اين كانساركه در محدوده سه كانسار كائولن قرارداد داراي مشاهدات زير است.1- در سه كانسار قبلي (معادن كائولن ) لايه بندي مشاهده نمي شد در صورتي كه در اين معدن لايه بندي و چين خوردگي هايي مشاهده مي شود.2- لايه بندي در تشكيلات مويد وجود سنگ هاي رسوبي در منطقه مي باشد.3- سنگ هاي رسوبي اين منطقه در حد شيل تا سيلتستون مي باشد.4- اين سنگ ها ( سيلتسون و شيل ) به لحاظ سختي بيشتري كه پيدا كرده اند احتمالا تحت تاثير عوامل دگرگوني قرار گرفته اند.5- كاني مهم اين معدن كه استخراج آن سود آور است فلوريت مي باشد.6- در بعضي موارد در داخل فلوريت رگچه هايي از گالن نيز مشاهده مي شود كه به همراه باريت مواد معدني اين معدن را تشكيل مي دهند.7- در سطح اين كانسار بر خلاف سه معدن قبلي نشانه هايي از آلتراسيون ديده نمي شود يا كمتر ديده مي شود
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:36
معدن كائولن گناباد
در خصوص اين معدن مي توان به موارد زير اشاره كرد.1- cap يا كلاهك سيليسي آن نسبت به معدن كائولن قبلي در افق پايين تري قرار دارد . اين كلاهك كاملا سيليسي شده و با چكش نمي توان آنرا شكست . لازم به ذكر است كه اين كلاهك ظاهرا شبيه كوارتزيت است و حدود 90% كوارتز دارد.2- بعد از افق بالا در بخش هايي از ناحيه سطح زمين توسط خاكهايي پوشيده شده است كه اين خاكها در واقع رسوبات عهد حاضر مي باشند و ارتفاع آن به 2 الي 3 متر مي رسد.3- بعد از رسوبات عهد حاضر به خاكهايي مي رسيم كه داراي رنگ قهوه اي يا بنفش هستند و دليل رنگي بودن اين خاكها هم آغشتگي آنها به عناصر مختلف از جمله آهن است.4- در عمق حدود 5 متر خاكهاي سفيد رنگي مشاهده مي شود كه اين خاكها در حقيقت ذخيره اصلي معدن كائولن را تشكيل مي دهند و پس از حفاري افق هاي بالا به اين خاك رسيده اند و ماده معدني آن در حال استخراج است .5- كلاهك سيليسي كه معمولا قسمت فوقاني اكثر معادن كائولن را تشكيل مي دهند در اين معدن برداشته شده است .6- از نظر استاد مربوطه (جناب آقاي مهندس سعادت ) شيوه استخراجي اين معدن نيز به شكل غلط است و بر مبناي روش هاي علمي نمي باشد.
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:33
معدن كائولن باغ سياه
اين معدن در حوالی گناباد قرار داشته و سابقا در دست دولت بوده و هم اكنون به بخش خصوصي واگذار شده است. در حال حاضر شركت سيليكات شرق بهره برداري از اين معدن را در اختيار دارد.به طور كلي كائولن نمونه اي از خاك صنعتي است كه در اين معدن به خوبي نمايان است و بخش هاي مختلف ماده معدني به رنگ هاي مختلف در اين كانسار ديده مي شود كه طبعاً از نظر كيفيت تفاوتهاي ويژه اي با يكديگر دارند.مشاهده معدن چند نكته را در ذهن تداعي مي كند كه عبارتند از :1- يكي از عوامل اكتشاف اين معدن بيرون زدگيهاي كوچكي از مواد مصرفي آن مي باشد كه تغيير رنگ آن با سطح زمين تا حدودي مشخص است. تا قبل از مرحله اكتشاف و باطله برداري از اين معدن تقريبا تمام قسمتهاي معدن با قسمت هاي ديگر سطح زمين هم رنگ بوده است و بوته هاي خار تمام سطح زمين را مي پوشاند بنابراين وجه تمايز زيادي بين معدن و ديگر قسمتها در گذشته وجود نداشت و همانطور كه گفته شد فقط بيرون زدگيهايي كه به صورت سينه كال در منطقه وجود داشت باعث اكتشاف اين معدن شد.