نگاهی اجمالی به برخی اصول شهر سازی مدرن

نگاهی اجمالی به برخی اصول شهر سازی مدرن

 

مشکل ترافیک و نبود پارکینگ مناسب دربرخی از ساعات شبانه روزو دربعضی مناطق مر کزی شهر  یکی از مشکلاتی  است که شهر گناباد هم اکنون با آن کم و بیش در گیر است و اگر به آن توجه نشود با رشد روز افزون خودروها تشدید خواهدشد.

                                گسترش شهر نشینی و رشد کمی صنوف مختلف در سالهای اخیر سبب شده است که  لزوم توجه به مسایل زیست محیطی و آلودگی محیط زیست نمایانتر گردد.

در این مقوله سعی می شود به بررسی روشهای حل این مسئله درشهرسازی مدرن بصورت بسیار اجمالی پرداخته شود و ازدیده ها و تجربیات ناشی از اقامت سه ساله در تایلند و سفربه کشورهای آسیای جنوب شرقی نظیر مالزی و سنگاپورو....نیزاستفاده شود.

 موضوعات فوق را میتوان درسطوح زیر مورد بررسی قرار داد:

1-   بعلت عدم اشتیاق به سرمایه گذاری توسط بخش خصوصی؛ گناباد فاقد یک مرکز خرید مجهز و امروزی می باشد شهروندان ناگزیرند برای خرید مثلا یک لباس ساده خودرو خود را دورتر از محل مورد نظر و یا احیانا بصورت دوبله در آن محل پارک کنند و پس از بازدید از چند فروشگاه و تحمل سرما در زمستان و گرما در تابستان از خرید خود رضایت کامل نداشته باشند در شهر های مدرن شهروندان برای خرید به مراکز خرید ی مراجعه می کنند که در گوشه و کنار شهر وجود دارد خود روی خود را در پارکینگ پارک نموده و با خاطری آسوده بدنبال خرید اقلام مورد نظر خود می روند.کنترل قیمت و کیفیت کالاها در این مراکز توسط سازمانهای مربوطه به خوبی صورت می گیرد.به عنوان مثال تعدادی ازاین مراکز در شهر مشهد ساخته شده است که البته با شکل مدرن و امروزی آن فاصله زیادی دارند.پخش و گسترش مغازه ها در حاشیه خیابانها مطلوب اصول شهر سازی مدرن نیست و باعث ایجاد ترافیک و پارک نامناسب خود روها می شود.

2-  در اصول شهر سازی مدرن کلیه ادارات و سازمانهای دولتی و خصوصی، بیمارستانها؛ هتلها؛سینماهاو...... موظفند به هنگام ساخت و یا خرید ساختمانهای مورد نظر خود پارکینگ مجهز برای ارباب رجوع خود در نظر بگیرند. در سالهای اخیر بناهای زیادی در گناباد برای موارد فوق ساخته شده است ولی برای پارکینگ  خودرو ها ؛حا شیه خیا بانها مورد عنایت قرار

              گرفته است!

3- هنگامي که افراد از کار روزانه به خانه باز مي گردند بايددر منزل مسکونی خود احساس آرامش نمایند، ولي متأسفانه امروز در شهر گناباد و در نقاط مسکوني، افرادي اقدام به احداث مشاغل مزاحم کرده و باعث سلب آرامش ساکنان محل شده اند.برخی مشاغل نیز باعث آلودگی محیط زیست شده و مطابق بند 20 ماده 55 قانون شهرداریها بایستی به خارج از شهر منتقل شوند این موضوع به خصوص در مبادی ورودی شهر به وضوح به چشم می خورد.

 

 

قدس برای ماست(القدس لنا)

قدس برای ماست(القدس لنا)

 

در حدود20 سال قبل ،در نزدیکی روستای بیلند آثار و بقایای یک بنای بزرگ خشتی چشمان هر رهگذری

را به خود جلب می کرد.بنایی که اینک اثری از آن بر جای نمانده است!و تنها با قیمانده ی آن          مجموعه ی  با ارزش قدیمی،استخری است که امروزه به آن " گدام" گفته می شود.

آن بنای خشتی که گفته می شود یک اردوگاه نظامی بوده است ،بجا مانده از روزگاری است که ایران توسط امپراطوریهای روس و انگلیس اشغال شده بود، دنیا درگیر جنگی جهانی گردیده بود.ایرانیان طالب صلح که خود را بیطرف در جنگ اعلان کرده بودند، کشورشان بدست استعمارگران اشغال شد تا از لطمات و صدمات جنگ بی بهره نمانند.

در جنگ جهانی دوم میلیونها انسان کشته شدند از جمله تعداد زیادی از یهودیان،بدست نژادی از اروپاییان که خود را نژاد برتر می دانستند قتل عام شدند،انگیزه این کشتار ریشه در کینه و عداوتی عمیق داشت.

