخانه ملا محمد علی خوانساری در نجف موجود است.(الذریعه).

2-شرح بیست باب،نظام الدین عبدالعلی بن محمد بیرجندی(مستوفی924ﻫ ق) که حکیم و منجم معروف قرن خود بوده است این کتاب از مهمترین کتب نجومی درباره ی تقویم رقمی و علم نجومی است که برتبحّر مؤلّف آن دلالت می کند برای شاه عباس تدوین نموده و شیخ بهایی در پشت کاب تفریضی مشتمل بر تمجید از شرح و شارع در سال1023ﻫ ق نوشته است و در سال 1298ﻫ ق در قمک چاپ سنگی شده است و به بیست باب ملامظفر معروف است.

3-منتخب التنبیهات،که خلاصه تنبیهات منجّمین می باشد در اول این کتاب نام و نسب خود را ذکر نموده موجود است.(الذریعه)

این کتاب در کتابخانه ی حاج علی نجف آبادی که وقف حسینیه ی تستریه نجف اشرف نموده است.

4-حاتمیّه،در بیان خطّ نصف النّهار و معرفت سمت قبله و به همین جهت آن را قبله الافاق گویند و آن را به نام خواجه ناصر الدولۀ والد حاتم بیک که از اکابر و ارکان دولت و وزیر شاه عباس بوده تألیف نموده است(ریحانة الادب،دایرة المعارف اسلامیه)

5-اختیارات النّجوم،بخشی از مقدمه کتاب تنبیهات المنجمین:

((سپاس و ستایش مالک الملکی را سزاست که نظریه شفقت و مرحمت سیّاحان عالم خاک را به سیّاحان محیط افلاک آشنا و مربوط ساخت و انتقادات اجرام علوی را باعث امتزاجاتِ اجسام سفلی کرد))

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 17:27
محمد پروین گنابادی

استاد در سال 1282 هجری شمسی در کاخک گناباد از شهرهای استان خراسان زاده شد. پدرش عباس ملقب به شمس الذاکرین روحانی و اهل علم بود. استاد پس از طی ایام کودکی و خاطرات شیرین آن، تحصیلات مکتب خانه ای را در همان کاخک نزد پدر و دو مکتب دار دیگر فرا گرفت. انس و الفت وی به معیار اسلامی و زبان و ادب فارسی حاصل همین ایام بواسطه فراگیری قرآن، صد کلمه دیوان حافظ، نصاب و حساب و جامع المقدمات و ... بود.
از آن پس در مدرسه حبیبه فردوس (تون) و یک سال نیز در قاین برای تحصیل اقامت نمود، اما این مقدار عطش وی را فرو نمی نشاند. 15 ساله بود که به مشهد مقدس و جوار ملکوتی حضرت امام رضا (ع) راه یافت و در مدرسه فاضل خان سکنی گزید. شرح قطر، سیوطی و جامی را نزد مدرسان همان مدرسه و شرح نظام مغنی، مطول ومقامات حریری، معلقات سبع و عروض را در حلقه ی ادیب نیشابوری، در مدرسه ی نواب فرا گرفت و چون علاقه ی وافر به درس و بحث محضر استاد از خود نشان می داد، در زمره ی شاگردان خصوصی وی درآمد و به اشارت وی، تخلص «پروین» را برگزید.
فلسفه و حکمت قدیم را از حاج فاضل و آقا بزرگ حکیم آموخت. در همین ایام تحصیل بود که فرصتی دست داد تا با شاعر نامدار و شیرین سخن، ایرج میرزا آشنا شد. در 20 سالگی و در اوج بهره وری از محضر اساتید و دانشمندان، به دنبال ضعف و شکستگی پدر و تنگی معیشت و نیز به جهت تأمین بخشی از هزینه های زندگی، به کسوت معلمی درآمد و ب تعلیم نو آموزان پرداخت و تا سال 1342 که بازنشسته شد به مدت 40 سال متوالی در مقاطع و دارس مختلف چون دبستان احمدی، دبیرستان شاه رضا، مدرسه ی ارامنه، دبیرستان ابن یمین، دبیرستان دخترانه شاهرخ مشهد و دبیرستان البرز تهران تا دانشکده زبان های خارجی و دانشکده ادبیات تهران، مدرسه ی عالی آمار و پژوهشکده ی فرهنگ ایران ( دوره فوق لیسانس و ... ) تدریس می نمود. در واقع آخرین شغل استاد، ریاست دانشسرای عالی دختران مشهد بود و در همین اوان روزنامه ای هم منتشر کرد.
در سال 1322 از سوی مردم سبزوار به مجلس شورای ملی راه یافت و ساکن تهذان شد. پس از سپری شدن ایم وکالت، مدتی سرگرم مطالعه و تحقیق بود تا آنکه در سال 1328به پایمردی استاد مدرس رضوی، با علامه دهخدا آشنا شد و همین آشنایی بود که شخصیت حقیقی علمی، اخلاقی و تربیتی استاد را ساخت و عمده تألیفات و مقالات وی در خلال همین همکاری مداوم با علامه در لغت نامه صورت پذیرفت.
پس از آغاز به کار در لغت نامه علامه دهخدا برای آشنایی با نوع کار وی 8 حرف منتهی الارب را برای فیش کردن بدو سپرد. استاد پس از مدتی کار متوجه غلط های فاحش متنی و ترجمه ای در منتهی الارب شد. چون وقت تحویل فیش ها رسید نزد علامه دهخدا رفت. خود در این باره می گوید: «من تمام فیش هایی را که کار خارق العاده به نظر می رسید، نزد ایشان گذاشتم. استاد در شگفت شد که این همه کار (شاید بیش از 200-300 هزار فیش) را چگونه انجام داده ام؟ و باز به حکم داشتن سوء ظن، بی درنگ به بررسی آنها پراختم. زیرا می پنداشتند این همه کار با بی دقتی توأم بوده است!
پس از بازرسی به ایشا عرض کردم جناب استاد! این متن، غلط های بسیاری دارد. از این جمله سخت برآشفته شد و گفتند: غلط چاپی؟ گفتم: خیر قربان! غلط متن، غلط ترجمه. از این کلمات بیشتر برآشفتند و گفتند نمی شود آقا! این متن بهترین کتاب عربی به فارسی است و من به دوستان گفته ام چشم بسته و بی مراجعه، فیش های منتهی الارب را بنویسند.
من یکباره دسته ای بزرگ از فیش های غلط را با مقاله هر یک از متن های معتبر همچون: تاح العروس، قاموس، لسان العرب، اقرب الموارد خدمت ایشان گذاشتم.
مرحوم دهخدا پس از خواندن چند فیش غلط سخت در شگفت شدند... به من بی اندازه ابراز محبت و لطف کردند و گفتند: تو باید در اتاق خود من و نزد خودم کار کنی. می دانم روزگاری طلبه بوده ای و از روی زمین نشستن بدت نمی آید. (علامه دهخدا در محل کار بر روی زمین می نشست)
از همین جا بود که به علت ممتاز بودن شیوه ی کار ، وی مورد توجه مرحوم علامه دهخدا واقع شد. طی دو سال یک میلیون فیش از متنهای مهمی چون منتهی الارب و کلیات سعدی، همسه نظامی، تاریخ قم، فارس نامه ابن بلخی، تاریخ بخارا، محاسن اصفهان، مثنوی، شاهنامه،انیس الطالبین بخاری، لغات محلی شوشتر (نسخه خطی) استخراج کرد و لغات محلی گناباد و مشهد را از یادداشت های خود بر این گنجینه افزود. علاوه بر تنظیم حرف (ذ) با همکاری علامه دهخدا و تدوین (ط) و چندین جلد از حرف (الف) ویرایش اخبار عده ای از تنظیم کنندگان را بر عهده داشت. در خلال همکاری در لغت نامه، کار بررسی کتاب های اداره کل نگارش وزارت آموزش و پرورش و تصحیح متون دانشگاهی رشته های علوم فنی و علوم و... را نیز به مدت 12 سال بر عهده داشت.
با مجلات وزین آن دوره چون راهنمای کتاب، یغما، دانش، خصوصاً ماهنامه آموزش و پرورش همکاری داشت.
بخشی از مقالات وی به عنوان گزینه ی مقاله ها به وسیله انتشارات فرانکلین چاپ شده و برخی دیگر آن در ضمیمه این مقاله فهرست شده است.
چندین سال نیز در موسسه فرانکلین با استاد مجتبی مینوی در امر فیش کردن متن های فارسی همکاری نمود و ار آن پس اداره کار به بنیاد فرهنگ سپرده شد. در این مدت بیش از 14 متن کهن فارسی با دستان توانای وی فیش شد.
همچنین در تصحیح ترجمه لارو س مناژه با دکتر هشترودی همکاری صمیمی و نزدیکی داشت. ترجمه مقدمه ابن خلدون در دو جلد به همت بنگاه ترجمه و نشر کتاب، اقبال فراوان جامعه علمی ایران را به دنبال داشت.
تکمیل و تنظیم تاریخ بلعمی، تنظیم چند متن تاریخی و ادبی دیگر از خدمات ارزنده وی بود. اما سرانجام مرگ اشارتی ست به حیات دیگر.
چند سالی بود که در منزل مسکونی خود واقع در اختیاریه در بستر بیماری افتاده بود. وی هرگز از ادامه ی کار و تحقیق، لحظه ای فروگذار نبود. وقتی که ضعف و ناتوانی بر وجود استاد مستولی گشت، در روز چهارشنبه اول شهریور ماه سال 1357 هجری شمسی (1398 هجری قمری) پس از 75 سال زندگی مفید درگذشت.
در تمام طول زندگی چند ساله اش مردی بود وارسته و سختکوش که به مشکلات تربیتی نسل جوان کاملاً آگاه بود و دارای حس هوشمند، سخنی رسا و ذهنی کمیاب بود. به میراث کهن و فرهنگی ایران سخت دل بسته بود و چون خدمتگزاری صدیق زبان و ادب فارسی، چنان که اکنون او را خدمتگزار صدیق زبان و ادب پارسی می نامیم.
یادش گرامی و روحش شاد باد.
 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 16:20
علامه بهلول بیلندی