در اينجا ذكر اين نكته لازم است كه در زمين شناسي اقتصادي و اكتشاف معدن آن چيزي كه در سطح مي بينيم ملاك عمل نيست بلكه بايستي به يك سري شواهد زير سطحي نيز توجه داشته باشيم. در اين حالت ناچاريم چاله ، چاه يا ترانشه اي را حفر كنيم تا به ماده معدني برسيم.2- بخش عمده ماده معدني مفيد استخراج شده است و در حال حاضر براي قسمتهاي ديگر باطله برداري مي شود.3- در سينه كالها آلودگي اكسيد آهن بالاست و همچنين بعضي از بخش ها معدن سيليس بالايي دارند.4- به طور كلي در سينه كالها مي توان موارد زير را مشاهده كرد :الف) قسمت تحتاني كه به رنگ جگري يا شكلاتي رنگ ديده مي شود و حاوي اكسيد آهن است.ب) قسمت فوقاني كه داراي درصد سيليس بسيار بالاست و دليل بر افراشته بودن اين قسمت نيز به خاطر مقاوم بودن سيلس در برابر عوامل فرسايشي است.همانطور كه مي دانيم زون آرژيليك مهمترين زون اكتشافي كاني كائولن مي باشد و از آنجا كه در اين زون فرآيند آزاد شدن سيليس را داريم لذا مي توانيم وجود اين زون را با توجه به درصد بالاي سيليسي كه در قسمت فوقاني معدن يافت مي شود توجيه كرد. به اين صورت كه با حركت سيليس در خلل و فرج و شكستگي موجود در سنگ به سمت بالا يك cap يا كلاهك سيليسي به جاي مي ماند و وجود همين cap سيليسي باعث شده است كه قسمت فوقاني معدن مقاوم شده و به صورت قله مرتفع خود را از دشت جدا كند.با توجه به مطالب فوق الذكر مي توان نتيجه گرفت كه كلاهك سيليسي كه بيانگر زون آرژيليك در منقطه مي باشد مي تواند يكي از نشانه هاي شاخص براي اكتشاف معدن كائولن باشد .با توجه به توضيحاتي كه در مورد سيليس در سطرهاي بالا داده شد مي توان اينطور استنباط كرد كه سيليسفايد شدن سنگ ها در معدن كائولن نشان دهنده اين است كه اين سيليس مي بايست از محلي آمده باشد يا به عبارت ديگر منشائي داشته باشد . بنابراين منطقه منشاء احتمالا از سيليس تخليه شده و جاي آن كاني ديگري جايگزين شده است و اين كاني جايگزين شده مي تواند از كانيهاي مفيد باشد يعني اين فرضيه را ايجاد مي كند كه در عمق به جاي سيليس ، كانيهاي مفيد مي تواند تشكيل شود و اين مسئله باعث اين مي شود كه كاوشگر به كار حفاري و فعاليت هاي اكتشافي افق هاي پايين تر منطقه بپردازد و نهايتا با نمونه برداريهايي كه انجام مي دهد به نتيجه ممكنه برسد.5- منشاء سيليس در منطقه به دليل بالا بودن آن در افق هاي پايين تر خاك و حمل آن توسط محلول هاي گرمابي بالارونده اوليه كه خود حاوي سيلس بوده اند مي باشد.6- بطور كلي يك سري گسل هاي كوچك و بزرگ در منطقه ديده مي شود كه جهت شيب بعضي از آنها به سمت شمال مي باشد و آغشتگي به اكسيد آهن در محل شكستگي هاي قديمي تر اين گسل ها به خوبي نمايان است. همچنين در كنتاكت گسل ها سنگ هاي برش گسلي يافت مي شوند.7- سنگ مادر اين معدن كه در افق هاي پايين تر قرار دارد در حد آندزيت تا داسيت است.8- با توجه به توضيحات داده شده توالي سنگهاي اين معدن از بالا به پايين به ترتيب شامل موارد زير است :الف) كلاهك سيليسي در بالاب) بخش كائولينيزه شده كه قسمت اصلي معدن را تشكيل مي دهد و حاصل آلتراسيون بخش پاييني خود است.