پایان جنگ برای اروپاییان،به آغاز ی برای حسرتها و ندامتها  مبدل گشت، برخی فجایع  به فرا موشی سپرده شدند و برخی دیگر بیش از اندازه مورد اقبال قرار گرفتند از جمله برای دلجویی از یهودیان

قوانین بسیار سخت وضع گردید تا شدت ندامت از کشتار آنان هویداتر جلوه نماید،زیرا زمان اجرای

برنامه ای دیگر فرا رسیده بود آنان می خواستند تا با طرحی دیگر ،که از سالها قبل اجرای آن را زمینه سازی کرده بودند قوم یهود را دستاویز مطامع خود قرار دهند و به نحوی دیگر خواسته های خود را عملی سازند.

پاره پاره شدن سرزمینهای امپراطوری بزرگ عثمانی  زمینه را فراهم آورده بود تا آنان با دسیسه و نیرنگ

سرزمینی جعلی را برای قوم یهود تعریف نمایند تا بار دیگر اما با روشهای جدید و موذیانه آنان را سرگرم

مجادله و جنگ کنند.

بدین ترتیب در کانون مسلمانان جهان یعنی منطقه خاور میانه عروسکی با چنگالهای خونین را خلق و به حرکت در آوردندتا به خیال خود همواره جهان اسلام را در تنش و اضطراب نگه داشته و آنرا از نیل به

پیشرفت و تعالی همه جانبه باز دارند.

خداوند در آیه 62 سوره بقره می فرماید: کسانیکه به پیامبر اسلام ایمان آورده اند وکسانیکه به آیین

یهود و نصاری و صانیین گرویدند هر گاه به خدا و روز رستاخیز ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند

پاداششان نزد پروردگار مسلم است و هیچ گونه ترس و اندوهی برای آنان نیست .هر چند تنها با این آیه نمی توان مدعی شد که پیروان تمام مذاهب اهل نجات اند و برای اینکه مشخص شود قران پیروی از کدام

آیین را مایه نچات می داند باید به آیات دیکر مانند آیه 85 سوره آل عمران نیز مراجعه کرد.

به هر حال تمام انسانها در پیشگاه خداوند یکسان هستند و هیچ گروهی بر گروه دیگر برتری ندارد و تنها داشتن نام مسلمان یا یهودی یا نصرانی و... با عث رستگاری نمی شود،بلکه اساس رستگاری در قیامت این

است که انسان از صمیم قلب ایمان آورد و آن را با عمل صالح توام کند(1)

مسیحیان و یهودیان واقعی و مسلمانان راستین همواره نشان داده اند که اهل کتاب می توانند با برادری و صلح در کنار یکدیگر زندگی کنند اما مستکبرانی که از صراط مستقیم خارج شده اند و مورد غضب الهی قرار گرفته اند برای دستیابی به اهداف استعمارگرانه خود، همواره دین را دستاویز خود قرار داده و با ایجاددر گیریهای  قومی و مذهبی سعی می کنند تا به اهداف خود دست یا بند.

گر چه مسلمانان دیگر به سوی قدس نماز نمی گذارند اما خواست و تمایل قلبی آنان، صلح و همزیستی مسالمت آمیز برای ساکنان واقعی قدس شریف است.

قدس متعلق به مسلمانان است و سرانجام با وعده الهی به وارثین حقیقی آن تعلق خواهد گرفت. انشا الله

(1)-قرآن کریم ترجمه حضرت آیت الله مکارم شیرازی

لزوم توجه به معماری اسلامی و بومی در ساخت مساجد گناباد


اسلام عالیترین شکل هنر را در معماری و به ویژه در معماری مساجد به نمایش می گذارد.هنر اسلامی در معماری مساجد تجلی می یابد.

ساخت گنبد؛محراب؛گلدسته ها،ستونها و منبرها به نوعی پیام خاص خودرا به مخاطبان القا می کنندبا دقت در این   نمادها وپیامهای آنان در خواهیم یافت که این پیامها همگی جاودانی و عرفانی هستند

 

امروزه مظلومترین نماد معماری ایران مساجد هستند که بیش از همه دچار بی مهری شده اند و اگر بخواهیم به دنبال پاسخی برای این مشکل باشیم بهترین جواب این است که اکنون کمترین توجه به معماری مساجد در ایران می شود.

 

در سی سال گذشته مساجد زیادی در گناباد و به خصوص در روستا های آن ساخته شده است اما در ساخت چه تعدادی از آنها به معماری اسلامی توجه شده است در اغلب موارد بناهای قدیمی تخریب

 شده اند وبه جای آنها یک مکعب مستطیل بتونی ساخته شده است که با توجه به آب و هوای کویری گناباد در زمستان سرد و در تابستان گرم می باشند و برای گرم و سرد کردن آنها در زمستان و تابستان انرژی زیادی توسط وسایل گرمایشی و سرمایشی صرف می شود

در مساجد امروزی مناره های زیبا دیده نمی شوند مناره هایی که کانون نور هستند وراهنمای عابدان گم گشته در صحراو بیدار کننده خفتگان در سحرگاهان .