از زبان علامه

سال يكهزار و سيصد و سى

دو كمتر سال, مهتابى نه شمسى

به روز هشت ماه جيم(1) ثانى   

مرا شد جا در اين دنياى فانى

 به سال هشتمين از فضل يزدان 

 به مكتب حفظ كردم كل قرآن

 از آن ساعت الى ده سال تكميل  

مرا بوده است, شغل و كار, تحصيل

 وز آن پس مدت ده سال ديگر     

 بدم از واعظان و اهل منبر

 پس از آن از قضاى چرخ مائل   

 شدم با فتنه سختى مقابل

  به مشهد گشت بر پا آتش جنگ 

زمين ها گشت از خون, ارغوان رنگ

از اشعار علامه بهلول


علامه حاج شيخ محمد تقي بهلول گنابادي در سال 1279 شمسي در روستاي بيلند -شهرستان گناباد پا به عرصه حيات گذاشت. در كودكي به مكتب رفت و به فراگيري قرآن كريم مشغول شد و هشت ساله بود كه حافظ كل قرآن شد. وي خواندن و نوشتن را در مكتب نزد پدر آموخت و سپس به تحصيل در رشته علوم قديمه پرداخت و دوره سطح را به پايان برد و اكثر تحصيلاتش از قبيل شرح لمعه- مطول- معالم- سيوطي، حاشيه و... را نزد پدر فراگرفت و از 7 تا 14سالگي به كار وعظ و روضه خواني مشغول بود. شيخ بهلول در سن 27سالگي به مشهد رفت و چون در آن زمان مسئله بي حجابي مطرح بود، رهبري مردم را براي حركت و قيام عليه دولت رضاخان برعهده گرفت. اولين مبارزه وي با رضاخان در برچيدن جشن و سروري بود كه در اول محرم در باغ ملي سبزوار به منظور آمدن همسر شاه مخلوع همراه با امان الله خان پادشاه افغانستان به سبزوار برگزارشده بود و بعد از اين واقعه چون تحت تعقيب قرار گرفت، پياده عازم قم شد. از ديگر مبارزات او به قيام مسجد گوهرشاد مي توان اشاره كرد كه بعد از آن به افغانستان تبعيد شد و مدت 30 سال را در افغانستان گذراند و در اين مدت كودكان بي سرپرست زيادي را سرپرستي كرد. از ويژگي ها و خصوصيات اخلاقي اين شيخ بزرگ كه زبانزد نزديكان وي بود، ذوق و ادب او بود؛ به طوريكه او بيش از 200 هزار بيت شعر سروده است و 50 هزار بيت شعر از ديگر شاعران را از حفظ داشت. وي مجتهدو مسلط به ادبيات عرب و سراينده اشعار، متون نغز و خواندني به زبان عربي و مسلط به تاريخ انبياي اسلام و شاهدي زنده بر تاريخ يكصدساله اخير ايران و جهان بود. همچنين وي به فقه اهل سنت مسلط بوده و سابقه تدريس در دانشگاه الازهر مصر را داشته و همچنين داراي فعاليت علمي و فرهنگي در راديو الشرق الاوسط مصر و راديو بغداد ، در پايان دوران تبعيد مي باشد.
 

چرا بهلول ؟

بهلول: عاقل مجنون نما و يا بهلول: عاقل با مسلکي خاص

نادره هايي در روزگار ديده مي شوند که افعال و حرکاتشان شيوه خاص دارد و موجب توجه و جذب ديگران مي گردند ؛ گاه با داشتن زيرکي وافر و هوشياري کامل خود را مجنون وانمود مي کنند و با اين شيوه به مقاصد مهم خود زودتر از عاقلان ميرسند و احيانا با تغيير مسلک زندگي و انتخاب شيوه اي غير متعارف ؛ مايه هاي نهفته در جانشان را آشکار مي سازند و در مردم اثري ژرف مي گزارند ؛ اينان نزد مردم به عنوان بهلول شناخته مي شوند. که نمونه آن فردي زيرک وبا جلال بود که در دوران هارون الرشيد به نام بهلول مجنون مي زيست. و اما علامه شيخ محمد تقي بهلول بيلندي : ايشان بهلول گرانقدري در ميان ماست که از دير زمان آوازه اش ميان مردم پيچيده و از قسم دوم است يعني بهلول با شيوه خاص ؛ زندگي ساده ؛ خوراک ساده ؛ پوشش ساده ؛ حرکت و جنبش فراوان ؛ پياده روي در راههاي دور با سن بسيار بالا ؛ حضور ذهن فوق العاده ؛ حفظ قرآن ؛ حفظ اشعار فراوان ؛ شوخ ؛ مزّاح ؛ جواب هاي کوبنده ؛ علاقه به اهل بيت ؛ تحمل مشقات طاقت فرسا در راه دين؛ شکيبايي و پذيرش سي سال زندان. برگرفته شده از (مقدمه اي از حضرت آيت الله شيخ ابوالقاسم خزعلي بر کتاب اعجوبه عصر بهلول قرن جهاردهم) علامه شيخ محمد تقي بهلول بيلندي مي فرمودند: در سنين کودکي براي زن ها منبر مي رفتم و بعد از منبر و درس اوقات فراقت خود را مشغول به بازي با حيوانات مي شدم زن هاي محل نيز مي گفتند: نه به اين منبر و روضه و درس و نه به اين بازي، او مثل بهلول امام صادق (ع) ديوانه است ، بنا بر اين از آن به بعد مشهور به بهلول شدم. در زمان رضاشاه نيز که قرار بود تذکره(شناسنامه) بدهند شهرت مرا بهلول بيلندي گرفتند

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 و ساعت 18:15
قاليبافی در گناباد

 می توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالی در خراسان منظور نمود كه سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ دوم جهانی (1318) باز می گردد. احتمالا" در يك يا دو دهه قبل از شروع سدهء1300 هجری شمسی نيز قاليبافی به سبك و روش امروز قاليهای خراسان و با اسلوب جديد رايج بوده است. اگرچه امروزه قاليبافی در گناباد از هر حيث قابل مقايسه با ديگر شهرهای استان نيست و كاهش كيفيت در بافته های آنها تا حدودی خودنمايی می نمايد اما منابع موجود و مستند حكايت از فعاليت چشمگير اين ناحيه در سالهای دور گذشته دارد. امروز با نگاهی در خيابانهای كوچك و محدود گناباد به جز چند مغازه انگشت شمار نمی توان مكان قابل توجهی برای مشاهده دستبافهای اين ناحيه پيدا نمود. به عبارتی عليرغم وجود عوامل لازم و تامين مواد اوليه به ويژه در سالهای اخير، گرايش قابل توجهی از سوی مردم جهت بهبود كمی و بالاخص كيفی در اين بخش از اقتصاد منطقه ای و به عبارتی در اين بخش از فعاليت اقتصادی مردم مشاهده نمی گردد و عليرغم افزايش تعداد دارهای قاليبافی در سطح منطقه، تحول و جنبشی در جهت بهبود اين صنعت وجود نداشته و لذا در سطح فرشبافی استان، نام گناباد كمتر خود می نماياند. اما آنچه كه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده ای به صنعت قاليبافی در اين ناحيه می گردد، تنوع و كيفيت توليدات سالهای اخير بلكه قدمت و سابقه خاص گناباد در اين زمينه می باشد. سابقه ای كه نشان از توجه خاص متنفذين و و بزرگان اين ناحيه به قالی و قاليبافی می باشد و اين خود می تواند نشان از ريشه دار بودن قاليبافی در حومه گناباد، روستاهای بیلند وباغ آسیاو همچنين روستاهای رهن و ورياب در دهستان حومه و همچنين  نوغاب از قديمی ترين مناطق قاليبافی گناباد هستند كه تاريخ فرشبافی در آنها احتمالا" به سالهای اوليه شروع اين صنعت در گناباد باز می گردد و بنا به ادعا و گواه بسياری، روستای باغ آسياكه در ميان اهالی به باغ سياه شهره گشته، اولين منطقه در شروع قاليبافی گناباد می باشد. ارتباط دو كمپانی خارجی وابسته به كشور های آلمان و انگليس در سالهای قبل از 1317 با توليدكنندگان فرش گناباد به ويژه در باغ آسيا يكی از دلايل اصلی قدمت و اهميت قاليبافی در گناباد به ويژه روستای مذكور می باشد. احمد باغ آسيابی از معروفترين و شناخته شده ترين توليدكنندگان فرش دستباف گناباد بوده است كه بخش مهمی از توليدات وی بر اساس طرحهای سفارش داده شده از طرف كمپانيهای خارجی بوده است. به طور همزمان با با احمد باغ آسيایی، قوام ناصری در روستای رياب و معين الاشراف در روستای نوغاب واقع در 3 كيلومتری جنوب گناباد كه از ثروتمندين و متنفذين آن دوران بودند نيز به عنوان ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در منطقه گناباد فعاليت داشتند كه به عقيده بسياری از نظر قدمت و سابقه فعاليت در اين زمينه نسبت به مرتضی احمد باغ آسيایی دارای سوابق بيشتری هستند. ليكن توليدات مرتضی احمد بنا به اظهار تجار و دست اندركاران از كيفيت و برتری خاصی برخورداربوده است. در مورد قوام ناصری و فعاليت های وی هيچگونه اطلاعی در دست نيست ليكن پس از مرگ معين الاشرف پسر وی به نام حاج آقا معاوت، كار پدر را ادامه داد. توليدات وی تماما" با نام معاون التجاره عرضه می گشت. تاريخ فوت اين دو قبل از ميرزا احمد باغ آسيایی می باشد. در حال حاضر برخی از موقوفات معين الاشرف باغ آسيایی مانند سنگهای آسياب وقفی كه نام وی بر روی آنها حك شده در روستای نوغاب موجود است. از ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در گناباد، سيد حسن صالحعليشاه می باشد. صالحعليشاه پسر ملانور عليشاه از مجتهدين روزگار خود بود . صالحعليشاه اگرچه خودتبحری در بافت و اصول فرشبافی نداشت، ولی به دستور او فرشهای نفيسی در بيدخت گناباد تهيه گرديد كه همگی جهت مفروش نمودن زيارتگاه پدرش مرحوم نورعليشاه بود كه بر اساس نقل قول يكی از تجار و بافندگان قديم گناباد كه خود در حدود 30سال قبل تعدادی از بافته های كهنه و باارزش آنها را خريداری نموده بود، در بالای فرش و در قسمت حاشيه تمامی اين فرشها عبارت ((هو121)) به چشم می خورد. تمامی اين فرشها تجار و خريداران گناباد، مشهد و تهران خريداری و در حاضر هيچ نمونه ای از آنها موجود نيست. علی جان محمود زاده و حاج عباسعلی بيلندی از ديگر توليدكنندگان فرش در روستای جويمند گناباد بوده است.
به طور كلی شايد بتوان مطابق با اطلاعات موجود، فرشبافی در گناباد را به 2 دورهء نسبتا" متمايز تقسيم نمود كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهای مورد استفاده می باشد.
1- دوره اول: از زمان شروع قاليبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (1318). دراين زمان استفاده از طرحهای سفارش شده توسط كمپاتيهای آلمانی و انگليسی بخشی خاص از طرحهای فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تاثير ويژه ای در نقوش ديگر فرشها برجای گذاشته است.
2- دوره دوم: دورهء پس از جنگ و گرايش به طرحهای اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پايين، ويژگی فرشهای اين دوره می باشد كه در دهه های اخير با توجه به حفظ اين نقشه ها و عدم تحرك و جنبش در دگرگونی نقشها و صرفا" افزايش رجشمار فرشها تا حداكثر30و 35 بيانگر حفظ شيوه های بافت و عدم اشتياق به تحول در طی 50 سال می باشد.