ج) سنگ مادر غير آلتره شده9- با توجه به عدم مسائل ايمني در منطقه ، سنگ هاي بعضي از قسمتهاي معدن كه داراي شكستگيهاي بسيار زيادي هم مي باشند با توجه به لرزش هايي كه بر اثر كار دستگاهها در اين معدن موجود است ريزش كرده اند كه مي تواند باعث خطراتي براي پرسنل و كارگران اين معدن رو باز باشد. از جمله مسائل ايمني رعايت نشده در منطقه نبود سطح ايمني و شيب مناسب براي جلوگيري از ريزش مواد معدني مي باشد.10- با توجه به حجم زياد باطله هايي كه بر روي مواد معدني قرار دارند در بعضي قسمت هاي معدن تونل هاي كوچكي براي ارزيابي ذخاير معدني و كيفيت آنها حفر شده است و نمونه برداريهايي از آن قسمت ها صورت گرفته است كه در صورت اقتصادي بودن ذخاير باطله ها را برداشته و كل ذخاير معدن را استخراج مي كنند اما در صورتي كه اين كار (باطله برداري) مقرون به صرفه نباشد مواد معدني مفيد را از داخل همان تونل ها به بيرون مي آورند.11- همانطور كه در قبل گفته شد اين معدن داراي دپوهايي با عيارهاي متفاوت است كه هر يك از درجه خلوص ها مي تواند براي مصرف هاي خاصي مفيد باشد ضمن اينكه مي توان براي فرستادن اين مواد معدني به كارخانه دپوهاي مختلف را با يكديگر مخلوط كرده و در مجموع سنگ معدن را كه متوسط عيار دپوهاي مختلف است به كارخانه تحويل داد.12- از ديد استاد مربوطه (جناب آقاي مهندس سعادت ) كار استخراج و بهره برداري از اين معدن به خوبي انجام نمي شود زيرا باطله ها و غير باطله ها با يكديگر مخلوط شده اند، پلهها، پله هاي ردست استخراجي نيستند و همچنين مشكل ايمني در معدن وجود دارد.اين معدن از جمله معادن قديمي است كه در آن افراد زيادي كار مي كرده اند و يا حتي بعضي افراد در اين معدن بازنشست شده اند و يا در شرف بازنشستگي هستند.لازم به ذكر است كه كارگران اين معدن بسيار با تجربه هستند و مي توانند ميزان خلوص ماده معدني را با چشم تخمين بزنند بطوريكه بررسي هاي آزمايشگاهي كه بر روي سنگ انجام گرفته است و با حدسي كه كارگران معدن نسبت به درجه خلوص سنگ زده اند 10% هم خطا نداشته باشد.
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 و ساعت 21:51
شهرک صنعتی گناباد
ازشهرک های مصوب سال 1368هیئت محترم وزیران به مساحت93 هکتارودرکیلومتر 5 جاده
گناباد-مشهدواقع شده است.دراین شهرک تعداد61فقره قرارداد درزمینه های مختلف کانی
غیرفلزی ،شیمیایی برق والکترونیک،غذایی منعقدشده است که ازاین تعداد 25واحد به
بهره برداری رسیده و6واحددرحال ساخت وسازمی باشد که از مهمترین واحدهای فعال میتوان به شرکت دیرگدازایران تولیدکنندهآجرهای نسوز،واحدچینی تقدیس تولیدکننده ظروف چینی ،کاشی سنگ امیدتولیدکننده کاشی سنگی ،طوس خاک تولیدکننده بنتونیت،مروارید وش تولیدکننده پنبه محلوج وروغن کشی شرکت تعاونی
گاوداران تولیدکننده خوراک دام وشرکت تعاونی آذرکویر درزمینه تولیدانواع حلب بهداشتی میتوان نام برد.