مناره هایی که در برخی کشور های اروپایی ساختن آنها منع شده است اما چرا؟

 

  مساجد کمی وجود دارند که صاحب گنبد باشندودر محوطه یا حیاط آنها حوضی با آب جاری و تازه وجود داشته باشد 

حوضی که آینه آب است وتصویر گنبد آسمان.

 

 آیا نمی توانستیم مساجد نظیر مسجد کتاب الله بیلند  که مطابق سنگ نبشته سر در آن متعلق به دوره صفویه بوده است را مرمت نماییم و آن را بیهوده تخریب نکنیم؟

 

آیا ساختن مساجد با رعایت معماری اسلامی و بومی مستلزم صرف هزینه بیشتری است!

اگر امروز در حفظ مساجد و هنر های بکار رفته در آنها کو تاهی کنیم آیندگان هرگز ما را نخواهند بخشید که چرا چنین گو هرها و هنر های جوشیده ازمتن مردم و دین رابه آسانی و در پی تقلید از هنر غربی از دست داده ایم.

افول صنعت فرش در گناباد


در سالهای نه چندان دور،در بیشتر آبادیهاو روستاهای گناباد از اغلب خانه ها صدای کوبش شانه های آهنی بر پودهای نازک و ضخیم قالی به گوش میرسیدو صوت موزون استاد نقشه خوان گوش را نوازش می داد.با چرخش چرخهای نخ ریسی ، سالمندان روستا  نظاره گر گردش ایام بودند و شادمان از اینکه هنوز در چرخه زندگی دیده می شوند و به شمار می آیند. در کنار جویها که محل گذر آب زلال قناتها

بودند مردان جوان کلافهای پشم را شسته، بر سنگ می کوفتند تا سنگ دیده! شوند و بتوانند در آینده

جست و خیزهای ما را تحمل کنند. در خم های رنگرزی ؛ رنگ های گیاهی نیل؛قرمز دانه و..... چنان

بر درون کلافها می نشست که تابش مداوم نور خورشید و یا شستشو نیز نمی توانست تداخل و یا تغییری

 در رنگهای فرشها ایجاد کند. دختران روستایی قالی بافته شده ی خود را به خانه بخت می بردند....

خلاصه از تن پوش پربرکت گوسفند! افراد بسیاری از دامدار؛ریسنده ورنگرز گرفته تا بافنده؛پرداخت زن

فروشنده؛رفوگرو.....مشغول بکار بودندو روزگار می گذراندند.

اما بتدریج آنچه را که طی هزاران سال بدست آورده بودیم یه یک باره از دست دادیم،صنعت فرش در گناباد رو به افول نهاده است وبه نظر میرسد سرعت آن در سراشیبی نابودی، نسبت به سایر مناطق و شهر های اطراف نظیر کاشمر و بیرجند بیشتر بوده است.

باید چاره ای اندیشید تا صنعت فرش دوباره مورد اقبال بسیاری از جوانانی قرار گیرد که با بیکاری دسته و پنجه نرم می کنند.

بایستی دوباره تابلوی تاریک و نمورو دهشتناک کارگاه فالیبافی را زیرکانه نقاشی کرد،و به کمک روشهای نوین علمی آنرا به گونه ای جذاب ،ایمن و سالم نمود تا همه  با استشمام رایحه خوش آن، دوباره وارد آن شوند و از بودن در آن لذت ببرند.

می توان با مدیریت افراد کاردان و با تجربه زمینه صادرات هر چه بیشتر فرش را فراهم نمود ودوباره مهار

این هنر وصف ناپذیر ایرانیان را از دیگرانی که با نسخه برداری ناجوانمردانه آنرا  ربوده اند بدست آورد.

دولت می تواند در اجرای یک طرح  کارشناسانه به ازای بافت هر چین از فرش به بافنده جوایزی اهدا نماید ، برای ساخت کار گاههای استاندارد فرش انگیز های مناسب فراهم آورد وبه صنعت فرش بدیده جدی تر و علمی تر بنگرد.دولت می تواند به کارمندان خود برای خرید فرش دست بافت، وام کم بهره طویل المدت اعطا نمایدو..... مسئولان محلی می توانند بموازات آن زمینه اعطای وامهای کم بهره به کار آفرینان این عرصه را فراهم نمایند. زمینه احیای نقش های اصیل گنابادی  که به بوته فراموشی سپرده شده اند را ایجاد کنند و بافندگان قدیمی و نمونه را مورد تشویق و معرفی قرار دهندو..........فرش دستبافت یکی از مظاهرهویت ایرانیان است و تقویت ارکان فرش یعنی تقویت هویت ایرانی. انشا الله