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 18:40
سفالگری در گناباد

سفالگری در گناباد حداقل پیشینه‌ای پنج هزار ساله دارد که با مراکز تمدنی هم عصر خود از شیو ه‌ای یکسان پیروی می‌‌کرده اما « سفال مند » با مصالح و تزیینات متفاوت به عنوان پدیده‌ای نوظهور از اواخر قرن یازدهم هجری در « مند » رایج شده و با سفالهای میبد یزد، اصطبهان فارس و شهرضای اصفهان شباهت تام داشته و اگرچه در طول زمان تا حدودی از محیط نیز تأثیر پذیرفته و عواملی مانند ذائقه مصرف کننده و اعمال سلیقه سازنده به آن رنگ و بوی خاص داده است، با وجود این استفاده غالب از نقش مایه‌های سنتی و رنگهای گرم و شاد سفال « مند» را جذاب و قابل طرح در مجامع هنری نگاه داشته است .سفال مند از لحاظ نوع مواد تشکیل دهند به دو گروه جسمی و چینی تقسیم می‌‌شود. ماده اولیه سفال جسمی خاک رس است که از رسوبات سیلابهای وارد شده به بندهای اطراف گناباد برداشت می‌‌شود. این نوع خاک اندکی قرمز رنگ و نرم است که برای پیشگیری از ترک خوردگی باید کمی ماسه بادی به آن افزوده شود. گل رس به خوبی ورز داده می‌‌شود و پس از طی مراحلی برای ساخت و پرداخت انواع ظروف مورد استفاده قرار می‌‌گیرد .

سفال جسمی مند بدون لعاب قرمز اخرایی است و با پوشش لعابی به رنگهای مختلف عرضه می‌‌شود استحکام این نوع سفال زیاد است به همین جهت ظرفهای بزرگ و پر اصطکاک مثل قاب، قدح های بزرگ، خم و کشک ساب از سفال جسمی ساخته می‌‌شود .

 

 مواد تشکیل دهنده سفال چینی ترکیبی از پودر سنگ سفید و گل سرشور است گل سفید رنگی که از این دو عنصر حاصل می‌‌شود در فرهنگ سفالگری مند به چینی شهرت دارد. جمع آوری، کوبیدن و به عمل آوردن گل چینی با تحمل زحمت و صرف وقت و هزینه نسبتاً زیاد توام است به همین دلیل سفالگر ترجیح می‌‌دهد ظرفهای کوچک و ظریف و تجملی را با آن گل بسازد.

بدنه ظرفهای ساخته شده از گل چینی قبل از لعاب، سفید متمایل به کاهی است و جهت زمینه سازی برای تزیین بدنه پوشش سفید رنگی مرکب از کائولن و گل گیوه معروف به لایه بر روی ظرف کشیده می‌‌شود.

سفال مند معمولاً لعابدار است. لعاب یک رنگ را برای تزیین و انسداد منافذ ریز بدنه مورد استفاده قرار می‌‌دهند که در این صورت ظروف به رنگ دلخواه و یکدست عرضه می‌‌شوند و لعاب شیشه‌ای یابی رنگ به عنوان حفظ نقشها و درخشندگی بدنه ظرف کاربرد دارد.

مهم‌ترین مشخصه سفال مند عناصر تزیینی بر گرفته از طبیعت است. این عناصر که در چهار گروه انسانی، حیوانی، گیاهی و هندسی جای می‌‌گیرند، به ظاهر نقشها و خطوط ساده و آشنایی هستند اما وقتی آن نقشها و خطوط مورد مطالعه و ارزیابی دقیق قرار می‌‌گیرند بر حضور آیینها و باورهای کهن ایرانی در خاستگاه اولیه آن نگاره ها گواهی می‌‌دهند. از جمله نقش ماهی که بدنه اکثر ظرفهای مند از زینت داده و جایگاه والایی در روایات اسطوره‌ای دارد. ماهی در بیش از اعتقادی ایرانیان از سویی سرور آفریدگان آبی و از سوی دیگر بزرگ‌ترین آفریدگان اورمزد در مقابل وزغ بزرگ‌ترین آفریدگان اهریمنی است. به عبارت دیگر ماهی مظهر موجودات آبی. ژرف نگری و تیزبینی است. او نگهبان « هوم سپید » نماد گیاهان است .

بر اساس روایتی در بندهش :

« اورمزد هوم سپید را در دریای فراخکرت رویاند و اهریمن در عمق آب وزغی آفرید که هوم را تباه کند. اورمزد برای دفع آن وزغ ده ماهی آفرید که همواره پیرامون آن هوم را بپاید و همیشه یکی از ماهیان سرش به پایین و در جستجوی وزغ است. »

جالب و قابل تأمل است که بر بدنه برخی ظرفهای استوانه‌ای مند گیاهی در میان دو ماهی نقش بسته که یکی از آنها وارونه و سر در خاک دارد و گویی در جوار گیاه چیزی را جستجو می‌‌کند .

نقوش دیگر زینت بخش سفال مند که هر یک به مقتضای حضور آن در قلمرو اسطوره و فرهنگ کهن ایران قابل تعبیر و تفسیر می‌‌باشند عبارت‌اند از : خورشید، پرنده، پروانه، بته جقه، گل و مرغ، گلو پروانه، گل و برگ، گل کدو، کتیبه، ابر و گل، گنجی، اسلیمی، گل گرد، خونه کشی و محرمات. این نقوش به ظور یکسان سفال جسمی و سفال چینی مند را زینت می‌‌دهند. تهیه، ساخت و پرداخت سفال مند از دیدگاه زمین‌شناسی در شناخت عناصر معدنی و کاربرد علم شیمی در ساخت رنگ و لعاب، کاربرد علم فیزیک در امر ایجاد کوره و حرارت و میتولوژی در شناخت باورها و اعتقادات کهن بسیار مهم و قابل مطالعه است.

 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 18:5
تاريخچه دانشكده علوم پزشكي گناباد

در سال 1365فعاليت دانشكده با پذيرش 42دانشجوي رشته كارداني پرستاري و زير نظر دانشگاه علوم پزشكي مشهد آغاز گرديده است و در سال 66 اين دوره به سطح كارشناسي پرستاري ارتقاء يافته است.در سالهاي بعد با تلاش هاي بسيار و اخرموافقت تاسيس رشته هاي جديد دانشكده پرستاري و مامائي گسترش يافته است.بطوريكه در حال حاضر در 8 رشته روزانه(پرستاري-مامائي-هوشبري-اتاق عمل-بهداشت خانواده و مبارزه با بيماريها بهداشت محيط و حرفه اي و 2 رشته شبانه(پرستاري و مامائي)فعاليتهاي علمي و آموزشي خود را ارائه مي نمايد.
دانشكده در سال 1374 از دانشگاه علوم پزشكي مشهد منفك و بعنوان يكي از چهل دانشگاه و دانشكده علوم پزشكي مستقل كشور زير نظر وزارت بهداشت-درمان و آموزش پزشكي تحت عنوان دانشكده علوم پزشكي و خدمات بهداشتي-درماني فعاليت خود را در ابعاد بهداشت-درمان و آموزش عالي ادامه مي دهد.
دانشكده پزشكي:
همزمان با تاسيس دانشكده پرستاري در سال 1365طرح احداث دانشكده پزشكي با نظر مساعد و تصويب مسئولين ذيربط و كمكهاي افراد خير با زيربناي 21930متر مربع در زميني به مساحت 240هزار متر مربع بوسيله وزارت مسكن و شهرسازي شروع مي شود و مجوز اوليه پذيرش 35 دانشجو در رشته پزشكي از طرف شوراي گسترش صادر مي گردد.اما بدليل تاخير در ساخت و اتمام پروژه ساختماني و سپس در سالهاي بعد بدليل سياستهاي انقباضي وزارت متبوع در مورد كاهش ظرفيت پذيرش در رشته پزشكي راه اندازي دانشكده پزشكي تاكنون ميسر نگرديده است و عليرغم تنگناهاي موجود در فضاي فيزيكي مورد نياز بخش آموزش براي رشته هاي فعلي متاسفانه اقدامات لازم در جهت رفع اين مشكل و تكميل دانشكده مزبور براي رشته هاي پرستاري و مامائي و گروه بهداشت در طول 6 سال گذشته بعمل نيامده است،اما خوشبختانه با نظر مساعد مقام محترم وزارت از سال 1380دانشكده علوم پزشكي گناباد در قالب طرح ساماندهي كالبدي دانشگاههاي علوم پزشكي قرار گرفت و مطالعات آن در خرداد ماه 1381به اتمام رسيده و طرح جامع آماده ارائه به سازمان مديريت مي باشد.
منطقه تحت پوشش دانشكده:
دانشكده علوم پزشكي در حال حاضر فقط شهرستان گناباد را تحت پوشش دارد،اما در سطح بندي خدمات درماني بعنوان مركز بلوك براي شهرهاي قاين و فردوس نيز انتخاب گرديده كه در صورت اجراي طرح،جمعيتي بالغ بر350هزار نفر را از نظر خدمات بستري و تخصصي پوشش خواهد داد.


ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 17:16
امامزاده سلطان محمد عابد

بناي امامزاده سلطان محمد عابددرسال ‪ ۹۶۰‬هجري‌قمري در زمان شاه طهماسب صفوي ساخته شده و كاشي كاري آن در زمان شاه اسماعيل دوم انجام گرفته است و داراي تزئينات داخلي و گچبري زيبا و منحصر به فردي است. اين بقعه در 24 كيلومتري جنوب شهر گناباد مشرف بر كاخك بر فراز مدفن سلطان محمد بن موسي الكاظم ايجاد شده است. قرائن تاريخي اين شخصيت را برادر حضرت رضا (ع) معرفي نموده اند . كه بعد شهادت آن حضرت و به قصد مبارزه با مامون با ياران خود وارد خراسان مي شود و سرانجام توسط ماموران عباسي در قصبه كاخك به شهادت مي رسد. بنا بر اقوال گوناگون در اواخر دوره سلجوقي بنايي به اهتمام( امير عبدالله توني ) در مزار وي ساخته شد . ساختمان فعلي آرامگاه متعلق به زمان شاه تهماسب صفوي است بقعه سلطان محمد عابد مشتمل بر تالاري وسيع در ميان بنا و در فضاي ديگر در طرفين است . گنبد زيبا و كاشي كاري مزين به قلم شيوه اي عليرضا عباسي نيز بر فراز چهار طاقي مقبره قرار گرفته است اين بنا در زمين لرزه سال 1347 آسيب فراواني ديد اما در سالهاي اخير مجموعه مرمت و ساماندهي شده است .

مختصري از شرح حال محمد بن موسي‌بن جعفر: محمد بن موسي و برادرش زيد در عراق با جمعي از علويون خروج كردند و مآمون قشوني را براي دفع علويون فرستاد و محمد شكست خورده و اسير شد كه او را به مرو آوردند و حبس كردند قبل از قيام روزي محمد بن موسي وزيد برادرش به حضور حضرت رضا عليه‌السلام رسيدند و حضرت ضمن ملاقات با ايشان خبر شهادت آنها را دادند پس از شهادت امام رضا (ع) آن دو برادر شيعيان را از ظلم مأمون خبر داده و دعوت به گرفتن انتقام كردند خبر به مأمون رسيد دستور داد هر دو بردار را گرفته حبس نمودند و بند گران افكندند ولي‌ آنها پاسي از شب گذشته گريختند و تصميم به رفتن به بصره را گرفتند شيعيان از حركتشان مطلع شده فوراً سلاح تهيه كرده و خود را به ايشان رسانيدند مأمون از قضيه آگاه شد عده‌اي را در تعقيب آنان فرستاد و دوستان اهل بيت نيز از نقاط مختلف خود را به محمد بن زيد رسانيده و جنگ بين آنها و قشون مأمون مجدداً شروع شد و جمع بسياري از شيعيان كشته شدند و شيعيان مجبور به عقب‌نشيني كرده و به اطراف كاشمر و سپس به كوههاي گناباد رسيدند و بر عقبه‌اي كه بين كاخك و دشت بياض واقع است بالا رفتند و قشون مأمون نيز آنان را دنبال كردند و محمد در بالاي عقبه شمشير بر دشمن گذاشت و جنگ كرد تا بر اثر زخم و جراحت بسيار از پاي درآمد و شربت شهادت نوشيد و زيد از شهادت برادر خشمگين شد و بر دشمنان حمله برد تا با جنگ و گريز به محدوده دشت بياض رسيد و از آنجا به دشت افريز رفت و توسط مأموران مأمون و والي قاينات به شهادت رسيد.

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه سیزدهم آذر 1385 و ساعت 20:26
زعفران گناباد

زعفران چيست ؟

زعفران با نام عمومي saffron  و نام علمي  crocus sativus  گرانبها ترين گياه زراعي موجود در روي كره زمين است و تنها گياهي است كه واحد خريد و فروش آن به جاي تن و كيلو مثقال و گرم است .
 زعفران از خانواده زنبق و در منطقه آب و هوايي مديترانه و غرب آسيا از عرض جغرافيايي 30 الي 50 درجه شمالي و طول جغرافيايي 10 در جه غربي تا 80 درجه شرقي در مناطق بسيار كم باران ايران - توران كه داراي زمستان سرد و تابستان گرم بدون داشتن بارش در اوايل فصل پاييز باشد گسترش دارد از ويژگيهاي بارز اين گياه ظهور گل آن قبل از هر اندام رويشي ديگر است . شروع رشد آن در پاييز . انتهاي رشد در بهار . عدم توليد بذر بارور با وجود توليد گل كامل فراوان و ضرورت برداشت گل آن در صبح زود قبل از گرم شدن هوا مي باشد . تكثير زعفران منحصرا توسط غده زير زميني بنه ( كورم ) متداول است . برداشت محصول شامل چيدن گلها و جدا كردن كلاله از ساير قسمتهاي گل و در نهايت خشك كردن كلاله ها است . متوسط عملكرد زعفران در صورت رعايت كامل اصول زراعي حدود 10 كيلو زعفران خشك در هر هكتار از نوع زعفران دسته اي مي باشد . طول عمر گلها حدود 3 تا 4 روز بوده كه به طور متوسط هر كيلو گل زعفران معادل 2170 عدد گل است و از هر 78 كيلو گل به طور معمول 1 كيلو زعفران دسته اي ( كلاله همراه با خامه ) حاصل مي شود براي تهيه 1 كيلو زعفران سرگل نياز به حدود 105 كيلو گل و براي تهيه 1 كيلو زعفران پوشالي ممتاز ( حداكثر طول خامه باقيمانده و متصل به كلاله كمتر از 3 ميلي متر ) نياز به حدود 103 كيلو گل زعفران است پس از برداشت گل و جدا سازي كلاله ها مهمترين پارامتر در مورد كيفيت زعفران نحوه خشك كردن كلاله آن است كه مي بايست در محيط تميز و در زمان كوتاه ( حدود 2 الي 3 ساعت ) و در دماي حدود 50 تا 60 درجه سانتيگراد در اون الكتريكي انجام مي گيرد . روش خشك كردن اسپانيايي ( الك - هيتري ) در مرتبه بعدي است و پس از آن روش خشك كردن با مايكروويو مي باشد .
در حال حاضر كليه مراحل برداشت گل و جداده سازي كلاله ها و فن آوري زعفران با دست صورت مي گيرد .
كلاله سه شاخه زعفران مهمترين بخش تجاري آن است اين بخش از گل حاوي مواد چرب . املاح معدني و موسيلاژ است . عطر و بوي زعفران به علت وجود اسانس بيرنگ تروپن دار و يك تركيب اكسيژن دار همراه با سينئول به نام سافرا نال مي باشد . و ظعم زعفران مربوط به هتروزيد تلخ پيكرو كروسين است . ماده رنگين زعفران مربوط به وجود ماده اي به نام كروسين مي باشد .
بهترين راه جدا سازي مواد موجود در زعفران جهت مصارف غذايي خانگي حل كردن كوبيده زعفران در مخلوط آب گرم و روغن مايع است ( با نسبت يك قسمت روغن و بيست قسمت آب به صورت دم كرده براي مدت نيم ساعت ) .
مقدار مصرف براي هر نفر به طور معمول حدود 15/1 گرم در هر وعده غذايي مي باشد .
براي نگهداري زعفران محيط ايده آل جاي خشك و خنك و به دور از نور مي باشد .

 

مصارف خوراکی :
با آنكه از گذشته هاي دور از زعفران بدليل رنگ زيبا و عطر و طعم استثنايي استفاده مي شده است، در ساليان اخير به دليل گرايش به مصرف افزودنيهاي طبيعي، به جاي انواع شيميايي و سنتزي در مواد غذايي، استفاده از زعفران رو به فزوني گذاشته است.

امروزه استفاده از زعفران در تكنولوژي و صنعت بسيار متداول شده است. كارخانجات مختلف صنايع غذايي، از زعفران در تهيه انواع سوسيس و مارگارين استفاده مي كنند. كارخانجات لبني، در تهيه انواع كره، پنير و ساير محصولات توليدي خود از آن استفاده مي نمايند. در برخي از كارخانجات، زعفران در تهيه انواع پودرهاي كيك و در انواع دسرها به كار مي رود. همچنين كارخانجات مشروب سازي، از زعفران استفاده فراواني مي كنند. از زعفران به عنوان طعم دهنده و رنگ دهنده طبيعي و سالم در برخي نوشابه ها، ژله، بستني، شكلات، نبات و آبنبات، كيك و كلوچه، پودرهاي سوخاري و ... استفاده مي شود. زعفران بخش ضروري دستورالعملهاي غذايي برخي سوپها، غذاهاي دريايي، انواع برنج و مرغ بوده و همچنين در تهيه دسر و نوشيدنيها مورد استفاده قرار مي گيرد.