امکانات شهرک درحال حاضرداشتن سندتفکیکی برای تمام قطعات ،2حلقه چاه بادبی 12لیتردرثانیه ،احداث منبع زمینی وهوایی،اجرایشبکه آب شرب ازگنابادبه شهرک واجرای شبکه داخلی آب شرب شهرک ،کابل200زوج تلفن ،فضای سبزمناسب ،ساختمان اداری،اجرای شبکه 20کیلوولت وروشنایی معابروبلواراصلی شهرک ،آسفالت معابراصلی وفرعی شهرک که دردست اقدام می باشد.طراحی شبکه
نوشته شده توسط علی تقی زاده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 9:7
شركت صنايع چيني تقديس ( سهامي خاص )
شركت صنايع چيني تقديس ( سهامي خاص ) در سال 1384در زميني به مساحت52000 متر مربع فاز اول افتتاح و آماده بهره برداري گرديد و فاز دوم هم در مراحلاداري است.
مجموعه ماشين آلات وتجهيزات نصب شده خطوط توليد توسط شركت DORST آلمانتامين گرديده و عمليات نصب و راه اندازي با همكاري كاركنان شركت و پيمانكاران داخلي به انجام رسيده است . ....
چيني تقديس در حال حاضر از امكانات و ماشين آلات مدرن روز برخوردار است مانند :
پرس هاي ايزواستاتيك و در قسمت هاي پرداخت روبوت هاي ABB - پرشر كستينگ - فرمينگ – فنجان زن اتوماتيك - اسپري دراير -كوره هاي پخت سريع ( زير لعابي ) – لعاب زن هاي اتوماتيك – ماشين هاي خط زن – ماشين ساب – و دستگاه شيرينگ اتوماتيك و .. . . . . . . .
چيني تقديس برخوردار از 24000 مترمربع سالن هاي توليد و 2800 مترساختمان هاي اداري و پشتيباني و 1500متر مربع ساختمان هاي فني و تاسيسات مي باشد .
چيني تقديس در فاصله اندكي كه از آغاز فعاليتش مي گذرد توانسته با جذب و بكار گيري مديران ، كارشناسان و پرسنل مجرب و متخصص به مرز توليد اسمي خود و با حفظ كيفيت تعهد شده نائل گردد و در رديف معدود كارخانه هايي قرار گرفته كه توانايي توليد چيني زير لعابي را دارامي باشد .
هم اكنون چيني تقديس توانسته با بهره برداري مناسب و حرفه اي از تكنولوژي پيشرفته و پخت سريع توليدات خود تنوع ببخشد .
اين شركت با در اختيار داشتن حدود 420 نفر پرسنل و با وجود قسمت هاي اجرايي نظيرآزمايشگاههاي چيني – كنترل كيفيت – تحقيق و توسعه در واحد هاي ستادي نظير تضمينكيفيت – كميته ارتباط با مشتري
– كميته هاي طراحي و توسعه ...توانسته بخشها ي مهمي از بازار داخل تاثير مهمي برجاي گذارد .