در بسياري از فرهنگها، زعفران، ادويه اي ارزشمند مي باشد كه بسياري از افراد طعم آن را دوست دارند و عطر و رنگ آن را هم مي پسندند.

در منازل اكثر ايرانيها،بسياري از انواع غذاها و شيريني ها به همراه زعفران تهيه مي شود. دسرهايي نظير سوهان و انواع كيكهاي زعفراني را مي توان نام برد.

هنديها و عربها از بزرگترين مصرف كنندگان زعفران مي باشند. عربها از زعفران غذاهاي مختلف و همچنين چاي مخصوصي تهيه مي كنند. قهوه عربي حتما بايد داراي زعفران و هل باشد. هنديها هم غذايي به نام بريوني دارند كه معمولاً در آن زعفران به كار مي رود. در شمال ايتاليا و جنوب سوئيس زعفران، براي تهيه برنج زعفراني معروف آنها يعني ريزوتو(Risotto) مصرف زيادي دارد. فرانسويها نيز زعفران را به خوبي مي شناسند و در تهيه انواع غذاها از آن استفاده مي كنند. در اسپانيا غذايي به نام پائیا (Paella)، تهيه مي شود كه زعفران در آن نقش مهمي دارد. در آلمان و انگليس نيز از زعفران در تهيه كيك زعفراني استفاده مي شود.

پزشکی و دارویی :
از زمانهاي قديم براي زعفران نيز همچون ساير ادويه جات، خواص درماني مختلفي در نظر مي گرفتند. امروزه بر مبناي تحقيقات علمي كه در ادامه استفاده فراگير از زعفران در طب سنتي و گياهي انجام شده، خواص متعدد زعفران و اثربخشي تركيبات مؤثره آن توجه بسيار زياد محققين، شركتهاي داروسازي و دست اندركاران علم پزشكي را به خود جلب نموده است. نتايج نشان مي دهد كه در آينده اي نزديك، زعفران يكي از مهمترين جايگزين هاي داروهاي شيميايي خواهد بود.

از جمله اين موارد مي توان به كاربردهاي زير اشاره كرد:

كمك به هضم طبيعي غذا، تقويت كننده معده، ضد نفخ

محرك و تقويت كننده تمايلات جنس

مسكن، بويژه در درمان دردهاي لثه و قلنج

ضد تومور، جمع كننده راديكالهاي آزاد (خاصيت ضد سرطاني زعفران)

شادي بخش، درمان دردهاي عصبي، آرامبخش، درمان كم خوابي، تقويت كننده حافظه، افزايش دهنده تمركز، ضد تشنج، افسردگي، اسپاسم، آلزايمر و پاركينسون

درمان فشار خون، كاهش كلسترول، درمان كم خوني ناشي از كمبود آهن در دختران، كاهش درصد احتمال بروز بيماريهاي قلبي، تصلب شرائين و افزايش سلامت قلب (بدليل وجود تيامين، ريبوفلاوين و مواد معدني)

درمان بيماريهاي تنفسي نظير آسم، سرما‎خوردگي، سرفه

افزايش جريان خون در شبكيه، درمان اختلالات لكه زرد شبكيه در اثر پيري، بهبود علايم مربوط به رتينوپاتي ايسكميك

درمان كوفتگي و رماتيسم بصورت استعمال خارجي

درمان بيماريهايي نظير اسهال خوني، سرخك، بزرگ شدن كبد و طحال و عفونت دستگاه ادراري

همچنين تحقيقات فراوان انجام شده نشان مي دهد كه تركيبات موجود در زعفران در درمان برخي از انواع سرطانها در حيوانات آزمايشگاهي تاثير داشته است.

بنابراين مشاهده مي كنيم كه بدليل ويژگيها و خواص منحصر بفرد زعفران، امروزه از آن در صنايع غذايي، دارويي، بهداشتي، آرايشي و عطرسازي استفاده قابل توجهي مي شود.
 

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 21:5
ارزيابي پتانسيل توليد آرتميا در بخشي از آبهاي شور منطقه گناباد:

در اين تحقيق که در منطقه گناباد انجام شد، ذخاير آرتميا در منطقه با

 نمونه برداريهاي فيزيکي و شيميايي آب و تعيين فراواني فيتوپلانکتونهاي

 مناسب جهت تغذيه آرتميا و نيز دانسيته آرتميا در طول يکسال (1380

تا1381) تقريباً هر فصل دو بار و از دو ايستگاه مورد مطالعه قرار گرفت

و فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي آب اندازه گيري شد. نمونه برداري

پلانکتوني توسط تور پلانکتوني با چشمه 20 ميکرون صورت گرفت.

 در بررسيهاي فيتوپلانکتوني بيشترين گونه شناسايي شده

 Nitzschia بود که در تمام طول سال وجود داشت. اين جلبک از

 عمده ترين غذاهاي مصرفي آرتميا محسوب مي شود. به طور کل در

فصول بهار و اوايل پاييز فراواني جمعيت فيتوپلانکتونها در منطقه بيشتر

از فصول ديگر سال بود. تغييرات تراکم آرتميا نيز در طول سال مشاهده

گرديد. با در نظر داشتن فاکتورهاي فيزيکي و شيميايي مؤثر در توليد

 (دما 8.5 تا 22 درجه سانتيگراد، شوري ppt70.27 تا 155.8،

اکسيژن محلول 2.1 تا 4.6 ميلي گرم در ليتر،pH7.5 تا 9 و به رغم

 کم بودن پتانسيل توليد آرتميا از اواخر ارديبهشت ماه تا آبان ماه در ناحيه

 کالشور مي باشد. بنابراين از نتايج اين تحقيقات مي توان دربرنامه ريزي

 آبزي پروري آرتميا استفاده کرده و جهت افزايش اشتغال، ارزآوري و

 توسعه روستايي مورد استفاده قرار داد.

منبع

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 1:2
سنت حسنه ازدواج در کلات ( یکی از روستاهای گناباد)

 

یکی از سفارشات موکد دین مبین اسلام انجام سنت حسنه

ازدواج است که دراین خصوص احادیث وروایات زیادی از ائمه اطهار

 نقل گردیده است .تا جایی که می فرمایند با ازدواج دین فرد کامل

 می شود .در روستای کلات به دلیل تعصبات دینی این مهم مورد

 توجه والدین بوده وبه محض رسیدن فرزندان به سن مناسب

 (در حال حاضر حدود 20تا25سال ) دست به کار می شوند

واین امر مقدس محقق می شود .

·       مرحله انتخاب

دراین مرحله خانواده داماد به قصد انتخاب همسر مناسب

 برای فرزند شان پرسوجو می کنند .بیشتر تحقیق به دلیل شناخت

 مردم از همدیگر انجام شده است وسعی در شناخت اخلاق ورفتار است

 که یکی از روشها مشاهده وتوجه اعضاء خانواده پسر به سلوک

 ورفتار دختر وخانواده اش در جلسات ومراسم عمومی است .

پرس وجویی هم از فامیل می شود .بعد از انتخاب اولیه مراتب

 توسط یکی از اعضاء مسن تر فامیل پسر به اطلاع خانواده دختر

می رسد وآنان نیز تحقیقات خود رادر مورد پسر به همان روش قبلی

 آغاز می کنند ودر صورت تایید اولیه به خانواده پسر اجازه می دهند

 برای گفتگوی مقدماتی به خانه اشان بروند .در اولین جلسه بیشتر

 صحبت بر سر مهریه وکار وانتظارات کلی دوطرف از همدیگر است

 ودر صورت توافق جلسه بعدی با حضور پسر ودختر انجام می شود

که در این جلسه ضمن طرح مسائل به صورت جزیی تر به دختر وپسر

 اجازه داده می شود برای مدت کوتاهی در مورد انتظارات واخلاق با

همدیگر صحبت کنند . معمولا بیشتر صحبتها در مورد کار وشغل اینده

 ومحل زندگی واخلاق ورفتار بزرگترها وانتظارات از انان است .

توافق این جلسه منجر به برنامه ریزی برای مراسم نامزدی می شود  .

·        مراسم نامزدی

پس از توافق دوخانواده قول وقرار مراسم نامزدی گذاشته می شود

وتقریبا فامیل دو طرف که تا این  مرحله اطلاع چندانی نداشتند با خبر

 شده وحرف وحدیثها شروع می شود .برای مراسم نامزدی خانواده

 پسر انگشتری ولباسی  به تناسب وسع مالی برای دختر خریده وبه

همراه اقلام دیگری چون قند (بصورت کله ) برنج وروغن و...در چند

 سینی چیده وبه همراه بزرگان قوم به خانه دختر می روند .قبل از

 هر صحبتی یکی از افراد مسن تر دست نوشته ای که به امضاءپدر

 داماد وداماد رسیده در آن میزان مهریه به توافق رسیده قید شده

 است راتقدیم پدرعروس خانم کرده ورسما از دختر خواستگاری

می کنند وسپس جشن کوچکی گرفته می شود وحلقه نامزدی توسط

 یکی از افراد خانواده پسر که معمولا مادر داماد است در دست دختر

 می شود .به این ترتیب رفت امد ها بین دوخانواده رسمی شده تا

شناخت بیشتری از همدیگر پیدا کنند . دراین مراسم خانواده عروس

 برای کسانی که سینی را حمل می کرده اند هدیه ای در نظر گرفته و

به آنان تقدیم می کند .بعد از مدتی کوتاه حدودا دوتاسه ماه مراسم

عقد انجام می شود .

·       مراسم عقد

برای انجام این مراسم مقدماتی فراهم می شود .از جمله خرید

 وانجام ازمایشات قانونی و.... در مراسم خرید که باحضور خانواده

 دوطرف وبرادرها وخواهرها انجام می شود خرید های مفصلی برای

 دوطرف انجام می شود .از جمله برای عروس طلا وساعت ولباس

 وبرای پدر عروس کفش وپیراهن وبرای فامیل درجه یک انان کفش

 یا چادر توسط خانواده داماد خریده شده همچنین برای داماد کت

 وشلوار وپیراهن وساعت وبرای پدر ومادرش کفش وپیراهن وبرای

 سایر فامیل درجه یک نیز کفش یاچادر توسط خانواده عروس خریده

 می شود .  هر کس اقلام خریداری شده را خود می برد ودر مراسم

 عقد در سر سفر می چینندو در مراسم بعد از عقد طی مراسمی

اعلام می شود که از کیست .هر یک از اعضاء فامیل هدیه ای که

معمولا طلا است در این مراسم به عروس خانم تقدیم می کنند. 

 جلسه عقد با دعوت از تقریبا همه مردم روستا در عصر انجام

می شود وعاقد به جلسه دعوت شده ودر همانجا پس ازقرائت صیقه

 انرا وارد دفترکرده امضاهای لازم را از زوجین می گیرد .

مهریه نیز که تقریبا به تناسب بضاعت مالی از پنج میلیون شروع و

تا ...بالا می رود در دفتر قید شده ودر کنار این مبلغ مقداری ملک

شامل آب وزمین ومنزل و...در کاغذی بصورت عادی نوشته شده و

به امضاء داماد وپدرش گردیده وپشتوانه مهریه است که عروس

خانم می تواند در زمان جدایی یکی را به دلخواه مطالبه کند .

بعد قرائت خطبه وپخش شیرینی مراسم مردان تا شام تمام است

وادامه مراسم در قسمت زنان است . به این صورت که رقص

وپایکوبی شروع شده ویکی از فامیل پسر داماد را به این جمع

 می برد ومراسم جشن در حضور اقا داماد البته با رعایت کامل

مسائل شرعی ادامه پیدامی کند .این مراسم مشهور به سرسرو است .

دراین جلسه هدایای عروس به اوداده شده ومراسم قند سائیدن انجام

 وتاشام مراسم تعطیل می شود .کلیه افرادی که در مراسم بوده اند

برای شام دعوت واز انان پذیرایی می شود ومراسم به این شکل

تمام می شود .در آخر شب نیز یکی از زنان نزدیک داماد اورا

 به خانه عروس برده ورسما به این شکل پای داماد به خانه عروس

 باز می شود .دوران عقد حدود یک سال طول می کشد ودر این

فاصله در اعیاد مختلف هدایایی از دوطرف برای عروس وداماد

برده می شود میهمانیهای دوطرفه انجام می شودودختر وپسر حق

دارند با هم معاشرت داشته وحتی به مسافرتهای کوتاه بروند وبه

این شکل فاصله ها بین دو خانواده کمتر می شود .

·       مراسم عروسی

مراسم عروسی با دعوت از مردم ومعمولا در مناسبتها وجشن های

مذهبی به مدت دوروزانجام می شود . دعوت از خانمها به این شکل

 است که دو نفر به نمایندگی از دوخانواده در روز قبل از مراسم با

در دست داشتن مقداری حنا به تک تک خانه ها مراجعه کرده وبادادن مقداری حنا انان را دعوت به عروسی می کنند. انان نیزباپذیرفتن

حنا به نشانه قبول دعوت  در مقابل هدیه ای که معمولا شیرینی و

خوراکی یااقلام شوینده است به انان می دهند که در پایان روز بین

 دو خانواده تقسیم می شود .البته کسانی هدیه می دهند که دعوت

 را قبول کرده باشند .به این عمل اصطلاحا شیا وبه ان دوخانم شیاگر

 وبه کسی که دعوت را قبول کرده است می گویند نشانده است یعنی

شیاگران را قبول کرده است ودر خانه اجازه نشستن به انان داده است .

  در روز قبل از مراسم  توسط فردی به نمایندگی از طرف پدر داماد

 مردان فامیل نیز حضوری دعوت می شوند .این دعوت برای دو

مراسم است .اول بردن داماد به حمام در شب قبل از مراسم ودوم حضور

 در مراسم دامادی در روز بعد . در مراسم حمام داماد چند نفر از

 دوستان وی رابه حمام عمومی روستا برده وپس از شتشن وی 

 در درب حمام جشن کوچکی که شامل شادی ورقص مردان است

انجام می شود وبه این شکل آیین مراسم عروسی شروع می شود .

همزمان با این مراسم مراسم حنابندان در خانه عروس انجام می شود .

به این شکل که توسط خانواده داماد مقداری حنا آماده می شود ودر

 سینی بزرگی تزئین می شود وباچیدن چند شمع روشن به اتفاق به

 خانه عروس برده می شود در آنجا جشن مفصلی توسط خانمها برگزار

 شده وهرکس خواست به دست پا وسر حنا می زند .پس از مراسم

حمام آقا داماد نیز به جمع حنا بندان می پیونددو طی مراسمی به

دست عروس حنا می زند که بانوشتن حرف اول اسم خودش برکف

 دست عروس آغاز می شود. همین کار را عروس خانم با داماد

انجام می دهدوبه این شکل مراسم حنابندان تما م می شود  .روز

بعد عصر فامیل داماد در خانه ایشان جمع شده وحدود دوساعت به

 غروب به سمت خانه عروس حرکت می کنند . به همین شکل فامیل

 عروس در خانه عروس جمع شده ووقتی داماد به درب خانه عروس

 رسید ند فامیل عروس بیرون امده وبه انان خوش آمد می گویند

وسپس همگی درداخل کوچه می نشینند .جهیزیه عروس توسط خانواده

 داماد بیرون اورده شده ودر محوطه باز کوچه پهن میگردد تا

همه ببینند.بعضی از خانواده ها لیست جهیزیه را به امضاء داماد

 می رسانند.رسم است درحین بیرون آوردن جهیزیه علاوه بر انچه

 به عنوان جهیزیه در نظر گرفته شده وسیله دیگری را از خانه

عروس بیرون می آورند واصطلاحا عقل عروس را می دزدند . در

 این فاصله از کلیه میهمانان با نوشیدنی پذیرایی می شود وداماد

هم به خانه عروس می رود ودرمراسم جشن خانمها شرکت می کند.

 مراسم خانمها از حدود ظهر آغاز می شود . سپس بیرون می آید

 وضمن دست دادن با همه از حضور آنان تشکر می کند . یکی از

مراسم جالب مراسم خداحافظی از عروس است که در همین فاصله

وقبل از بیرون آمدن عروس از خانه انجام می شود بطوری که

 اعضاء خانواده عروس به خانه رفته وبا عروس خداحافظی میکنند .

معمولا این مراسم با گریه وزاری همراه است . سپس داماد دست

عروس را گرفته واز خانه پدر بیرون می آورد .داماد در جلو و

عروس پشت سر او حرکت کرده وفامیل دامادنیز اورا همراهی

 می کند .پشت سر عروس یکی از مردان محرم به او که معمولا

 دایی یا عموی عرو س است به نشانه محافظت از او وی را

 همراهی می کند .در مسیر حرکت تا خانه داماد مراسم جالب و

دیدنی قبولات انجام می شود .به این شکل که یکی از اهالی محل

 افراد را گرفته وبه ظاهر به زور به جلو داماد می آورد .داماد

 بهانه ا ی به او می گیرد .مثلا چرا دیر امده ای  یا چراکمک

 نمی کنی و...سپس به این بهانه او را جریمه می کند واوهم

بااصرار داماد مبلغی را به او هدیه می دهد .مبالغ در دفتری نوشته

 شده وداماد اخلاقا موظف است در مراسم آنان شرکت کند وکم کم

 بدهی خود را بپردازد .این کا رباعث می شود در ابتدای زندگی

مبلغ قابل توجهی وجه نقد دست داماد را بگیرد وبخشی از مشکلات

 اولیه زندگی راحل کند . همچنین در مسیر رفت وآمد داماد چندنفر

 واعظ باخواندن آیاتی از قران واشعاری مناسب  فضا را معنوی

کرده که صلوات حاضرین نیز بر این معنویت می افزاید .در جلو

خانه داماد پدر ومادر داماد نیز قبولات می کنند که معمولا پدر

 ملکی ومادر نیز پتویی به عروس تقدیم می کند . قربانی کردن

گوسفند جلو درب خانه نیز از جمله کارهای خوب است .هنگام ورود

 به خانه نیز ظرفی را می آورند واناری داخل آن می گذارند  عروس

پایش را روی انار گذاشته وداماد پایش را روی پای عروس وانقدر

 فشار می دهد تا انار بشکند .به عروس توصیه می شود قبل از

 شکستن انار پایش را کشیده وداماد نیز بایستی دقت کند تا این کار

 انجام نشود وانار بشکند .خلاصه می گویند هرکدام موفق باشد

در طول زندگی بر دیگری حکومت خواهد کرد . انان وارد خانه شده

 وسایر میهمانان به خانه هایشان می روند .همه کسانی که قبولات

 کرده ا ند برای شام در خانه داماد دعوت می باشند .فامیل عروس

 نیز در خانه عروس دعوت می باشند وشام مفتی را می خورند .

البته بخش اعظم هزینه این پذیرای به وسیله خانواده داماد پر داخت

 می شود .به این شکل روز اول تمام می شود .روز دوم که بیشتر

مخصوص خانمهاست از حدود ظهر آغاز می شود ومشهور به

پاتختی است .به این شکل که کلیه خانمهایی که دعوت شیاگران

 رابا دادن هدیه پذیرفته بودند برای نهار دعوت هستند وپس از

 پذیرایی نها رعروس وداماد در کنار هم روی صندلی یا تختی قرار

 می گیرند وفامیل محرم برای آنان رقص وپایکوبی می کنند وبه

این شکل ابراز خوشحالی خودرا از این وصلت اعلام می دارند .

در پایان این مراسم که تقریبا تا غروب ادامه دارد چند نفر از

خانمهای دو فامیل به منزل مادر عروس رفته و بخاطر جای خالی

 دخترش اورامورد دلجویی قرارداده که اصطلاحا مراسم جاخالی

عروس  نام دارد  . 