نوشته شده توسط علی تقی زاده در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 7:47
قاليبافی در گناباد
می توان اين منطقه را در ميان آن گروه از مناطق توليد و عرضه قالی در خراسان منظور نمود كه سابقه قالی معاصر آن به سالهای قبل از جنگ دوم جهانی (1318) باز می گردد. احتمالا" در يك يا دو دهه قبل از شروع سدهء1300 هجری شمسی نيز قاليبافی به سبك و روش امروز قاليهای خراسان و با اسلوب جديد رايج بوده است. اگرچه امروزه قاليبافی در گناباد از هر حيث قابل مقايسه با ديگر شهرهای استان نيست و كاهش كيفيت در بافته های آنها تا حدودی خودنمايی می نمايد اما منابع موجود و مستند حكايت از فعاليت چشمگير اين ناحيه در سالهای دور گذشته دارد. امروز با نگاهی در خيابانهای كوچك و محدود گناباد به جز چند مغازه انگشت شمار نمی توان مكان قابل توجهی برای مشاهده دستبافهای اين ناحيه پيدا نمود. به عبارتی عليرغم وجود عوامل لازم و تامين مواد اوليه به ويژه در سالهای اخير، گرايش قابل توجهی از سوی مردم جهت بهبود كمی و بالاخص كيفی در اين بخش از اقتصاد منطقه ای و به عبارتی در اين بخش از فعاليت اقتصادی مردم مشاهده نمی گردد و عليرغم افزايش تعداد دارهای قاليبافی در سطح منطقه، تحول و جنبشی در جهت بهبود اين صنعت وجود نداشته و لذا در سطح فرشبافی استان، نام گناباد كمتر خود می نماياند. اما آنچه كه باعث توجه بيشتر هر پژوهنده ای به صنعت قاليبافی در اين ناحيه می گردد، تنوع و كيفيت توليدات سالهای اخير بلكه قدمت و سابقه خاص گناباد در اين زمينه می باشد. سابقه ای كه نشان از توجه خاص متنفذين و و بزرگان اين ناحيه به قالی و قاليبافی می باشد و اين خود می تواند نشان از ريشه دار بودن قاليبافی در حومه گناباد، روستاهای بیلند وباغ آسیاو همچنين روستاهای رهن و ورياب در دهستان حومه و همچنين نوغاب از قديمی ترين مناطق قاليبافی گناباد هستند كه تاريخ فرشبافی در آنها احتمالا" به سالهای اوليه شروع اين صنعت در گناباد باز می گردد و بنا به ادعا و گواه بسياری، روستای باغ آسياكه در ميان اهالی به باغ سياه شهره گشته، اولين منطقه در شروع قاليبافی گناباد می باشد. ارتباط دو كمپانی خارجی وابسته به كشور های آلمان و انگليس در سالهای قبل از 1317 با توليدكنندگان فرش گناباد به ويژه در باغ آسيا يكی از دلايل اصلی قدمت و اهميت قاليبافی در گناباد به ويژه روستای مذكور می باشد. احمد باغ آسيابی از معروفترين و شناخته شده ترين توليدكنندگان فرش دستباف گناباد بوده است كه بخش مهمی از توليدات وی بر اساس طرحهای سفارش داده شده از طرف كمپانيهای خارجی بوده است. به طور همزمان با با احمد باغ آسيایی، قوام ناصری در روستای رياب و معين الاشراف در روستای نوغاب واقع در 3 كيلومتری جنوب گناباد كه از ثروتمندين و متنفذين آن دوران بودند نيز به عنوان ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در منطقه گناباد فعاليت داشتند كه به عقيده بسياری از نظر قدمت و سابقه فعاليت در اين زمينه نسبت به مرتضی احمد باغ آسيایی دارای سوابق بيشتری هستند. ليكن توليدات مرتضی احمد بنا به اظهار تجار و دست اندركاران از كيفيت و برتری خاصی برخورداربوده است. در مورد قوام ناصری و فعاليت های وی هيچگونه اطلاعی در دست نيست ليكن پس از مرگ معين الاشرف پسر وی به نام حاج آقا معاوت، كار پدر را ادامه داد. توليدات وی تماما" با نام معاون التجاره عرضه می گشت. تاريخ فوت اين دو قبل از ميرزا احمد باغ آسيایی می باشد. در حال حاضر برخی از موقوفات معين الاشرف باغ آسيایی مانند سنگهای آسياب وقفی كه نام وی بر روی آنها حك شده در روستای نوغاب موجود است. از ديگر توليدكنندگان