برای چند روز عروس از خانه بیرون نمی آید .تاوقتی که مراسم

اصطلاحا پیو انجام شود .در این مراسم فامیل خانواده عروس که

 از طرف داماد برای انان در روز خرید هدیه ای خریده شده است

هدایایی را که بیشتر لوازم خانگی یاپول نقد است می گیرند وبه منزل

 داماد می برند در این مراسم که با حضور خانواده داماد نیز انجام

می شود از میهمانان برای شام پذیرایی می شود واولین دست پخت

عروس خانم را در کنار همدیگر صرف می کنند .به این شکل به

 این زوج جوان رسمیت می دهند وازان شب به بعد می توانند

 رفت وامد خودرا اغاز نمایند .(به  پای هم پیرشن و خدانگهدارشان)

منبع: وبلاگ کلات 

(اقای قامتی )

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 16:21
قنات گناباد

 خشکي و کم آبي از يک طرف و وضع کوهستاني، به خصوص شيب مناسب اغلب اراضي فلات ايران از طرف ديگر، موجب گرديد که حفر قنوات و استفاده از آبهاي زير زميني از قديمترين ايام تاريخي مورد توجه خاص ايرانيان قرار گيرد. اگر چه وسايل حفر قنات از هزاران سال پيش تا کنون تغييري نکرده است، مع ذالک ايرانيان با تحمل رنج فراوان موفق شده اند از ده قرن قبل از ميلاد مسيح مساحت زيادي از بيابانهاي بي آب و علف کشور را به مزارع و باغات سرسبز و خرم مبدل سازند و در روزگاري که هنوز تلمبه اختراع نشده بود، جمعيت زيادي از طريق حفر قنوات به کشاورزي مشغول شوند.

شاهان هخامنشي براي تشويق مردم به کشاورزي و آباد کردن اراضي باير و لم يزرع، مقرر داشته بودند که: هر کس زمينهاي بي حاصل را آبياري و آماده کند، تا پنج پشت از پرداخت ماليات و عوارض مقرر معاف خواهد بود. در عهد هخامنشيان ايرانيان فن فنايي را در کشورهاي مفتوحه معمول مي ساختند. چنانکه شبه جزيره عمان را به اين وسيله آباد کردند؛ و در بيابانهاي سوريه و شمال آسياي مرکزي به حفر قنوات پرداختند. فن قنايي به جهت عظمت و اهميتش از حدود مرزي ايران خارج شد و در کشورهاي دور دست تا دامنه کوههاي اطلس در آفريقاي شمالي نيز گسترش پيدا کرد.

در عهد اشکانيان و ساسانيان نيز که به امور کشاورزي توجه خاصي مبذول مي شد، احداث سد و نهر و حفر قنوات در درجه اول اهميت قرار داشت. ولي در زمان تسلط خلفاي عرب در ايران متدرجاً تأسيسات آبياري و آباديها تعمداً و يا بر اثر عدم توجه رو به ويراني گذاشت.

از سلسله هاي معروف ايران بعد از اسلام که در قسمت آبياري و حفر قنوات ابراز علاقه و فعاليت کرده اند، سلسله ديلميان بوده اند، که به عنوان نمونه قنات رکن آباد در شيراز و بندامير در مرودشت فارس است. اولي به فرمان رکن الدوله ديلمي حفر و به نام او تسميه گرديد و دومي را به دستور عضدالدوله بر روي رودخانه کر بستند. حاج ميرزا آقاسي صدراعظم محمد شاه قاجار هم تا آن اندازه به امور کشاورزي و حفر قنوات علاقه داشت که انتصاب حکام ايالات و ولايات را موکول و معلق به اين شرط کرده بود که در منطقه تحت الحکومه چند رشته قنات حفر نمايند. حاج ميرزا آقاسي شخصاً نيز چند رشته قنات احداث کرد؛ و مساحت زيادي از حومه و اطراف شهر تهران را آباد ساخت. بايد دانست آباديهاي که در اطراف و حتي داخل شهر تهران کنوني به نام عباس آباد هنوز باقي است از مستحدثات همين ميرزا عباس ايرواني، معروف به حاج ميرزا آقاسي است که به نام خودش تسميه و نامگذاري شده است. 

به طور کلي حفر قنوات و تونلهاي تحت الارضي به قدري اهميت داشته و دارد که در عصر حاضر با وجود اين همه امکانات و وسايل موجود، آن را از عجايب اختراعات بشمار آورده اند. زمين شناس آمريکايي به نام "تولمان" در کتابي که راجع به آبهاي زير زميني نوشته، قنات را بزرگترين اقدام مربوط به تهيه آب در روزگار باستان دانسته است. هرگاه سطح آب به زمين نزديک بوده، شيب آن هم کافي باشد، طول قنات از چند کيلومتر تجاوز نمي کند؛ ولي مسطح بودن زمين و شيب ملايم گاهي طول قنات را تا يک صد و بيست کيلومتر هم مي رساند. مانند قنوات يزد که از مسافات بعيده با تحمل مخارج گزاف به دست مي آيد. در بعضي از نقاط که سطح آب در عمق زيادي قرار دارد، چاهها مخصوصاً مادر چاه تا سيصد متر عمق دارند، مانند قنات گناباد. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.

قنات قصبه گناباد بعنوان يكي از پديده هاي شگفت انگيز دست ساخته انسان در طول تاريخ و نمادي از هم نوايي بشر با طبيعت توجه بسياري از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب كرده است . اين قنات از ميانه ارضي كوي شرقي گناباد از محلي معروف به    «  برج علي ضامن »  در داخل رسوب هاي ريزدانه آغاز شده و از هفت كانال متصل به هم شكل گرفته است . بر اساس آخرين مطالعات طول اين قنات 33113 متر و تعداد چاه هاي آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نيز حدوداً 280 تا 300 متر است . ناصر خسرو قبادياني نخستين كسي است كه در سفر نامه اش به توصيف اين قنات پرداخته و عمق چاه آن را هفتصد گز و طول آن چهار فرسنگ ذكر نموده و آن را نيز به كيخسرو نسبت داده است . ظاهرا وي از كنار طولاني ترين رشته انشعابي اين قنات به نام دولاب نو عبور نموده است . فضاي داخلي قنات داراي كانالها و طونلها اعجاب انگيزي است كه با بررسي هاي انجام يافته بر روي آن حفره هايي مشخص شده است . ظاهرا اين قسمتها براي قرار دادن چراغ و پيه سوز و وسايل روشنايي به كار مي رفته است در حال حاضر ميزان آبدهي اين قنات 150 ليتر در ثانيه است . قطعه سفالهاي پراكنده در اطراف دهانه چاه حاكي از اين است كه رشته قصبه در واقع كانال اوليه اصلي قنات گناباد بوده كه در زمان هخامنشيان حفر شده و در پي آن رشته هاي ديگر در مواقع خشكسالي ايجاد شده است. 

 با اين توصيف و با توجه به عمق چاهها و طول قنوات مي توان به مهارت و استادي ايرانيان چيره دست پي برد که چگونه از قرنها پيش قادر بودند به با وسايل خيل ساده و ابتدايي شيب آب زير زميني و طراز زمين را در عمق چند صد متري از زير زمين طوري حساب کنند که آب پس از طي کيلومترها در نقطه محاسبه شده به سطح زمين برسد و به قول مقني ها « آفتابي » شود. يعني از تاريکي خارج و در معرض آفتاب و روشنايي قرار گيرد.

براي آنکه عظمت کار ايرانيان قديم در امر آبياري و حفر قنوات معلوم گردد، همين قدر کافي است دانسته شود که انتشار کتاب "استخراج آبهاي پنهاني" تأليف کرجي که براي يکي از بزرگان گرگان و طبرستان به زبان عربي نوشته و خوشبختانه به فارسي ترجمه و چاپ شده است؛ آنچنان در ميان دانشمندان اروپا و آمريکا انعکاس وسيعي يافت که يکي از کارشناسان اين فن در يکي از مجلات مهم غربي نوشت:«علم هيدرولوژي در جستجوي پدر خود بود که ناگهان جد بزرگ خود را در ايران يافت».

طرز حفر قنات به اين ترتيب است:

قبلاً به وسيله مقني و افراد کارشناس، محل و موضع آب تحت الارضي را به وسيله  علايم و اماراتي که بر اثر تجربه و ممارست به دست آورده اند مشخص مي کنند. آنگاه حفر مادر چاه شروع مي شود. وقتي که مادر چاه به عمق مورد نظر و آب کافي رسيد و شتر گلوهاي متعدد براي کشش آبهاي اطراف و جوانب به سمت مادر چاه حفر گرديد، آنوقت از محل مادر چاه تا جايي را که بايد آب قنات «آفتابي» شود، يعني تا مظهر قنات را طراز بندي مي کنند؛ و در فواصل معين چاههاي متعدد به منظور تهويه و تنقيه قنات و همچنين جذب آبهاي مجاور حفر مي کنند. چون اين دو کار به انجام رسيد، مشکلترين کارهاي قنايي، يعني نقب زدن و ارتباط چاهها از زير زمين به يکديگر آغاز مي گردد.

نقب زدن قنات ظاهراً ساده به نظر مي رسد، ولي وقتي که در نظر بگيريم اين نقبها در عمق چند صد متر و در آن تاريکي مظلم و هواي خفقان آور بايد طوري زده شود که اولاً کمترين اشتباهي در جهت و مسير نقب رخ ندهد تا با چاه مقابل اتصال پيدا کند؛ ثانياً طراز بندي آن طوري حساب شود که آب قنات در مقصد نهايي و محل مورد نظر يعني مظهر قنات به سطح زمين برسد و آفتابي شود. آن وقت دانسته مي شود که اين عجيبترين اختراعات بشري با همان وسايل ساده و بدوي تا چه اندازه اشکال و دشواري دارد.

پس از آنکه قنات براي بهره برداري کاملاً آماده گرديد، به منظور آزمايش جريان آب قنات، در مبدأ يعني در مادر چاه بر روي آب " کاه " مي ريزند و پس از آنکه اين کاهها در مظهر قنات آفتابي و از قنات خارج شد، از اين طريق ميزان سرعت و حسن جريان آب قنات را مي سنجند و اگر عيب و نقصي مشاهده شود رفع مي کنند. با توجه به همين عمل " کاه ريختن " اهل تحقيق برآنند که واژه "کاريز" در اصل " کاه ريز " بوده و بر اثر کثرت استعمال مبدل به کاريز شده است. در هر صورت نکته اي که لازم است دانسته شود اين است که کاريز يا قنات يکي از اختراعات نبوع ايراني است و اگر در جاي ديگري از جهان اين طرز آبياري ديده شود، بدون شک اصل و منشأ آن از ايران است و به وسيله مقني هاي آزموده و خبره ايراني و به دستور فرماندهان ايراني معمول گرديده و رواج يافته است. ضمناً شرح زير از نوشته آقاي دکتر محمد ابراهيم باستاني پاريزي نقل مي شود تا جوانان کشور از فنون و شاهکارهاي نبوغ ايراني در ازمنه و اعصار گذشته اطلاع و آگاهي بيشتر حاصل کنند.

«... امروز يک مقني در يزد و کرمان از روي رگه طبقات زمين و گاهي از نوع يکي دو گياه که بر رشته کوه يا ته دره کوهستان رسته است و حتي از بوي خاک، بدون هيچ وسيله اي تشخيص مي دهد و در مي يابد که رگه آب در اين زمين در چه عمقي است، و ميزان ذخيره آب چقدر است و مادر چاه را در کجا بايد بزند و چند پشته بايد حفر کند تا آب به روي زمين سوار شود.  شايد شما نمي دانستيد که براي حفر قنات اول بايد چاه گمانه را بزنند و بعد مادر چاه را بکنند و از رگه هاي جزيي آب با هزار زحمت (خالي کردن و بالا کشيدن با دلوها و چرخها) تند و سريع بگذرند تا به رشته اصلي برسند. آنگاه کف مادر چاه را طراز کرده از مظهر قنات شروع به بريدن رشته قنات بکنند و چنان هموار و با شيب ملايم و در خط مستقيم - زير زمين - پسته پشته پيش بيايند تا رابين به مادر چاه برسند و آب را در کانال جاري کنند که امروز ماشين هاي الکترونيکي و کامپيوتر و سونداژهاي علمي هم با آن همه دقت به زحمت از عهده بر مي آيند.»

اين نکته ناگفته نماند که آقاي هوشنگ ساعدلو، براي نماياندن اهميت قنوات از نظر کشاورزي اين طور محاسبه کرده است:

« به حساب اينکه آب حاصل از مجموع قنوات ممکلت چيزي در حدود هفتصد و پنجاه تا هزار متر معکب در ثانيه است، اگر قيمت کشاورزي آب را هر متر مکعب - به نرخ سال 1342 خورشيدي - فقط معادل 0،55 ريال - يعني ده شاهي - بدانيم؛ در اين صورت ارزش اين قنوات بيش از پنجاه ميليارد ريال خواهد بود که اگر نگوييم بزرگترين رقم ثروت ملي ماست؛ بدون شک بعد از نفت در درجه اول اهميت اقتصادي براي مملکت قرار دارد.»

ضمناً بايد دانست که در حال حاضر در زير زمين ايران چهل هزار رشته قنات وجود دارد که بر طبق مطالعات بنگاه آبياري، پنج هزار رشته از اين قنوات باير و بقيه داير مي باشد. چنانچه فرض کنيم که هر کدام از اين قنوات داراي بيست و پنج ليتر آبده در ثانيه باشد، نتيجه گرفته مي شود که در تمام مدت سال به اندازه آب رودخانه کارون از قنوات ايران آب در سطح زمين جاري مي شود؛ که متأسفانه در طول مدتي که احتياج به آبياري نيست، آب قنوات ايران به هدر مي رود.

اگر تدابيري اتخاذ شود که اين آبها به وسيله مسدود کردن دهانه قنوات و يا به وسيله پخش آب روي اراضي و تشکيل درياچه هاي مصنوعي - که اصطلاحاً به آن آب بندان مي گويند - ذخيره شود، دويست هزار هکتار بيشتر از ميزان فعلي مي توان آبياري و کشاورزي کرد.

مضافاً بي مناسبت نيست که چند رشته قنات ايران، که در دنيا بي نظير است ذيلاً معرفي شود:

1- در زمان ناصر خسرو قناتي در گناباد بوده است که چاه آن هفتصد گز زمان ناصر خسرو و بيش از سيصد متر امروز عمق داشته است. چاهي که به قول محقق معاصر دکتر باستاني پاريزي: "مي توان منار ايفل را دزديد و در آن پنهان کرد".

2- قنات يزد که يک صد و بيست کيلومتر - بيست فرسنگ - طول دارد.

3- قنات دولت آباد از عجايب فن که کيني است که پانصد در باغ و دو هزار جريب زمين را آبياري مي کرده و نه فرسنگ - پنجاه و چهار کيلومتر - طول داشت و آسيابي که از اين آب به گردش مي آمد روزي هزار من گندم آرد ميکرد. اين قنات پنج رشته داشت که هر رشته اش قرنها پيش از محمد تقي خان يزدي داير بوده است و از آنها را به هم پيوند کرد و از مهرجرد به يزد رسانيد و خود يزديها مي گفتند که از وفور آب و استعداد، پهلو به دجله بغداد ميزند.

4- قنات دو طبقه اردستان به نام " قنات مون " که از حيث عظمت و اعجاب مهندسي در جهان منحصر بفرد است. آقاي دکتر محمد علي احساني طباطبائي که خود اهل اردستان است راجع به قنات مزبور چنين مي نويسد:

«... همچنين قنات مون که راستي از حيث مهندسي و زمين شناسي معماران باستاني قابل ذکر است و هر مسافر يا سياحي که به اردستان بيايد و بخواهد از آثار عتيقه ديدن کند، حتماً بايد آن قنات را ببيند تا مهارت زمين شناسان و استادان ايران باستاني را به رأي العين ملاحضه کند. اين قنات دو رشته است در ته يک سلسله چاههايي که با فاصله يک قشر غير قابل نفوذ زيرورو در جريان است و شايد در دنيا قناتي منحصر بفرد باشد. 

ضمناً بد نيست بدانيم که به گفته يکي از همکاران فرنگي، قناتي در قزوين - بالاي آبيک - جريان دارد که آن را قنات قضاقورتکي مي نامند و در مظهر اين قنات علف مخصوصي مي رويد که خوراک و جوشنده آن براي بسياري از بيماريها سودمند است.

اين نکته هم براي اطلاع محققان و پژوهشگران ناگفته نماند که: آن قوم قويم  صاحب همتي که اين قناتهاي پنج شش هزار ساله را کنده اند و شايد در جنوب اندکي رنگ پوست آنها تيره بوده است، به همين دليل به زنگي معروف شده بودند.

شاهنامه اساطيري ما مي گويد که کيومرث با اينان جنگيد و به انتقام قتل پسرش:

ازيشان دو بهره به افسون ببست                          دگرشان به گرز گران کرد پست

جام طلاي حسنلو که اخيراً ضمن حفاري به دست آمده، گوياي حکومت همين قوم و مرد نجيب است که از ترس مهاجمان آريايي سوراخ به سوراخ گريخته اند و امروز از ايشان اثري نيست. »

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط علی تقی زاده در دوشنبه ششم آذر 1385 و ساعت 21:30
ديدني‌ها و آثار تاريخي گناباد

از ديدني‌هاي گناباد روستاي گيسور است كه داراي آثار

 متعدد تاريخي و باستاني از قبيل قلعه دختر شوراب،

قبر پيران ويسه و پشن و آتشكده‌اي از دوران هخامنشيان

است. بيدخت نيز از بخش‌هاي بزرگ در محدوده شهر

 گناباد است كه علاوه بر جاذبه‌هاي طبيعي، آرامگاه

عرفاي مشهوري چون سلطان علي‌شاه و صالح علي شاه

 در آن جاست كه مورد توجه صوفيان و عارفان مي‌باشد.

 از ديگر آثار باستاني گناباد، تپه اروك در 45 كيلومتري

 مشرق گناباد (مربوط به قبل از اسلام)، مسجد جامع قوژد

در 24 كيلومتري گناباد (دوره قاجاريه)، تپه حصار عمراني

در 25 كيلومتري شمال گناباد، مسجد رباط عمراني

(دوره قاجاريه)، دژ و برج اروك (پارت و ساساني)،

 قلعه قديمي و هشتي و سردر قديمي گيسور (قاجاريه)،‌

 قلعه فرود، قلعه زيبد، قلعه دختر بجستان، شهر باستاني

 پشن در 40 كيلومتري شمال شرقي گناباد و خرابه‌هاي

شهر عوز در 10 كيلومتري شمال گناباد را مي‌توان نام برد.

 در روستاي كوثر گناباد يخداني به ارتفاع 15 متر و

عمق 5 متر با مصالح آجر و گل از دوره قاجاريه به جاي

 مانده است كه زير نظر ميراث فرهنگي و از ديدني‌هاي

منطقه مي‌باشد.

           آرامگاه جغتين گيسور                                                                  


اين بنا در قريه گيسور(=جاي آتش يا آتش شاهي) در

72 كيلومتري شمال شرقي گناباد واقع است.


                                        مسجد جامع گناباد

مسجد جامع گناباد بر طبق كتيبه كوفي آن در سال 609

هجري ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتيبه و

 آجركاري‌هاي ظريف و ساختمان محراب داراي

اهميت بسياري است.                                        مسجد جامع جويمند


اين مسجد در زمان شاه صفي (1038-1052) در

 سال 1040 هجري توسط شاه حسين منجم و به

سعي خواجه محمد قاسم محولاتي ساخته شده است.