فرش دستباف در گناباد، سيد حسن صالحعليشاه می باشد. صالحعليشاه پسر ملانور عليشاه از مجتهدين روزگار خود بود . صالحعليشاه اگرچه خودتبحری در بافت و اصول فرشبافی نداشت، ولی به دستور او فرشهای نفيسی در بيدخت گناباد تهيه گرديد كه همگی جهت مفروش نمودن زيارتگاه پدرش مرحوم نورعليشاه بود كه بر اساس نقل قول يكی از تجار و بافندگان قديم گناباد كه خود در حدود 30سال قبل تعدادی از بافته های كهنه و باارزش آنها را خريداری نموده بود، در بالای فرش و در قسمت حاشيه تمامی اين فرشها عبارت ((هو121)) به چشم می خورد. تمامی اين فرشها تجار و خريداران گناباد، مشهد و تهران خريداری و در حاضر هيچ نمونه ای از آنها موجود نيست. علی جان محمود زاده و حاج عباسعلی بيلندی از ديگر توليدكنندگان فرش در روستای جويمند گناباد بوده است. به طور كلی شايد بتوان مطابق با اطلاعات موجود، فرشبافی در گناباد را به 2 دورهء نسبتا" متمايز تقسيم نمود كه بيشترين تفاوت توليدات اين دو دوره از لحاظ سبك طرح و نقشهای مورد استفاده می باشد. 1- دوره اول: از زمان شروع قاليبافی تا قبل از جنگ جهانی دوم (1318). دراين زمان استفاده از طرحهای سفارش شده توسط كمپاتيهای آلمانی و انگليسی بخشی خاص از طرحهای فرش اين ناحيه را به خود اختصاص داده و يا تاثير ويژه ای در نقوش ديگر فرشها برجای گذاشته است. 2- دوره دوم: دورهء پس از جنگ و گرايش به طرحهای اصيل خراسان به ويژه لچك و ترنج شاه عباسی و افشان شاه عباسی به همراه حفظ رجشمار پايين، ويژگی فرشهای اين دوره می باشد كه در دهه های اخير با توجه به حفظ اين نقشه ها و عدم تحرك و جنبش در دگرگونی نقشها و صرفا" افزايش رجشمار فرشها تا حداكثر30و 35 بيانگر حفظ شيوه های بافت و عدم اشتياق به تحول در طی 50 سال می باشد.
نوشته شده توسط علی تقی زاده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 و ساعت 18:40
سفالگری در گناباد
سفالگری در گناباد حداقل پیشینهای پنج هزار ساله دارد که با مراکز تمدنی هم عصر خود از شیو های یکسان پیروی میکرده اما « سفال مند » با مصالح و تزیینات متفاوت به عنوان پدیدهای نوظهور از اواخر قرن یازدهم هجری در « مند » رایج شده و با سفالهای میبد یزد، اصطبهان فارس و شهرضای اصفهان شباهت تام داشته و اگرچه در طول زمان تا حدودی از محیط نیز تأثیر پذیرفته و عواملی مانند ذائقه مصرف کننده و اعمال سلیقه سازنده به آن رنگ و بوی خاص داده است، با وجود این استفاده غالب از نقش مایههای سنتی و رنگهای گرم و شاد سفال « مند» را جذاب و قابل طرح در مجامع هنری نگاه داشته است .سفال مند از لحاظ نوع مواد تشکیل دهند به دو گروه جسمی و چینی تقسیم میشود. ماده اولیه سفال جسمی خاک رس است که از رسوبات سیلابهای وارد شده به بندهای اطراف گناباد برداشت میشود. این نوع خاک اندکی قرمز رنگ و نرم است که برای پیشگیری از ترک خوردگی باید کمی ماسه بادی به آن افزوده شود. گل رس به خوبی ورز داده میشود و پس از طی مراحلی برای ساخت و پرداخت انواع ظروف مورد استفاده قرار میگیرد .
سفال جسمی مند بدون لعاب قرمز اخرایی است و با پوشش لعابی به رنگهای مختلف عرضه میشود استحکام این نوع سفال زیاد است به همین جهت ظرفهای بزرگ و پر اصطکاک مثل قاب، قدح های بزرگ، خم و کشک ساب از سفال جسمی ساخته میشود .
مواد تشکیل دهنده سفال چینی ترکیبی از پودر سنگ سفید و گل سرشور است گل سفید رنگی که از این دو عنصر حاصل میشود در فرهنگ سفالگری مند به چینی شهرت دارد. جمع آوری، کوبیدن و به عمل آوردن گل چینی با تحمل زحمت و صرف وقت و هزینه نسبتاً زیاد توام است به همین دلیل سفالگر ترجیح میدهد ظرفهای کوچک و ظریف و تجملی را با آن گل بسازد.
بدنه ظرفهای ساخته شده از گل چینی قبل از لعاب، سفید متمایل به کاهی است و جهت زمینه سازی برای تزیین بدنه پوشش سفید رنگی مرکب از کائولن و گل گیوه معروف به لایه بر روی ظرف کشیده میشود.
سفال مند معمولاً لعابدار است. لعاب یک رنگ را برای تزیین و انسداد منافذ ریز بدنه مورد استفاده قرار میدهند که در این صورت ظروف به رنگ دلخواه و یکدست عرضه میشوند و لعاب شیشهای یابی رنگ به عنوان حفظ نقشها و درخشندگی بدنه ظرف کاربرد دارد.
مهمترین مشخصه سفال مند عناصر تزیینی بر گرفته از طبیعت است. این عناصر که در چهار گروه انسانی، حیوانی، گیاهی و هندسی جای میگیرند، به ظاهر نقشها و خطوط ساده و آشنایی هستند اما وقتی آن نقشها و خطوط مورد مطالعه و ارزیابی دقیق قرار میگیرند بر حضور آیینها و باورهای کهن ایرانی در خاستگاه اولیه آن نگاره ها گواهی میدهند. از جمله نقش ماهی که بدنه اکثر ظرفهای مند از زینت داده و جایگاه والایی در روایات اسطورهای دارد. ماهی در بیش از اعتقادی ایرانیان از سویی سرور آفریدگان آبی و از سوی دیگر بزرگترین آفریدگان اورمزد در مقابل وزغ بزرگترین آفریدگان اهریمنی است. به عبارت دیگر ماهی مظهر موجودات آبی. ژرف نگری و تیزبینی است. او نگهبان « هوم سپید » نماد گیاهان است .
بر اساس روایتی در بندهش :
« اورمزد هوم سپید را در دریای فراخکرت رویاند و اهریمن در عمق آب وزغی آفرید که هوم را تباه کند. اورمزد برای دفع آن وزغ ده ماهی آفرید که همواره پیرامون آن هوم را بپاید و همیشه یکی از ماهیان سرش به پایین و در جستجوی وزغ است. »
جالب و قابل تأمل است که بر بدنه برخی ظرفهای استوانهای مند گیاهی در میان دو ماهی نقش بسته که یکی از آنها وارونه و سر در خاک دارد و گویی در جوار گیاه چیزی را جستجو میکند .
نقوش دیگر زینت بخش سفال مند که هر یک به مقتضای حضور آن در قلمرو اسطوره و فرهنگ کهن ایران قابل تعبیر و تفسیر میباشند عبارتاند از : خورشید، پرنده، پروانه، بته جقه، گل و مرغ، گلو پروانه، گل و برگ، گل کدو، کتیبه، ابر و گل، گنجی، اسلیمی، گل گرد، خونه کشی و محرمات. این نقوش به ظور یکسان سفال جسمی و سفال چینی مند را زینت میدهند. تهیه، ساخت و پرداخت سفال مند از دیدگاه زمینشناسی در شناخت عناصر معدنی و کاربرد علم شیمی در ساخت رنگ و لعاب، کاربرد علم فیزیک در امر ایجاد کوره و حرارت و میتولوژی در شناخت باورها و اعتقادات کهن بسیار مهم و قابل مطالعه است.
نوشته شده توسط علی تقی زاده در جمعه هفدهم آذر 1385 و ساعت 18:5
درباره وبلاگ
علی تقی زاده کارشناس ارشد شیمی آلی و دبیر آموزش و پرورش مشهد هستم در این وبلاگ سعی شده است مطالب موجود در مورد گناباد که بصورت پراکنده درمنابع مختلف نوشته شده جمع آوری شود . برخی از نقطه نظراتم در مورد جنبه های مختلف اجتماعی ؛ فرهنگی؛ اقتصادی و تاریخی گناباد نیز درج شده است.